تلاش ـ سخنان احمدینژاد در مورد تنگه هرمز که تلويحاً اقدام به ناامن ساختن اين آبراه نفتی را مطرح میسازد، عکس العملی است در برابر نزديکتر شدن احتمال تحريمهای سياسی و اقتصادی شديدتر. اما پاسخ تند و تيز مقامات عربستان سعودی چه معنائی دارد؟ آيا آنها تحريمهای بيشتر عليه جمهوری اسلامی را کافی ندانسته و خواهان حمله نظامی به ايران هستند؟
فرهاد یزدی ـ شدت یافتن فعالیت برای تحریم بیش تر ایران، واکنشی است در برابر صحبت ها و اقدامات جمهوری اسلامی در رابطه با مساله هسته ای و ماجراجویی های رژیم. هنگامی که نظام اسلامی در گیر بحران شدید داخلی است، از دید آنان مساله ی هسته ای می تواند راه نجاتی به حساب آيد. برای دورکردن افکار عمومی از بحران مشروعیت رژیم، دست زدن به ماجراجویی خارجی به منظور تکیه زدن بر احساسات ناسیونالیستی ملت، دور از ذهن نیست و مدت ها بود که انتظار آن می رفت. در غیر این صورت دلیلی وجود نداشت که در این برهه که نظام با مسایل بسیار درگیر است، مساله ی هسته ای را از آنچه که بود حادتر کند. به ویژه آن که مسئولين نظام می دانستند، هرگونه تندروی در این باره، با واکنش تند اسراییل و غرب با همگامی روسیه روبرو خواهد شد. اروپا یک گام از آمریکا در این مورد جلوتر رفته و خواهان اقدامات شدید و فوری است. اسراییل مرتب چنگ و دندان نشان می دهد. آمریکا از تندروی اسراییل و اروپا به عنوان اهرم فشار برای همگامی روسیه با تحریم ها، استفاده می کند. از سوی دیگر آمریکا از قدرت تولید نفتی عربستان برای جایگزین کردن نفت صادراتی ایران به چین، تلاش می کند که تضمین لازم به چین را داده و آن کشور را نیز با بقیه همگام کند.
مانند همیشه، رییس جمهور نظام، لگام سخن را از دست داده و با تندروی بیهوده به طور تلویحی، اشاره به بستن تنگه هرمز می کند. در برابر این تهدید غیر منطقی، عربستان چاره ای به جز واکنش تند ندارد. این واکنش نیز برای رژیم بایستی دانسته می بود. در حالی که رییس جمهور تهدید به نا امن کردن این آبراه می کند، آیا می توان انتظار داشت که عربستان که حیات کشورش به صادرات نفت وابسته است، تحریم اقتصادی را برای تغییر سیاست رژیم کافی بداند؟ باید توجه کرد که میان همسایگان ایران، عربستان سعودی از جمهوری اسلامی مجهز به جنگ افزار اتمی از بقیه بیش تر هراس دارد. عربستان می داند که در صورتی که نظام اسلامی به جنگ افزار هسته ای مجهز شود در برابر بمب اتمی اسراییل که کما بیش 200 عدد برآورد می گردد، کار زیادی نمی تواند انجام دهد. اما عربستان با تهدید مستقیم و باج خواهی دایمی این رژیم روبرو خواهد بود.
تلاش ـ معنای عملی تهديدهای مبنی بر بستن تنگه هرمز چيست و دولت احمدی نژاد در اين اقدام خود ايران را در رودرروئی با کدام نيروها قرار داده و پيامدهای چنين درگيری چه خواهد بود؟
فرهاد یزدی ـ کمابیش 40 درصد نفت صادراتی جهان از تنگه هرمز عبور می کند. اثرات هرگونه اخلال در این شاهراه آبی به تمام جهان از کشورهای کوچک و ندار آفریقا گرفته تا جهان ثروتمند تا چین و هند گسترده خواهد بود. جهان تحمل این را ندارد که این آبراه برای مدتی بسته به ماند و به سرعت با نیروی نظامی در برابر چنین اقدامی واکنش نشان خواهد داد. حتا چین (دومین وارد کننده بزرگ نفت در جهان) مهم ترین و شاید تنها متحد قابل اعتنای جمهوری اسلامی، نیز تاب تحمل چنین وضعیتی را ندارد. تهدید به بستن تنگه هرمز به عنوان اهرم سیاسی، در جهان امروز کارآیی ندارد.
