Talashonline تلاش
صفحه نخست | ديدگاه | گفتگو | نگاه ژرف | فصلنامه تلاش | نشریات
برگشت
 

یادگاری از هوشنگ وزیری

یادگاری از هوشنگ وزیری
 

جناب آقای هوشنگ وزیری

با كمال احترام و سلامی گرم و صمیمانه! مدرس هستم، درخواستی از شما دارم، در زمینه كاری كه در صدد انجامش هستم.
چند سالی است كه در عرصه فعالیتهای سیاسیام، اقبال آشنایی با آقای داریوش همایون و با نظرات ایشان را یافتهام. معتقدم كه زندگی پرتلاطم سیاسی ـ اجتماعی آقای همایون حاوی تجربههای با ارزش و نكات عمیق و آموزندهای است كه متاسفانه تا كنون زیرتلی از برخوردهای غیرمسئولانه، غرض آلود و سیاه و سفید كردن همه چیز، نهفته مانده است.
نمیدانم شاید شما نیز با من هم نظر باشید كه شخصیت ایشان مانند بسیاری از افراد دیگر، بدرستی و به انصاف و از بعد توانائیها و تاثیرات مثبتی كه ایشان داشته یا می توانستند داشته باشند، مورد ارزیابی و برخورد قرار نگرفته است.
در صددم، تجربههای ایشان را جمع آوری نموده و به بررسی این تجربهها، چگونگی حضور ایشان در عرصههای گوناگون زندگی اجتماعی، فعالیتهای سیاسی، حضور در احزاب، قبول مسئولیت و حضور در دستگاه حكومتی، نقش و تاثیر ایشان از زاویه نقطه نظراتشان بر روی جریانهای مختلف اجتماعی از جمله حزب مشروطه ایران، بپردازم.
میدانم كه شما ایشان را می شناسید و در مقاطعی رابطهای نزدیكتر با ایشان داشتهاید، به همین خاطر پرسشهایی دارم كه مطمئنم با رجوع به حافظه، خاطرات و دانستههای خود در مورد ایشان، میتوانید بدانها پاسخ دهید. همچنین با حسن نظر و لطفی كه در شما سراغ دارم امیدوارم با این درخواست موافقت نمائید.
همچنین میخواستم از شما خواهش كنم در صورت پذیرش درخواست، اعلام فرمائید كه آیا مجاز خواهم بود در صورت توفیق در انتشار بیرونی آتی این مجموعه، به سخنان شما با ذكر نامتان استناد نمایم ؟
و حال پرسشها :

1 ـ بخش مهمی از فعالیتهای آقای همایون را همواره كار مطبوعاتی بخود اختصاص داده است. ایشان برای نشریات مختلفی قلم زده یا خود مسئولیت نشر را برعهده داشته اند.
در همین 8 – 9 سالة آشنایی و پیگیری نظرات و نوشتههایشان برای من توانمندیهای ایشان در دست به قلم بردن و نگاشتن در خصوص مسائل اجتماعی ـ سیاسی بسیار جالب و تحسین برانگیز بوده است. می‌خواستم نظر شما را در این زمینه بویژه در سالهای قبل از انقلاب بدانم. آیا ایشان اینگونه كه امروز (منظور سالهای پس از انقلاب) برگرد مسائل سیاسی ـ اجتماعی، تحلیل روشن و صریح از وضعیت سیاسی، و بسیاری از مسائل ارزشی، قلم می‌زنند، در گذشته نیز چنین بودند؟ و از این زاویه چه تاثیری بر روی پیرامونیان خود داشتهاند؟

2 ـ شما از نزدیكتر در جریان تاسیس و دوران فعالیت “روزنامه آیندگان“ بودید و می‌توانید بركنار از آنچه كه تا كنون نگاشته یا تبلیغ شده اند قضاوت خود را ارائه دهید.
در مقایسه با دو قطب بزرگ مطبوعاتی یعنی كیهان و اطلاعات چه تاثیر جدیدی را آیندگان در جامعه ارائه داد یا می‌خواست ارائه دهد؟
آیا این درست است كه روزنامه آیندگان از زمان تاسیس و در ادامه كار خود مجموعههای از مخالفتهای دست اندركاران مطبوعات و همچنین بخشی از روشنفكران را علیه خود برانگیخت؟ آیا آیندگان موفق شده بود دامنه حضور دیگران را به نفع خود تنگ نماید؟ آیا جبهه گیریهایی اگر بود, بدلیل شایعاتی كه حول و حوش آن موج میزد (وابستگی به قدرت یا حمایت و پشتیبانی بیگانگان) بوجود آمده بود؟ تنگ نظریها، اتهامات و برخوردهای ناسالمی كه امروز هم ما در میان نیروهای سیاسی، روشنفكری، نویسندگان، هنرمندان خود شاهدیم، در برخورد به آیندگان و همچنین در برخورد به آقای همایون چه نقشی بازی می كردند ؟

