Talashonline تلاش
صفحه نخست | ديدگاه | گفتگو | نگاه ژرف | فصلنامه تلاش | نشریات
برگشت
 

غمهای شهریور

رضا مقصدی
 

یکباره گویی آسمان، امشب تَرَک خورده‌ست.

انگار امشب، هرستاره آتشف آهیست.

از رویشف رنگین‌ترین آواز

مهتاب هم خالیست.


در روبروی آرزوی دیشبم، امشب

در روبروی رنگف رویاهای دیروزین

در جستجوی آن درختانی که در پاییز روییدند

در جستجوی سایه ـ سارانی که با من مهربان بودند.


اما کجای سینه‌ی خورشید را باید بجویم من؟

وقتی که نورف نام‌هایم نیست.



دیریست نیمی این دلف غمناک

همواره تاریک است

روشن‌ترین مهتاب هم چندی فرازف جانف بی‌تابم

آبی شعرش را فرو می‌بارد و ناگاه

از بارشفف پیگیر می‌مانَد.


زخمف تبر بر هر درختف تر

جانف مرا ـ در ابتدا ـ آشفت و پرپر کرد

چندان که مهرففف سایه ـ ساران نیز

تاریک گشت و داستانی تیره‌تر سرکرد.


این‌ست اندوهف دلم ابری‌ست بارانی

بر هرکجا در هر نفس ـ خاموش ـ می‌بارد.

وقتی که زخمی در نهانجای دلت پیوسته بیدارست

بامن بگو آیا

من با کدامین لحظه‌ی سرشار

شادابی چشمف غزل ـ افشانف مستی را توانم زیست؟


با من پیامف سبزف باران بود

با آن درختانم هوای صبحف فروردین

اما چه باید کرد با غمهای شهریور؟


باور کن ای خورشید!

آن شب که سقفف آسمان، آنجا تفَرََک خورده‌ست

اینجا دلم مرده‌ست.

جستجو در سامانه

آثـار:
دکتر جمشید بهنام
دکتر محمدرضا خوبروی پاک

برگشت

استفاده از مطالب "تلاش آنلاین" تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجاز است
صفحه نخست | تماس با ما