Talashonline تلاش
صفحه نخست | ديدگاه | گفتگو | نگاه ژرف | فصلنامه تلاش | نشریات
برگشت
 

زمانی برای گفتن حقیقت!

گفتگو با دکترکامبيز روستا
 

تلاش ـ آقای روستا از چه زمانی با داریوش همایون آشنا شدید و این آشنایی چگونه و به چه مناسبتی ایجاد شد. كامبیز روستای “چپ“، داریوش همایون “راست“ اساساً رابطه دوستی میان این دو “قطب“ چگونه امكان پذیر شده است؟ در فرهنگ سیاسی گذشته ما چنین چیزی در تصور هم نمی‌گنجید.

كامبیز روستا‌ ـ قبل از هر چیز لازم است بگویم كه برای نخستین بار من نظر خود را در مورد یك دگراندیش مشروطه‌خواه اعلام می‌كنم. درست می‌گوئید چنین رسمی تا كنون در اپوزیسیون ایران موجود نبوده و به نظر من این سنت‌شكنی از جانب شما كه این امكان را فراهم كرده‌اید، بسیار ارزنده است و این را بدون هیچگونه رسم و تعارف یا خوشامدگویی، می‌گویم.
در ابتدا باید تكیه كنم كه من نظریه پرداز سیاسی دیگری در جناح راست جز داریوش همایون نمی‌شناسم. و ایشان را تنها نظریه‌پرداز جدی جمع مشروطه‌خواهان می‌دانم. وی شاید تنها كسی باشد كه دیدگاه‌های خود را بر مبنای آینده‌نگری یعنی با نگاه به آینده طرح می‌سازد. و بارزترین وجه دیدگاه‌های ایشان اهمیت دادن به دموکراسی و امر دیالوگ با مخالفان سیاسی و احترام به اندیشه‌های گوناگون و دگراندیشان است. من ایشان را عمدتاً از طریق مقالات، مصاحبه‌ها و سخنرانیهایشان در نشریات و جلسات گوناگون، علی‌الخصوص در نشریة تلاش می‌شناسم. با توجه به اینكه من خود را فردی جمهوری‌خواه، لائیك و آزادیخواه طرفدار فدرالیسم می‌دانم و داریوش همایون به جبهه سیاسی دمكرات‌های طرفدار نظام پادشاهی مشروطه تعلق دارد و مدافع سیستم متمركز (البته تمركز نه به معنای طرفداری از استبداد، بلكه در مفهوم تقسیمات كشوری مطابق مدلی نظیر فرانسه) است، طبیعی است كه ما هریك در موضع سیاسی متفاوت قرار داشته باشیم. اما در مورد آنچه ناظر به آینده ایران است، طبعاً بر سر راهكارها و برنامه‌های سازندگی كشور مابین ما باید دیالوگ برقرار باشد. این تصور غلط و بی پایه نیز باید از میان برداشته شود كه گویا دیالوگ می‌تواند در میان جمهوریخواهان یا فقط در میان مشروطه‌خواهان با خودشان انجام پذیرد.

در هنگام آشنایی با نظرات همایون چند محور اساسی آنها توجه‌ام را به خود جلب کرد، نخست آنكه وی برخلاف سلطنت ‌طلبان انتقادات جدی به استبداد سلطنتی در رژیم گذشته، به فساد و بوروكرسی ناكارآمد آن و همچنین نفوذ و قدرت دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی، طرح می‌ کند. نكته دیگر دفاع پیگیر وی از اندیشة مدرن و تجددخواهی از یكسو و مقابله فكری و فرهنگی با سنت و سنت‌گرایی از سوی دیگر است. در اندیشة او مقابله با دخالت مذهب در سیاست تا رهبریت سیاسی و نبود فرهنگ مذهبی و طرد آنها جایگاه ویژه‌ای دارد. وی از این جهات گامی نسبت به دیگران جلوتر است.
علاوه براین داریوش همایون نشان داده است كه نه تنها در نظر پیرو اندیشه مدرن است بلكه همچنین به الزامات عملی آن نیز پایدارانه وفادار است. به عنوان نمونه تحزب‌گرایی وی در برابر رهبرگرایی دیگران بویژه در جبهه طرفداران سلطنت، دلیلی براین ادعاست. طرفداری وی از حاكمیت مردم و انتخابی بودن کلیه نهادهای قدرت سیاسی و نفی هرنوع حاکمیت موروثی یا مکتبی از اساس نظریات سیاسی اوست و او را در مقابل طرفداران نظام تک رهبری قرار می‌دهد و این قدمی است سیصدساله به جلو. وی گاهی در نوشته‌های خود در دفاع از اصول فوق تا جایی پیش می‌رود كه من از خود می‌پرسم چگونه است كه ایشان مشروطه خواه مانده است.