3 ـ از نظر شما كدام ارزیابی از حضور آقای همایون در نظام گذشته نزدیكتر به واقعیت است؟
الف ـ به عنوان یك روشنفكر اصلاح گرا
ب ـ به عنوان شخصیتی همخوان و همراه با حكومت

در خاتمه بسیار خرسند و سپاسگزار میشوم هر چه سریعتر پاسخهایم را از شما دریافت دارم. اما با وجود این، در هر صورت و به هر دلیلی اگر به درخواستم پاسخی منفی خواستید بدهید لطفاً مرا بی خبر نگذارید. پاسخ منفی هم خود پاسخی است و بهتر از بلاتكلیفی و انتظار است.

با ارادتمندی خاص به شما و نوشتههایتان
و با آرزوی تداوم موفقیت شما و كیهان هر دو
فرخنده مدرس آپریل 2001




پاسخ پرسش اول ـ آشنائی من با نوشته های آقای همایون به زمانی برمی گردد كه او در روزنامه “اطلاعات“ تفسیرهای خارجی می نوشت ـ در سالهای نخست دهة چهل. در آن سالها من در آلمان درس می خواندم و روزنامه اطلاعات كه می رسید، تفسیرهای داریوش همایون اولین چیزی بود كه می خواندم و آن را از هرحیث با استانداردهای بین المللی همخوان می یافتم. در این تفسیرها بیش از همه دو نكته برایم جالب بود:
نخست روشنی دید نسبت به رویدادهای سیاسی (البته فارغ از دیدگاهی كه او داشت، به هرحال دید، روشن بود)، و دوم نثر بسیار زیبا، كه در عین موجز بودن، خیلی رسا بود. این دو ـ دید روشن و بیان رسا ـ بیشك ملازم یكدیگرند و یكی بدون دیگری دست نمی دهد. و داریوش همایون هردو را داشت.
در آن روزها مقاله ای نیز از او در مجله “تحقیقات اقتصادی“ در بارة اصلاحات ارضی در ایران خواندم كه نشان می داد دامنه توانائیهای او در داوری روشن و بیان رسا فقط به مسائل سیاست خارجی محدود نمی شود. بعدها كه توفیق آشنائی، و سپس دوستی با او، دست داد، دریافتم كه سروكارم با یك انسان بسیار با فرهنگ، و در واقع صورت نوعی یك روشنفكر است. افسوس می خورم كه نثر همایون سالهای چهل و پنجاه بتدریج روانی خود را از دست داد، و در یك تصمیم خود خواسته، گرفتار پیچیدگی هایی شد كه تنها من نیستم که نمی پسندم. از جمله گشودن پرانتز و گذاشتن معادلهای اروپایی برای واژه هایی كه خودش، یا دیگران، در زبان فارسی ساخته اند.
بیفزایم كه در سالهای چهل و پنجاه، داریوش همایونی كه به موجب داوری مستقل خودش (در بسیاری از سرمقاله های روزنامه آیندگان) و داریوش همایونی كه برای توجیه اموری می نوشت كه برای رسیدن به هدفهایی سیاسی ضروری می شمرد، تفاوتی بزرگ وجود داشت. از اینرو من هرگز نتوانستم در دستگاه داوری خود برای او جای ثابتی پیدا كنم.
وقتی كه او از روزنامه نگاری به وزارت رفت، در یكی از نخستین دیدارهایم بصراحت به او گفتم كه روزنامه نگاری ایران گوهر گرانبهایی را از دست داد، حال آنكه سیاست ایران چیزی بدست نیاورد. ولی چه می شود كرد كه خود او در وجودش سیاستمدار ناكام را به روزنامه نگار كامیاب ترجیح می دهد!

