در آستانه پنجاهمین سالگرد واقعة 28 مرداد و از چندین ماه پیش برآن شدیم از این فرصت یکبارة خود بهره جسته و بعنوان نسلی منفک از نسل 28 مرداد ـ نسلی که حق دارد با توجه به آگاهیها، تجربه ها و نیازهایش“تعبیر خود را از تاریخ داشته باشد“ـ به بررسی و بازنگری این واقعه مهم تاریخی پرداخته و دفتری ویژه به بحث دوبارة آن اختصاص دهیم.
بهتر است از هنگامی که فرمان نخست وزیری پدرم به او ابلاغ شد شروع کنم. قطعاً استحضار دارید که تقریباً از اوائل مرداد ماه پدرم و من مورد تعقیب مأمورین دکتر مصدق بودیم و در حال اختفا بسر می بردیم، حتی برای یافتن ما جایزه تعیین شده بود و بناچار هر روز در گوشه و کناری وقت خود را می گذارندیم.
کودتای 25 مرداد، برخلاف فاجعه 28 مرداد عملياتی در جهت اجرای طرح دقيقی بود که از مدتها قبل مورد بررسی موشکافانه قرار گرفته بود. به طوری که بازيگران اصلی آن، شکست ناپذيرش می پنداشتند...
فکر انتشار شمارة ویژه ای به مناسبت پنجاهمین سالگرد 28 مرداد را در همان نخستین مراحل با آقای صدرالدین الهی در میان گذاشتیم و در این زمینه از ایشان تقاضای مطلبی نمودیم. در گیرودار گفتگوها و مشورتهایمان با آقای الهی تشویقمان کردند، در کنار زمینه هائی که برای بررسی و بحث این واقعه در نظر داشتیم، بخشی را نیز به شرح وقایع آن روزها از زبان شاهدان عینی اختصاص دهیم و خود نیز مشاهداتشان را که از زبان یک روزنامه نگار جوان که سالها پیش نگاشته شد و قبلاً هم به چاپ رسیده بود با اصلاحات عبارتی و چند نکته تازه برایمان ارسال نمودند، که بابت آن از ایشان سپاسگزاریم.
اکنون ايران تازه ای که از ويرانه نظام شاهنشاهی و جمهوری اسلامی بدر می آيد اين مراحل را پيموده است و فضيلتهای گذشت و سازش پذيری و همرائی را که از اعتقاد به حقوق بشر می آيد کشف کرده است .
سرداری که لشگرش را بدون در نظر گرفتن ميزان توانايی های خودش و قدرت دشمن اش به جنگ دشمنی ببرد و دعوايی را آغاز کند که از پيش معلوم است جز شکست و از دست دادن لشگريان اش نتيجه ای نخواهد داشت، سردار لايقی نيست و به جای خدمت ممکن است در عين حُسن نيّت بدبختی به بار بياورد. اين تبرئة کسانی نيست که کودتای 28 مرداد را به صورتی که رخ داد به راه انداختند.
ترازوی داوری تاريخی، مصالح بلند مدت ملّت است و درست نيست اين هدف والا به تعصب ورزيها گرفتار شود. ملتهای بزرگ جهان، ضمن اينکه رهبران بزرگ خود را بدرجه قهرمانی رسانده اند و در تاريخ ماندگار ساخته اند هنگامی که پای مصالح عاليه ملت درميان بود ه از آنان نيز با حفظ حرمتها عبور کرده اند.
چنانچه دكتر مصدق با موقعیت ومحبوبیتی كه درآن زمان داشت آخرین پیشنهاد مشترك چرچیل و ترومن را پذیرفته بود، و به عقد قراردادی جدید بر مبنای آن توافق نموده بود، نه تنها اداره كامل تمام عملیات صنعت نفت از همان سال بدست شركت ملی نفت ایران سپرده شده بود، بلكه مسیر تاریخ و سرنوشت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ایران بكلی تغییر می كرد. نه واقعة 28 مرداد اتفاق می افتاد و نه ملت ایران به بلای انقلاب اسلامی دچارمی گردید.
بخش بزرگی از همه آن کسانیکه در پایان دهه 20 و آغاز دهه سی و بویژه در بُرش زمانی آغاز جنبش ملی شدن صنعت نفت در سراسر ایران و پایگیری دولت دکتر مصدق، از نزدیک دست برآتش داشته وشاهدزنده رُخدادهای قیام سی ام تیرماه وکودتای 28 امرداد ماه 1332 بوده اند، .....تا کنون نخواسته و یا نتوانسته اند، بدور از زنگارهای کینه توزانه دیرین، راستی ها را شفاف برای نسل جوان بیان بدارند.
طبعاً هیچكس قادر به تغییر دادن گذشته نیست، نه گذشتة خود و نه گذشتة دیگران. البته بسیاری در این راه می كوشند ولی كارشان هم نامی جز تحریف تاریخ ندارد. البته این تحریف انگیزه ای هم دارد كه سالها پیش جرج اورول در كتاب 1984 به ایجاز تمام بیان كرده است : “هر كس گذشته را در ید اختیار داشته باشد صاحب اختیار امروز است “.
بحث جمهوریت و اسلامیت نشان می دهد که همچنان در خم کوچه اسلام در سیاست و در استراتژی پیکارهستیم . هنوز مباحثات استراتژی تکیه به روحانیت کاملا پایان نیافته روایت تازه ای از همان نگرش سنتی به اسلام و روحانیت برگفتمان بسیاری مخالفان چیره است
روسیه بسیاری از تضادهای موجود در سیستم شوروی را حفظ کرده است. در حالی که به خاطر زرادخانه عظیم اتمی و شگردشناسی پیش رفته در پاره ای از رشته ها ( مانند فضا و تکنولوژی موشکی و هسته ای ) در نشست هفت کشور صنعتی و دارای جهان ( آمریکا، ژاپن، آلمان، انگلستان، فرانسه، ایتالیا و کانادا ) شرکت می کند، تولید ناویژه داخلی آن تنها در حد تایوان است.