23/11/1345
جناب آقای امیر عباس هویدا
کاخ نخست وزیری، تهران
جناب آقای نخست وزیر
سیاست خارجی در چند سال گذشته یکی از جنبه های درخشان زندگی ملی ما بوده است. عادی کردن روابط و رفع تشنجات با همسایة شمالی که به افزایش ثبات سیاسی کشور و یک سلسله قراردادهای همکاری اقتصادی بسیار ثمر بخش منجر شده است؛ گشودن باب مناسبات نزدیک و بسیار مفید با کشورهای اروپای شرقی؛ بسط روابط با افغانستان که مخصوصاً پس از ابتکار شاهانه در بر طرف ساختن اختلافات آن دولت و پاکستان بر دامنة آن بسیار افزوده شده است؛ سیاست ماهرانه ای که در مورد عراق در پیش گرفته شد و سهم واقعی آن در کمک به تعامل وضع داخلی عراق و دور کردن آن کشور از پرتگاه هرج و مرج کامل بعدها آشکار خواهد گردید؛ بسط نفوذ سیاسی، اقتصادی ایران در شیخ نشینهای خلیج فارس؛ یاری دادن به عناصر ضد امپریالیسم مصری در دنیای عرب از شمال گرفته تا یمن و اردن و عربستان سعودی ـ به نحوی که ایران دیگر بطور قطع از حالت شبه انزوای خود در خاورمیانة عربی در آمده است ـ و پایه گذاری همکاری عمران منطقه ای با ترکیه و پاکستان همه وجهههائی از سیاست خارجی موفق و هوشمندانة سالهای اخیر کشور ماست.
ما در جبهه های متعددی توانسته ایم به پیروزیهای کامل برسیم و یا پایة پیروزیهای کاملی را بگذاریم. اما در یکی از حیاتی ترین عرصه های سیاست خارجی خود هنوز با بعضی موانع ناشی از سنت و عادت و احساسات روبرو هستیم که با حقیقت بینی و روش حساب شده و جسورانة سیاست ما در عرصههای دیگر تناسبی ندارد.
خلیج فارس به حق مهمترین هدف سیاست خارجی و دفاعی ایران شناخته شده است. هزینههای گزافی که برای بسط بندرها و حاشیة ساحلی دریای جنوب تحمل میکنیم و برنامة دفاعی هنگفتی که در تقویت نیروی دریایی در دست اجراست و کوشش قابل ملاحظة مقامات اقتصادی برای بسط بازرگانی ایران با شیخ نشینهای خلیج فارس نشانة آمادگی ما برای تحمل بار سنگینی است که دفاع از شاهراه بازرگانی و زرخیزترین منطقة نفتی کشور بر دوش ما می گذارد.
طرحهای استعماری ناسیونالیستهای عرب برای دستاندازی به خلیج فارس اکنون از مرحلة تبلیغات گذشته است. وجود 70 هزار سرباز مصری در یمن و تزلزل وضع انگلستان در مناطق ساحلی شبه جزیرة عربستان مشکلی در پیشبینی سیر حوادث آینده نمیگذارد. پس از آنکه انگلستان پایگاه عدن را در 1968 تخلیه کرد فدراسیون عربستان جنوبی با شیوخ عقبمانده و ناتوان و فقیر خود طعمة دشواری برای جهانجویان مصری نخواهد بود. و از شیخ نشینهای ساحل جنوبی تا مناطق شمالیتر ساحل عربستان راه درازی نیست. اگر مصر بتواند نفوذ خود را در حاشیة کرانهای عربستان بگستراند ـ و در حال حاضر بسیار بعید به نظر میآید که نتواند ـ نفوذ آن که هم اکنون در شیخ نشینهای خلیج فارس قابل ملاحظه است به حدود خطرناکی بالا خواهد رفت و عملاً تبدیل به قدرتی در خلیج فارس خواهد شد. مبارزة سیاسی و تبلیغاتی ـ و گاه و بیگاه تروریستی ـ که اکنون در خلیج فارس جریان دارد شدت خواهد یافت و مصریها زندگی را بر ایرانیان شیخ نشینها دشوار خواهند کرد و مانع پیشرفت مقاصد ایران خواهند شد.
ادامة حضور انگلستان در خلیج فارس ـ به صورت پایگاههای نظامی در بحرین و شارجه ـ و تقویت نیروی دفاعی و روابط بازرگانی ایران در این منطقه، بههمراه عامل مؤثر عربستان سعودی و کویت، موانع جدی بر سر راه دستاندازیهای مصریان و ناسیونالیستهای عرب خواهد بود. ولی از این میان تنها به مساعی خود ایران میتوان اتکا کرد. انگلیسها در خلیج همیشگی نخواهند بود و متزلزل ساختنشان در شیخ نشینها چندان دشوار نیست. در 20 سال پس از جنگ امپراتوری بریتانیا مواضع خود را در خاورمیانه یکایک از دست داده است و نه به میل خود. عربستان سعودی و کویت اکنون مرفه و استوار به نظر میرسند ولی کیست که بتواند ثبات دائمی آنان را تضمین کند و خطر روی کار آمدن رژیمهای افراطی را در آن سرزمینها یکسره نفی کند ؟
تنها ایران است که به سبب موقعیت مسلط خود در خلیج فارس قادر خواهد بود ثبات این منطقه را در نهایت امر تضمین کند و دست آزمندان را کوتاه سازد.