تلاش ـ بسیاری از مخالفین نظام پادشاهی می‌گویند؛ این نظام دیگر به تاریخ پیوسته و نه در آینده ایران نقشی خواهد داشت و نه طرفدارانش در میان خانواده‌های سیاسی ایران جایی یا شانسی دارند. برخلاف این نظر، داریوش همایون معتقد است ظرفیت تاریخی نظام پادشاهی در پاسخگویی به ضرورت‌ها و نیازهای امروز و آیندة كشور نه تنها به انتها نرسیده، بلكه در مقایسه با سایر نیروها و نظامها با اندیشة تجددخواهی، رشد، توسعه در سازگاری بیشتری قرار دارد. نظر شما در مورد این دو دیدگاه چیست؟

كامبیز روستا ـ به نظر من هر دو این ادعاها می‌توانند در عمل خلافشان ثابت شود. تشخیص ظرفیت تاریخی، تشخیص در نظر است، اما باید در عمل و در تجربه مورد آزمون قرار گیرد. و آن را تا زمانی كه در یك انتخابات آزاد به آراء آزاد مردم موكول نكرده‌ایم فعلاً در تئوری باقی می‌ماند. من می‌توانم ادعا كنم كه همة مردم ایران یا اكثریت مردم نظام جمهوری دمكراتیك و دمكراسی و جمهوری پارلمانی می‌خواهند، كسی دیگر می‌گوید؛ بی شك مردم در یك انتخابات آزاد یك نظام مشروطه سلطنتی را انتخاب خواهند كرد. و هر دو شاید مخاطبان را به ظرفیت تاریخی ـ اجتماعی جامعة مار رجوع دهد.
اما اگر گفته‌های همایون در عرصه نظر قابل بحث است، در مواجهه با آن چاره‌ای نمی‌ماند جز ادامة مبارزه و فراهم ساختن امكان انتخاب آزاد مردم و در انتظار رأی مردم ماندن، اما گفته‌های گروه دیگر نه تنها هیچ پایة نظری و عینی ندارد، بلكه سهل‌انگارانه هم هست. زیرا آنها كه جز در محافل خاص جای دیگری رفت و آمد نداشته اند و هیچ همه پرسی هم صورت نگرفته تا چنبن نتیجه‌ای بدهد، برچه پایه‌ای می‌توانند چنین حكمی صادر كنند. شما شاهدید كه در میان بسیاری از جوانان، زنان و همچنین نسل‌های گذشته هنوز طرفداری از نظام سیاسی پادشاهی مشروطه وجود دارد. حتی این طرفداری را شما در میان بخشی از روشنفكران ایرانی، هنرمندان، شاعران، نویسندگان و... مشاهده می‌كنید. هركس با ایرانیان و دانشجویان و زنان در ایران ارتباط داشته باشد، این را به رأی‌العین می‌بیند. هرچند گفتن این حرف برای یك جمهوری‌خواه ممكن است كمی سنگین باشد، ولی اگر قرار است حقیقت گفته شود باید آن را گفت. مضافاً اینکه این سهل‌انگاری برای
جمهوریخواهان می‌تواند نتایجی منفی ببار آورد.
در جامعة ما هم طرفداران نظام پادشاهی وجود دارد و هم طرفداران جمهوری، حتی هم طرفداران استبداد جمهوری یا سلطنتی، و هم طرفداران دمكراسی و... اما من فكر می‌كنم آنچه برای مردم ما امروز اهمیت بیشتری دارد نه شكل نظام پادشاهی یا جمهوری است، بلكه این است كه آیا ما آزادی خواهیم داشت یا نه! این مسئله اساسی مردم ماست. شك نیست كه من به نوبه خود به عنوان جمهوری‌خواه باید به مردم بگویم، بهترین نظام جمهوری است و همایون نیز باید به مردم نشان دهد كه بهترین شكل نظام پادشاهی مشروطه است. اما اینكه از پیش بگویم سلطنت در ایران هیچ پایه‌ای ندارد درست مانند ادعایی است كه كسی بگوید در یك انتخابات آزاد حتماً نظام سلطنتی در ایران برگزیده خواهد شد. اگر ما از پیش و بدون رجوع به آراء مردم مدعی شویم كه نیرویی اصلاً در میان مردم طرفدار ندارد و به تاریخ پیوسته است اصلاً روش درستی نیست و موجب غفلت از واقعیت خواهد بود. مردم هم از ما نخواهند پذیرفت.

