مبارزی بر ضد فقر در جهان
خرناندو دف سوتو در 2 ژوئن سال 1941 در آره کوییپا در کشور پرو متولد شده است. او در„Universidad Católica del Perú“ در شهر لیما (پرو) و„Institute Universitaires de Haute Études Internationales“ در شهر ژنو (سوئیس) به تحصیل علوم سیاسی و اقتصاد پرداخت و پایان نامهی خود را درهر دو زمینه از این دانشگاهها دریافت نمود. دف سوتو کار خود را ابتدا در یک شرکت مهندسی در این کشور آغاز نمود. او در اواسط دهه 1970 به ریاست هیئت مدیره سازمان کشورهای صادرکننده مس (CIPEC) و „Universal Engineering Corporation“ انتخاب شد. در خلال این کارها او به مشاورت GATT و Schweizer Bankgesellschaft برگزیده شد.
پس از بازگشت به پرو و در فاصله سالهای 1979-1980 دف سوتو ریاست بانک مرکزی این کشور را بر عهده گرفت. او در اواسط 1980 شرکتی را در صنایع معدن و ساختمان تاسیس کرد و بزودی متوجه شد که تقریبا تمامی تجارت در این بخش، خارج از چارچوب اقتصاد رسمی صورت میگیرد. دف سوتو در این سال و با اتکا به تجربیاتش در لیما به تاسیس انستیتو برای آزادی و دمکراسی(Institute for Freedom and Democracy / Instituto Libertad y Democracia (ILD)) مبادرت و هدف انستیتو را مبارزه با فقر از طریق اصلاحات در چارچوب اقتصاد بازار اعلام نمود. این انستیتو که او تا امروز ریاست آن را خود وی بر عهده دارد، توانست به یاری 400 کارشناس لیستی از شرکتها، زمینها و املاک ثبت نشده تهیه کند و نشان دهد که «اقتصاد سایه» بیش از دو سوم بازدهی اقتصاد پرو را بردوش خود حمل میکند. در اوخر دهه 1980 دف سوتو به عضویت «کمیته برنامهریزی توسعه سازمان ملل» (Committee for Development Planning of United Nations) درآمد. امروز «انستیتو برای آزادی و دمکراسی» به عنوان مشاور اقتصادی در بیش از 30 کشور فعالیت میکند. بانک جهانی توانسته است با همکاری این انستیتو از سال 2004 لیستی از کشورهای جهان به طور سالانه تهیه کند، که در آن شرایط فعالیتهای اقتصادی در این کشورها مورد بررسی قرار میگیرند. و به آنها نمره داده میشود. این گزارش سالانه Doing Business نام دارد که ما خلاصه گزارش سال 2006 و جایگاه ایران را در این شماره تلاش آوردهایم. علاقمندان میتوانند به سایت www.doingbusiness.org مراجعه کنند و کشورهای مورد نظر خود را با هم مقایسه کنند.
دف سوتو توانست در میهنش در دهه 1980 به پیشنهاد رئیس جمهور پیشین این کشور «فوجی موری» قوانین مربوط به حقوق مالکیت را اصلاح و به این قوانین مضمونی مدرن ببخشد. سازمان تروریستی «راه نورانی» بارها اقدام به قتل دف سوتو کرده است.
امروز در هرگوشة جهان بدنبال نظرات و پیشنهادات دف سوتو هستند. او در بهار سال 2004 از طرف انستیتو لیبرال و پراعتبار Gedan Cato جایزه میلتون فریدمن را در قدردانی از کارهای پژوهشی و تاکیدش بر حقوق مالکیت به عنوان پیششرط جانشین ناپذیر برای رفاه عمومی دریافت کرد. دف سوتو مبلغ یک میلیون دلاری جایزه خود را به مبارزه با فقر در جهان اختصاص داد. مهمترین اثر خرناندو دف سوتو کتاب The Mystery of Capital:Why Capitalism Triumphs in the West and Fails Everywhere Else (2000) (راز سرمایه: علت موفقیت سرمایه در غرب و عدم موفقیت آن در کشورهای دیگر) میباشد.
«جهان سوم دنیایی بیقانون است»
گفتگو باخرناندو دف سوتو در باره علل فقر، پیش شرط های سرمایهداری
و پروس به عنوان سرمشقی برای کشورهای جهان سوم
تلاش ـ آقای دف سوتو، چرا « کمکهای توسعه» در جهان سوم بیثمر میمانند؟
دسوتو ـ پولهای زیادی صرف پروژههای زیربنایی(infrastructure)، نظیر جادهسازی و آبرسانی شده است. همچنین برای سیستمهای آموزشی و درمانی پول مصرف شده است. این کارها طبعا قابل ستایشند، ولی مشکل اساسی را حل نمیکنند.