از نظر عملی نیز، جمهوری اسلامی دارای چنین ظرفیتی نیست. ناوهای جنگی و نیروی هوایی غرب در منطقه دست بالا را دارند. غرب از پایگاه های خود در اسراییل، عربستان، امارات متحده، قطر، بحرین، دیگوگارسیا وبالاخره عراق و افغانستان آمادگی رزمی لازم برای رویارویی با رژیم اسلامی را دارا می باشد. برخلاف نبردهای غیر منظم که غرب در برابر آن آسیب پذیر است، جنگ کلاسیک فرضی بر سر تنگه هرمز، جنگی خواهد بود که غرب به ویژه درآن توانایی بسیار دارد.
البته باید توجه داشت که غرب خواهان درگیری نظامی که نتایج آن برای غرب ناخوشایند و برای ایران فاجعه آور خواهد بود، نیست. غرب که در نبود خواست کشورهای منطقه، امنیت آبره خلیج فارس را به عهده دارد، تنها هنگامی دست به عملیات نظامی خواهد زد که راه دیگری در پیش نداشته باشد.
تلاش ـ دولتی که پايه ی مشروعيتش حتا از سوی بخش بزرگی از طرفداران همان نظام زير سئوال قرار دارد و جز به زور پول و اهرم سرکوب نمی تواند پايدار بماند، و برای راه انداختن يک تظاهرات نمايشی خيابانی حتا ديگر قادر نيست سعی و هزينه سنگين و خانخرجی ها از جيب مردم را ـ عکسهای ماهواره ای منتشر شده در شبکه های اينترنتی از تعداد اتوبوس های کرايه ای برای بسيج هواداران خود تنها گوشه ای شگفت آور از آنست ـ بپوشاند، برای يک ماجراجوئی نظامی چگونه و روی کدام نيروی پشتيبانی حساب می کند؟
فرهاد یزدی ـ رژیم اسلامی در تظاهرات 22 بهمن تمام توان خود را برای نشان دادن قدرت خود به کار گرفت. با تمام سروصدایی که در آغاز به راه انداختند، با روشن شدن واقعیت کم کم آرام گرفتند. رژیم دیگر حتا قادر نیست که تظاهرات چند سد هزارنفری را در پایتخت کشور بر گذار کند. نظام اسلامی توانایی دست زدن به یک جنگ را ندارد. از این رو، اگر منطق هنوز جایی در آن رژیم داشته باشد، آنان نیز نباید خواهان جنگ باشند. به ویژه می توان حساب کرد که سپاه پاسداران که در یک جنگ احتمالی به کلی نابود خواهد شد، نمی تواند خواهان جنگ با غرب باشد. نظام با تحریک احساسات ناسیونالیستی ملت، خواهان فراموش شدن مسایل انباشته شده در رابطه با مشروعیت رژیم است. باید انتظار داشت که در چند روز آینده، لحن رژیم به تدریج ملایم تر شده اما بر طبل احساسات ملی همچنان به کوبند.