تقویت بنیة نظامی و اقتصادی ایران در خلیج فارس عامل قاطعی است. ولی ما همچنین به استحکام وضع سیاسی و تبلیغاتی خود نیاز داریم. ما باید در خلیج فارس از صورت یک عنصر تهدید کننده بدرآئیم و حالت محافظ و مدافع بخود بگیریم. ایران در واقع نیز قصد تهدید و جهانگشائی ندارد و اقدامات آن همه در جهت حفظ و دفاع بوده است. ولی مسئله بحرین از سالهای دراز به این طرف لطمة سختی بر این تصویر ایران زده است و همچنان می زند.
ما با پافشاری در دعاوی خود بر بحرین هیچ مزیتی نصیب خود نساخته ایم و چنین احتمالی را در آینده نیز نمی توان داد اما وضع خود را در خلیج فارس به سود دشمنان ضعیف کرده ایم.
بحرین صرفنظر از موقعیت استراتژیک خود در خلیج فارس هیچ امتیازی ندارد که مبارزه به خاطر دست یافتن بر آن را موجه سازد. نفت و مروارید آن داستانهای گذشته است. تنها ثروت آن چند هزار تحصیل کرده بیکار و ناراضی و آمادة انفجار هستند که مواد خام تبلیغاتی ناسیونالیستهای عرب بشمار میروند. اکثریت بزرگ جمعیت آن عربانند و اقلیت کوچک ایرانیان بحرین هرگز شور و علاقة خاصی نسبت به سرزمین اصلی از خود نشان نداده اند.
از جهت ترکیب جمعیت و تمایلات ملی و نژادی و فرهنگی، هیچ تفاوت بارزی بین بحرین و دیگر شیخ نشینهای خلیج فارس نمی توان یافت. امکانات ایران در باز گرفتن بحرین از امکانات ما در مورد مثلاً مسقط بیشتر نیست. اگر سابقة تاریخی و وجود عناصر ایرانی برای توجیه دعاوی ما کافی باشد تنها به بحرین نمی توان بسنده کرد. در چهار سوی مرزهای ایران سرزمینهای زرخیزتری هست که سزاواری دعوی و مبارزه داشته باشد. حتی ارزش استراتژیک بحرین نیز برای قدرتی مانند ایران با تسلطش به سراسر کرانة شمالی خلیج فارس و جزایر بسیار در دریای جنوب جنبة حیاتی ندارد. برای ما بسیار مهمتر است که بحرین ـ مانند دیگر جزایر و شیخ نشینهای خلیج فارس ـ به دست یک قدرت دشمن نیفتد تا خود آن را در دست داشته باشیم.
اما با سیاست گذشتة ما در مورد بحرین، ما تنها به استواری موقعیت انگلیسها در نزد خانوادة حاکم و موقعیت مصریها در نزد تودههای مردم جزیره کمک کردهایم. مصریها میتوانند با قدرت متقاعد کنندة کافی ما را به همة ساکنان عرب سواحل جنوبی خلیج فارس به عنوان یک قدرت توسعه طلب و دارای مقاصد تجاوزآمیز معرفی کنند. ما میدانیم که اعراب خلیج فارس با دعاوی ما در مورد بحرین همراه نیستند. از این رو چه چیز طبیعیتر از آن که ما را لااقل نسبت به بحرین متجاوز بشناسند و از آنجا که تفاوت زیادی بین خود و بحرین نمیبینند بر پایان کار خود نیز بیمناک شوند؟
باز اگر ما میتوانستیم امیدواری معقولی به نتیجة سیاست خود داشته باشیم دلیلی بر آن نمیبود که در دعاوی خود پافشاری کنیم. ولی با تقویت پایگاه انگلیسی در بحرین ـ که مفهومش در عین حال حمایت نظامی و کمک مالی است ـ و با توجه به افکار عمومی در خلیج فارس و خود بحرین چه امکانات نظامی یا سیاسی یا اقتصادی برای به زانو در آوردن شیخ بحرین برای ما میماند؟ آیا ما هم اکنون بیشترین کمک را به او نمیکنیم؟ آیا قسمتی به خاطر تهدید ایران نیست که او میتواند حکومت خود را بر مردم ناراضی بحرین تحمیل کند؟ آیا اعراب بحرین ادامة حکومت او را بر تسلط ایران ترجیح نمیدهند؟
باری یک ایرانی خاصه در مقام مسئول بسیار دشوار است که قلم بطلان بر دعاوی دیرینة ایران بکشد. ما آن قدر در دوران قاجار سرزمینهای کشور را به این و آن واگذاشتهایم که حق نداریم به خاطر جلب دوستی دیگران از اینگونه گشاده دستیها بنمائیم. خود اینجانب در دوران جوانی سالها خواب تشکیل دستههای حمله به بحرین را میدیده است. ما بیش از آن در بارة بحرین سر و صدا و تبلیغات کردهایم که به آسانی بتوانیم راهحل آبرومندانهای برای مشکل سیاست خارجی خود در خلیج فارس بیابیم. پاسخ ما تصمیم نگرفتن و ادامة اعتراض بوده است و تحمل یک سلسلة دراز و روزافزون ناکامیها. بهترین دوستان ما در میان همسایگان و در دنیای عرب و خلیج فارس با بحرین روابط نزدیک دارند. پاکستان در موارد فراوان رنجشهای ما را ندیده میگیرد و ملک حسین اردن به بازدید رسمی آن سرزمین میرود.