تلاش ـ مشکل اساسی چیست؟
دسوتو ـ «کمکهای توسعه» از دردف فقر میکاهند. اما در جهان سوم مشکلف کمبودف سرمایه وجود ندارد، بلکه مشکل این است که در شرایط کنونی این سرمایه سودآور نیست، بلکه «سرمایهای مرده» است.
تلاش ـ چه چیزی باید تغییر کند، که این سرمایه جان بگیرد؟
دسوتو ـ سرمایهداری در کشورهای آمریکای شمالی، اروپای غربی و تعداد کمی از کشورهای آسیایی به این دلیل کار میکند، چون در این کشورها «حق مالکیتف» مدرن حاکم است. در جهان سوم اما این حق وجود ندارد. اکثریت بزرگ ـ دوسوم ـ جمعیت جهان در دنیایی بیقانون زندگی و کار میکنند. اما در جایی که افراد مالکف حقوقی خانهای، که در آن زندگی و یا زمینی، که بر روی آن کار میکنند، نیستند، در آنجا مردم نمیتوانند سند خانه و یا سند زمین را به عنوان سپرده نزد بانک بگذارند و وام دریافت کنند. در چنین جوامعی کسی نمیتواند از طریق ارائه سهام به سرمایهاش بیفزاید.
تلاش ـ چقدر سرمایه در جهان سوم بدینگونه بلااستفاده مانده است؟
دسوتو ـ من و همکارانم در «انستیتو برای آزادی و دمکراسی» Institute for Freedom and Democracy در کشورهای بسیاری تحقیقات پایهای انجام دادهایم و ما در این تحقیقات به نتایج غیرقابل انتظاری دست یافتهایم. برای مثال در مصر مردم تهیدست بر اساس محاسبات ما در سال 2000 خارج از چهارچوب قوانین رایج در مجموع دارای ثروتی معادل 248 میلیارد دلار آمریکا بودند، که 55 بار بیشتر از کل سرمایهگذاریهای خارجی در مصر از زمان عقب نشینی ناپلئون تا به امروز میباشد، که البته مخارج ساختن سد اسوان و کانال سوئز را نیز در برمیگیرد. و این مبلغ 35 بار بیشتر از سرمایه انباشته شده در بازار بورس قاهره میباشد. و یا نگاه کنید به مکزیک: در این کشور 6 میلیون مغازه کوچک، 138 میلیون هکتار زمین حاصلخیز و 11 میلیون خانه وجود دارند، که در هیچ آمار رسمی ثبت نشدهاند. ارزش اینها در مجموع 315 میلیارد دلار آمریکا است، که 29 برابر کل سرمایهگذاریها در مکزیک از زمان استقلال این کشور از اسپانیا در سال 1836 میباشد.
تلاش ـ شما چگونه به این ارقام دست یافتهاید؟
دسوتو ـ این ارقام به سختی بدست آمدهاند. ما به شهرها، منطقههای شهری، خیابانها و به خانهها رفته و از اموال موجود فهرست تهیه کردهایم. میانگین آجر مصرف شده در ساختمان خانهها، تعداد گونیهای سیمان، تیرآهن و غیره را محاسبه کردهایم. بعد از اینکار مخارج تهیه دوباره اینها را محاسبه کردیم. ارقام ما مدت مدیدی است که انتشار یافتهاند و تا بحال کسی آنها را نفی نکرده است.
تلاش ـ این اما روشن نمیکند که چرا در جهان سوم، همانطور که شما میگوئید، «حق مالکیتف» معقول و حاکمیت قانون وجود ندارد.
دسوتو ـ زیرا خارج از چهارچوب قانون بودن پرمنفعتتر است. برای مثال سعی کنید که در مصر یک نانوایی باز کنید. ما این کار را امتحان کردیم: این کار ساده 549 روز ـ با 8 ساعت کار روزانه ـ طول میکشد و شما باید به40 اداره مختلف بروید. این کاری بیهوده است و مردم را به سوی کارهای غیرمجاز و غیرقانونی میکشاند. در مصر 88 درصد همهی فعالیتهای اقتصادی خارج از چارچوب قانون انجام میگیرند. در مکزیک تاسیس یک شرکت 17 ماه طول میکشد، البته به این شرط که شما روزانه به مدت 8 ساعت دنبال این کار را بگیرید. مشکل کشورهای رو به توسعه این است که قوانین مربوط به مالکیت در این کشورها با گذشت زمان تغییر نکرده و خود را با نیازهای مردم تطبیق نداده است. تغییر این قوانین همواره بیاهمیت و جنبی قلمداد شده است.