تلاش ـ مفهوم جمله آخر صحبت شما به منزلة این است كه ما در پای بندی به دموكراسی صادق نیستیم و در عمل خلاف گفته‌های خود رفتار كرده‌ایم.

كامبیز روستا ـ اصلاً مردم شما را باور نخواهند كرد. شما وقتی می‌گوئید سلطنت در ایران هیچ پایه‌ای ندارد، پاسخ آن زنان و مردانی را كه طرفداران سلطنت هستند چه خواهید داد. این ناباوری بوجود خواهد آورد. طبیعی است كه شما باید برای مردم مرام و خواستهای حزب خود را تبلیغ كنید. اگر پذیرفتند چه بهتر و اگر نه شما نیرویی خواهید بود كه در اپوزیسیون به مبارزه خود ادامه می‌دهید. نفی پیش از عمل مخالفان یك بار موجب بیگانه شدن از واقعیت شد. فراموش نكنیم ما چپ‌ها یكبار رفتیم از خمینی پشتیبانی كردیم و گفتیم شاه برود و اینها هم بعداً‌ خواهند رفت، حال آنكه آمدند و ماندند. بنابراین اینگونه حكم دادن‌های از پیش كار بیهوده‌ای است.

تلاش ـ یك سئوال شخصی از شما دارم: در صورت بازگشت نظام پادشاهی به دنبال یك انتخابات یا یك رفراندم، شما به عنوان مبارز طرفدار عدالت اجتماعی، سوسیالیست جمهوریخواه طرفدار فدرالیسم می توانید در چارچوب آن نظام به فعالیت سیاسی بپردازید؟

كامبیز روستا ـ اگر این امر در یك روند دمکراتیک و با یک انتخابات آزاد صورت گرفته باشد، من اپوزیسیون نظام خواهم بود. به عنوان اپوزیسیون با حزب و گروه خود به مبارزة خود ادامه خواهم داد. اما ببینید آنچه در ایران تقدم دارد مسئله دمكراسی است. اگر همه ما چه چپ چه راست و چه میانه به اصل دمكراسی و آزادی مردم توجه داشته باشیم و پای بندی خود را به اصول دمكراسی متعهد کرده, تضمین دهیم، در این صورت در یك نظام پارلمانی دمكراتیك، هم من سوسیالیست و هم یك راست و هم میانه‌رو قادرند در چارچوب چنین نظامی به فعالیت خود ادامه دهند و كوشش خواهند كرد در انتخابات آینده آراء اكثریت قابل توجه‌ای را كسب كنند تا در امر سیاست دخیل باشند. راه این است.