پاسخ پرسش دوم ـ من از نزدیكتر در جریان تاسیس روزنامه آیندگان نبودم. ولی درست نمی دانم چندماه یا یكسال پس از انتشار، از سوی داریوش همایون به كار در آن روزنامه دعوت شدم. این همكاری تا سردبیری روزنامه هم كشید و سوای كشمكشهای گهگاهی، در تفاهم پیش می رفت.
“آیندگان“ با دو روزنامه بزرگ عصر تهران ـ كیهان و اطلاعات ـ تفاوتهای چشمگیری داشت.
نخست اینكه مباحثی در آن مطرح می شد ـ مانند نقد هنری، بررسی كتاب و غیره ـ كه در آن دو روزنامه به آنها زیاد پرداخته نمی شد (اطلاعات) یا اگر می شد، پاسخگوی نیاز جامعه ایران نبود كه هنر و ادبیات مدرن در آن در حال شكفتن بود. (كیهان) در “آیندگان“ دو مقوله از روزنامه نگاران در كنار یكدیگر همزیستی ای داشتند كه اگر داریوش همایون نبود، می توانست همزیستی نامسالمت آمیز باشد. همایون در فضای روزنامه نگاری سنتی ایران رشد كرده بود، ولی یك سروگردن از آن فضا بلندتر بود، و به همین دلیل توانست میان روزنامه نگارانی سنتی كه در آیندگان كار می كردند (بیشتر در بخشهای خبری) و جوانان نورسیدة جویای نام (عمدتاً در بخش مقاله و بررسیها و نقدها) پلی بزند.
دوم اینكه “آیندگان“ از آن محذورها و موانعی كه در روزنامه نگاری در ایران وجود داشت، كمتر پروا به خود راه می داد، و همین سبب شده بود كه شایع شودحكومت با انتشار آیندگان خواسته است یك “دریچة اطمینان“ در دیگ سیاست ایران بگشاید. زیرا آیندگان در میان جوانان و دانشگاهیان نفوذ و اعتباری بدست آورده بود. این حرف (دریچة اطمینان) مطلقاً درست نبود. من خود تقریباً هر روز شاهد جنگ و گریز با سانسور بودم. من و حتی خود همایون بیش از یكبار از نوشتن منع شدیم كه زمان آن البته بسیار نپائید. شاید همین “رهاشدگی“ سبب شده باشد كه همایون در صدد یافتن تكیه گاهی محكمتر در درون قشرحاكم برآید و به وزارت و مكانهای بالا در حزب رستاخیز برسد. با صراحت بگویم كه اگر پایبندی همایون به برخی از اصول حرفه ای ـ تلاش برای آزادی بیان (البته در شرایط آن روز)، تحمل عقاید مخالف و غیره ـ نبود ، امكان نوشتن و نسبتاً آزاد نوشتن برای بسیاری از همكاران فراهم نمی آمد . البته آیندگان با واكنشهایی نامساعد و مخالف در درون جامعة مطبوعاتی ایران نیز روبرو می شد كه خاستگاههای گوناگونی داشت. برخی از این واكنشها از سر تنگ چشمی ها و حسادتها بود، كه متاسفانه در همه جای جهان در میان اهل یك حرفه وجود دارد. و برخی دیگر هم از اینرو در خور فهم می نمود كه نشریه های جا افتاده شاید خوشحال نبودند از اینكه حریفی تازه نفس با نگرش تازه به میدان قدم گذاشته است.
در باره شایعة وابستگی به بیگانه، نمی دانم منظورتان كدام نوع “وابستگی“ است: مالی؟ سیاسی؟ به هرحال، هریك از این دو مقوله هم كه مورد نظر باشد، می توانم بجراَت بگویم كه همكاران آیندگان هركدام گرایشهای سیاسی خاصی داشتند، ولی وابستگی مطلقاً حرف مفتی است. اما در بارة وابستگی مالی: بهتر است به وضع مالی خود همایون، و من، نگاه كنید و اگر حوصله داشتید، مقایسه ای هم بكنید با وضع مالی كسانی دیگر در موقعیتهای كمابیش همانند.

پاسخ سئوال سوم: بخشی از این پرسش را در حرفهایی كه در بالا گفتم، می توانید پیدا كنید. همایون بیگمان یك روشنفكر اصلاحگر بود، ولی اصلاحات همیشه دو سر دارد: اصلاحگرایان در یك سو، و حكومت در سوی دیگر. اصلاحات همواره از راه نوسازی و بهبود نهادها صورت می گیرد. اگر حكومتی، به هر دلیل، در برابر اصلاحات بنیادی مقاومت كند، از مصلحان كار چندانی ساخته نیست.

جستجو در سامانه

آثـار:
دکتر جمشید بهنام
دکتر محمدرضا خوبروی پاک

برگشت

استفاده از مطالب "تلاش آنلاین" تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجاز است
صفحه نخست | تماس با ما