تلاش ـ اگر شما بخواهید چنین قوانینی را تغییر دهید، با مقاومت کسانی روبرو خواهید شد، که از سیستم فعلی سود میبرند. چگونه میتوان بر مقاومت افرادی غلبه کرد، که از تغییرات میترسند؟
دسوتو ـ مسئله ثروتمندان در کشورهای روبه توسعه این نیست که تهیدستان را تهیدست نگه دارند. اما مشکل آنها این است که نمیخواهند امتیازاتی را که به آن عادت کردهاند، از دست بدهند. به همین خاطر این امر مهم است که همه طبقات را نسبت به امتیازات بهتر اصلاحات برای همه، متقاعد کرد. البته این امر همیشه آسان نیست و اشتباه لیبرالها در این است که آنها به اندازه کافی به منافع متفاوتف طبقات و اقشار اجتماعی گوناگون اهمیت نمیدهند.
تلاش ـ البته رهبری سیاسی باید در این رابطه ابتکار عمل بخرج دهد.
دسوتو ـ درست است. من در حال حاضر با روسای کشورها و دولتها در 30 کشور همکاری میکنم، از مشرف در پاکستان گرفته تا پوتین در روسیه. تنها این افراد در موقعیتی هستند که میتوانند به دگرگونیها دامن زده و آنها را به اجرا بگذارند. ما با بانک جهانی نیز همکاری میکنیم. البته کار من به مشاورت محدود نمیشود و در پیاده کردن اصلاحات نیز نقش دارم.
تلاش ـ در جهان سوم شما از شهرت بالایی به عنوان اصلاحطلب برخوردار شدهاید ...
دسوتو ـ ... با اینکه من را در کشورهای پیشرفته و ثروتمند بارها به عنوان محافظهکار راستگرا قلمداد کردهاند. اما این امر از واقعیت بدور است. در جهانی که من از آن میآیم، محافظهکاران چیزی را از دست ندادند، زیرا آنها چیزی ندارند که ارزش محافظت داشته باشد.
تلاش ـ رئیس سابق بانک جهانی جیم وفلفن زون (Jim Wolfensohn) و دیگران بر این عقیده هستند، که فقر زمینهساز تروریسم است. شما با این نظر موافق هستید؟
دسوتو ـ نه، من این نظر را نادرست میدانم و برای چنین ادعایی حداقل به علائمی نیاز است که من نمیبینم. مردم تهیدست تمایل بخصوصی به خشونت ندارند. اما احساس محروم بودن خطرناک است.
تلاش ـ آیا اشخاصی چون اوسامه بنلادن احساس محروم بودن میکنند؟
دسوتو ـ البته! او احساس محرومیت از قدرت میکند و به مردم خاورمیانه الغا میکند که سلاطین و شیخهای آنجا به منافع آنها خیانت کردهاند. افزون بر این او به مردم این منطقه این احساس را تلقین میکند که مسیحیت تهدیدی برای اسلام است. این امر هم ایجاد احساس محروم بودن میکند و به تروریستها امکان رشد میدهد.
تلاش ـ چه نوع سرمایهداری را برای جهان سوم آرزو میکنید، سرمایهداری آزاد آمریکایی یا سرمایهداری مهار شدهی اروپایی را؟
دسوتو ـ در این لحظه طرح چنین پرسشی برای من کاملا بیاهمیت است. فعلا مسئله این است که برای تهیدستان جهان سوم سقفی و سرپناهی ساخت. حال زوایه و میزان کجی این سقفف شیروانی چه اندازه است، پرسشی فرعی است. در ضمن باید ثابت شود که کدام سیستم بهتر است، اقتصاد بازار آزاد یا اقتصاد بازار اجتماعی. تصمیمگیری در این باره فعلا مطرح نیست. شاید هم در جایی نوع مدل دیگری از اقتصاد بازار بوجود آید. مهم این است که کشورها ویژگیهای فرهنگی خود را نیز در سیستمهای اقتصادی بازیابند. همانگونه که آلمانیها اقتصاد بازار اجتماعی را میخواستند، همانگونه هم آمریکائیها سرمایهداری خودشان را میخواستند. تنها چیزی که اهمیت دارد پایههای این نظام است: رقابت و حکومت قانون (rule of law).
تلاش ـ آیا بحثهای پیرامون اصلاحات اقتصادی در کشورهای پیشرفته چون آلمان را بیهوده میدانید؟
دسوتو ـ بهیچوجه. چنین بحثهایی ضروری میباشند. اما این بحثها را کسانی انجام میدهند که درآمد سرانه آنها سالانه 30 هزار دلار میباشد. جهان سوم باید اول به این جا برسد.
تلاش ـ آقای دف سوتو، با سپاس از اینکه وقتتان که در اختیار ما گذاشتید.
|