تلاش ـ در خلال صحبتهایتان واژه “ تضمین “ را به كار بردید. واژه‌ای كه حول آن بحث‌های زیادی می‌شود. كسانی از بازگشت نظام پادشاهی ایران نگرانند، می‌گویند؛ طرفداران سلطنت چه تضمینی می‌دهند، در صورت دستیابی به قدرت همان مناسبات و روابط گذشته را مستقر نساخته و راه وروشی غیر دموكراتیك در ادارة كشور در پیش نگیرند. در مقابل این نگرانیها داریوش همایون می‌گوید؛ در این مورد هیچ كس هیچ تضمینی به دیگری نمی‌تواند بدهد، چون در صورت دستیابی به قدرت به تنهایی از سوی هر نیرویی هیچ معلوم نیست این نیرو چه رفتاری با دیگران در پیش گیرد. اما برای جلوگیری از سناریوی بازگشت استبداد به ایران وی راهكار مشخص ارائه می دهد و معتقد است بهترین تضمین تمرین دموكراسی از همین امروز است و این امر مستلزم آن است كه احزاب پای بند به ارزشهای دمكراتیك در هریك از خانواده‌های سیاسی ایران ایجاد شوند. همكاریها و اتحاد عمل‌ها یا حتی تا حد پذیرش متقابل، تضمینی خواهد بود برای آیندة دمكراسی در ایرن. نظر شما در این باره چیست؟‌

كامبیز روستا ـ‌ این خود یك تضمین است. سعی می‌كنم نكاتی را كه به آن اعتبار می‌بخشد توضیح دهم. نخست آنكه تعهد وتضمین سیاسی با قسم وفاداری به عهد متفاوت است. تضمین در ایجاد آن ساختاری است که فضای عمومی سیاسی و آن كه حتی‌المقدور بازگشت به استبداد را غیر ممكن سازد. برای ایجاد این ساختار چند اصل اساسی وجود دارد، از جمله قبول دگراندیش، اصل تحزب، نهادسازی و... امر دیگر اعلام صریح و روشن برنامه و نظراتی است كه پای بند به امر دمكراسی باشد. حال اگر مثلاً مشروطه‌خواهان معتقدند تنها زمینه برخورد آراء و عقاید تنها در دمكراسی فراهم است و این نظام تنها ضامن رعایت ارادة شهروندان است و بعد بر بستر این گفته با ما وارد دیالوگ شوند، برای آنها خیلی سخت خواهد شد كه پس از یك دوره دیالوگ، همكاری و همسوئی با دیگران و تبلیغ مشترك با سایرین در مورد نظام دمكراتیك، برخلاف آن عمل كنند. چرا كه باور طرفداران خود و مردم را از دست خواهند داد. به همین صورت است در مورد جدائی دین از دولت. یا مسئله خلق‌ها و ملیت‌های گوناگون ایرانی. اگر شما امروز بگوئید كه خواهان یك نظام فدرالی یا نوعی سیستم عدم تمركز هستید، اما فردا در روز دستیابی به قدرت اعلام کنید كه همه چیز تنها از تهران آن هم تنها از یك محله تهران تعیین و تكلیف می‌شود، خوب باور مردم را از دست خواهید داد.

تلاش ـ بهر صورت كار باید از همین امروز آغاز شود. دیالوگ برسر مسائل باید از همین امروز آغاز شود. اما برای پیشبرد امر دیالوگ یا همكاری طبعاً احزاب جدی و صاحب برنامه‌های روشن باید با هم طرف شوند. مثلاً حزب مشروطه ایران كه در رابطه با چندگانگی قومی ایران و مسئله عدم تمركز، حكومتهای محلی را پیشنهاد می‌دهد، در مورد این طرح حزب دیگری به دیالوگ برنخاسته است تا مشخص شود كه با كجای این طرح مخالف است و راه بهتر كدام است، در عمل پراكندگی نیروی مقابل مانع از آن می‌شود كه نظرات و طرح‌ها و پیشنهادات حزب مشروطه ایران نیز به سنجش گذاشته شود.

كامبیز روستا ـ ما به نوبه خود جمهوری فدرال را پیشنهاد کردیم. اما کار آقای همایون در مقابل نیروهای طرفدار سلطنت مشكل‌تر است. در آن طرف تنها حزب مشروطه ایران است و احیاناً یكی دو گروه و سازمان دیگر كه چندان هم مطرح نیستند. و بقیه هم طرفدار حکومت مرکزی تام هستند.