انگلستان که ملاحظات و نگرانیهای خود را دارد از هیچ کوششی برای تحکیم وضع بینالمللی بحرین فروگذار نمیکند و ما عملاً در هیچ کشوری گوشهای شنوا برای دعاوی خود پیدا نمیکنیم. حتی همدردیهای ما با پاکستان در کشمیر و با ترکیه در قبرس نیز ذرهای کفه را به سود ما سنگین نکرده است. ما درگیر مبارزهای هستیم ـ اگر چه این مبارزه اثر عملی ندارد ـ که اندک اندک ولی به نحوی اشتباه ناپذیر شکست میخورد. بحرین از آن ما نیست و حتی احتمال بدست آوردن آن هم نمیرود که سخن از واگذاشتنش بگوئیم. ما باید از ادعای خود دست بر داریم وگرنه از خود بحرین مدتهاست دست ما را کوتاه کرده اند.
سودهایی که از چنین سیاستی بهرة ایران خواهد شد زیان قبول ناکامی را ـ که حتی در بهترین شرایط ناگزیر است ـ به مراتب جبران خواهد کرد. ما مبارزة تبلیغاتی خود را ملغی میسازیم. ولی در برابر مهمترین مانع بسط سیاست خود را در خلیج فارس از میان می بریم. وقتی موردی برای ترساندن از ایران نماند تمایل طبیعی که در شیخنشینها نسبت به ایران وجود دارد آزادانه خود را ظاهر خواهد کرد. در آن صورت حتی مأموران انگلیسی را نیز در مورد طرحهای اقتصادی و بازرگانی و فرهنگی خود در شیخنشینهای تحت حمایت انگلستان موافقتر خواهیم یافت.
رفع نگرانیهای شیخنشینهای خلیج فارس و خلع سلاح کردن عوامل امپریالیسم مصری از نظر تبلیغاتی مزیتهای منفی است که چشم پوشیدن از دعوی ایران بر بحرین نصیب ما می سازد. اما بعضی مزیتهای مثبت نیز در این راه خواهد بود. ما میتوانیم در برابر تغییر سیاست خود از شیخ بحرین و عملاً از انگلستان امتیازاتی بگیریم که خاصه از نظر روابط آینده ملی با دیگر شیخنشینها اهمیت خواهد داشت.
ایران تا کنون در بسط مناسبات بازرگانی خود با شیخنشینها و حمایت از اتباع ایران در آن مناطق همواره با دشواریهای زیاد روبرو بوده است. از جمله ما هرگز نتوانستهایم شعبة یک بانک ایرانی را در هیچ یک از شیخنشینها بگشائیم. گرفتن امتیازاتی از این قبیل در مورد بحرین به خوبی امکانپذیر است اگر ما بتوانیم با شکیبایی و تهیة مقدمات لازم با انگلستان وارد مذاکره شویم انجام معاملهای که یک طرف آن ناگزیر باید به سود ایران باشد چندان دشوار نخواهد بود. و اگر ما بتوانیم در زمینههای بازرگانی و مالی و فرهنگی و امور مربوط به اتباع ایران از بحرین امتیازاتی بدست آوریم سابقهای در مورد بقیة شیخنشینها بر قرار خواهد گردید. یک قرارداد دوستی ایران با بحرین سرمشق قراردادهای مشابهی با دیگر شیخنشینها خواهد شد. آن دست گشادهای که ما در خلیج فارس میخواهیم بدین ترتیب آسانتر تحقق خواهد یافت.
تردید نیست که این همه نیازمند طرح ریزیهای طولانی و مذاکرات پر طول و تفصیل و تهیههای دقیق تبلیغاتی و سیاسی است. ما باید ارزیابی مجددی از هدفهای سیاسی و استراتژیک خود در خلیج فارس و در دنیای عرب بکنیم. زیرا تأثیر تغییر سیاست ایران در مورد بحرین را بر موقعیت ما در دنیای عرب نادیده نمی توان گرفت.
چنین ارزیابی مجددی بههیچ وجه آسان نیست. با وجود این زمان آن رسیده است که سیاست فعالتر و مثبت تری اتخاذ کنیم. در برابر جسارت و روشن بینی قابل ستایشی که اعلیحضرت شاهنشاهی در عرصة روابط ایران با شوروی و کشورهای اروپای شرقی نشان داده اند، مسئلة بحرین ناچیز جلوه می کند.
با تقدیم احترامات فائقه
داریوش همایون
|