تلاش ـ بحث بر سر تعداد تشكل‌ها نیست، بلكه بحث بر سر این است كه در میان خانواده‌های سیاسی ایران می‌بایست احزاب و تشكل‌های دمكراتیك دستها را به هم رسانند. با تشكیل حزب مشروطه ایران جریان طرفدار دمكراسی در جبهة طرفداران سلطنت شكل معینی بخود گرفته و هویت یافته است، اما در این سمت نیروهای چپ دمكرات یا نیروهای میانه متشكل نبوده و افراد به صورت پراكنده حضور سیاسی دارند، افراد هرچقدر هم سرشناس باشند نمی‌توانند طرف مذاكره یا به قول شما دیالوگ یا همكاری یك حزب یا سازمان باشند.

كامبیز روستا ـ در دیالوگی كه هم اكنون آغاز شده خوشبختانه میان چندین حزب و سازمان جریان دارد. توجه داشته باشد با مقایسة جایگاه امروزمان با نقطه‌ای كه از آن آغاز نمودیم، تكامل و پیشرفت بسیار است. ببینید دیروز كجا بودیم و امروز كجا هستیم. تابو شكنی‌های بسیاری در زمینه‌های فراوانی صورت گرفته. البته هنوز نیازمند زمان هستیم. خوشبختانه زمینه‌ای ایجاد شده كه دگراندیشان آزادیخواه و نیروهای سیاسی مخالف به جای جدل محض، در فكر راهیابی هستند. هرچند بعضی از نشستها و کنفرانسها و بحثها ناموفق بوده ولی بعضی از آنها حتماً نتیجه داده است. در اروپا یا آمریكا شما می‌توانید نشانه‌های آن را ببینید. درست است كه هنوز برخی نیروها و نیروهای عقب گرا یا دستهای جمهوری اسلامی و مأموران آن بعضی اوقات جلوی پیشرفت كار را می‌گیرد، یا شاید زمینة تابو شکنی هنوز وسیع نیست, اما اگر امروز را با پنج سال پیش مقایسه كنید می‌بینید جهش بزرگی داشته‌ایم. زمان هژمونی شورای ملی مقاومت را بخاطر آورید كه هرمخالفی، جانی، خائن و ارتجاعی محسوب می‌شد. حالا به كار بردن این كلمات شنیع به حساب می‌آید.

تلاش‌ ـ در آخرین پرسشمان مایلیم نظر شما را در مورد اختلافی كه بر سر دو عرصه مختلف از فعالیت‌های داریوش همایون وجود دارد جویا شویم. براین مسئله كه داریوش همایون از برجسته‌ترین روزنامه‌نگاران است اتفاق نظر گسترده‌ای وجود دارد. اما روزنامه‌نگاران به همان میزان كه از حضور همایون در گروه شغلی خود بسیار خرسندند، پرداختن وی به سیاست عملی را چندان تائید نمی‌كنند. نظر شما در این باره چیست؟ شما به عنوان یكی از چهره‌های شناخته شده فعالیت‌های سیاسی كدام وجه از كارهای همایون را ترجیح می‌دهید؟

كامبیز روستا ـ به نظر من داریوش همایون پیش از اینكه یك روزنامه‌نگار و فعال در عرصه مطبوعات باشد، بنابر آنچه در همین سالهای اخیر هم از وی دیده و می‌شناسیم، یك عنصر سیاسی اپوزیسیون مخالف جمهوری اسلامی است. برای من به عنوان یك فعال سیاسی چپ حضور ایشان در این عرصه بسیار غنیمت است و ترجیح می‌دهم به عنوان یك فعال سیاسی و یك نظریه‌پرداز امور سیاسی باقی بماند.
روزنامه‌نگاری و امر مطبوعاتی بسیار بسیار مهم است، اما داریوش همایون امروز در عرصه سیاست نظریه‌پرداز برجستة جناحی خاص است.

تلاش ـ آقای روستا از وقتی كه به ما دادید از شما سپاسگزاریم.

جستجو در سامانه

آثـار:
دکتر جمشید بهنام
دکتر محمدرضا خوبروی پاک

برگشت

استفاده از مطالب "تلاش آنلاین" تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجاز است
صفحه نخست | تماس با ما