تلاش ـ از سالها پيش پروسه قبضه شدن قدرت سياسی به موازات چنگ اندازی بر منابع و شريانهای اصلی اقتصادی توسط نيروهای سپاهی ـ امنيتی آغاز و با برآمد جنبش سبز خود را در عمل به نمايش گذاشت، تا جائی که مقامات رسمی و سران دولتهای جهان نيز اين واقعيت را دريافته و اعلام می کنند. نتيجه چنين دريافتی و اعلام آن نزد افکار عمومی جهان و بازتاب آن به صورت گسترده در مطبوعات و رسانه ها خارجی چيست؟
فرهاد یزدی ـ جهان پس از مدت ها تاخیر دریافت که مساله روز افزون عدم مشروعیت نظام اسلامی آن رژیم را به سوی برقراری یک حکومت نظامی – امنیتی سوق داد. وضعیت امروز به خاطر شکست رژیم آخوندی در تمامی رشته ها به وجود آمد. عدم مشروعیت رژیم، هر روز آنان را بیش تر به دامان سپاه و دیگر نیروهای امنیتی – نظامی راند تا جایی که امروز آنان قدرت برتر هستند. در این فرآیند، بخش بزرگی از نیروهای مذهبی و نهاد مذهب حمایت خود را از نظام کاستند، تا اندازه ای که امروز مشگل به توان در میان بزرگان دین، هواداری برای این نظام یافت. جهان امروز در برابر دیکتاتوری نظامی، تجربه طولانی دارد و ساده تر می تواند با آن مقابله کند تا رژیم ناشناخته اسلامی. اگر تجربه های پیشین در این مورد صادق باشند، باید انتظار داشت که تبلیغات رژیم برای ناسیونالیسم ایران وزنه بیش تر قایل شود تا دیگر دوره های جمهوری اسلامی. اما حتا اگر چنین نیز شود، دیگر خیلی دیر شده است زیرا ملت به صداقت رژیم بیش از این اعتمادی ندارد و احساس می کند که آنان را وارد درگیری های ناخواسته می کند. ملت ایران خواهان رویارویی با غرب که متحد طبیعی آن می باشد، نیست. ایران با غرب مسایل غیر قابل حل ندارد. ایران برای رسیدن به تجدد، غرب را الگوی خود قرار داده است. ملت ایران به خوبی آگاه است که برای مبارزه با این دیکتاتوری نظامی – امنیتی، غرب یک متحد نیرومند به حساب می آید.
تلاش ـ ظرف مدت کوتاهی و به موازات عميق تر شدن بن بست سياسی در ايران در ماههای اخير مواضع مخالفين از موضع مخالفت سرسختانه با تحريم های اقتصادی ـ به دليل فشارهای سهمگين بر روی مردم ـ به تحريم های هوشمند در مقابل حمله ی نظامی رسيده اند. تحريمهائی که ظاهراً بايد فقط حکومت را زير فشار کمرشکن قرار دهد. همانگونه که گفته شد، مهمترين شريانهای اقتصادی کشور و واحدهای کليدی تأمين نيازمنديهای کشور در دست نيروی سپاهی ـ امنيتی است، برای زير فشار بردن چنين حکومتی بدون فشار بر مردمی که در عمل و در وابستگی گذران زندگی مادی خود سراسر به خدمه چنين حکومتی تبديل شدهاند، چگونه ممکن است؟
فرهاد یزدی ـ مخالفین نظام چنین حساب می کنند که رژیم برای ادامه ی حیات خود به دست یابی به جنگ افزار هسته ای دل بسته است. چنین به نظر می رسد که با شدت گرفتن بحران مشروعیت در داخل ایران، رژیم نیز بر کوشش خود در این راه افزوده و یا دستکم چنین نمایش می دهد. در شرایط عادی، به نظر نمی رسد که رژیم آماده دست برداشتن از خواست دست یابی به جنگ افزار هسته ای باشد. بدین سبب غرب راهی ندارد به جز دست زدن به تحریم و در نهایت حمله ی نظامی. بااین حساب تحریم اقتصادی بر گزینه دیگر ارجحیت دارد. با گذشت زمان مخالفین نیز به سوی بر قراری تحریم ها تمایل پیدا کرده اند، زیرا جایگزین آن فاجعه آور است. هر اندازه نیز تحریم ها با هوشمندی انجام شود، چنانچه اشاره کردید با در نظر گرفتن وابستگی اقتصادی کشور به سپاه پاسداران، مردم عادی نمی توانند از اثرات منفی آن به دور باشند.
چنین به نظرر می رسد که ملت خود را آماده چنین فداکاری می کند.
تلاش ـ بی ترديد تحريم ها وضع را از آن چه که امروز روی می دهد بدتر کرده و پروسه تدريجی از همپاشی توان کشور را سرعت خواهد بخشيد. در گزارشهائی که اخيراً از وضع فلاکت بار شرکتهای دست در کار شبکه برق رسانی کشور پخش شده است و اين که صدها هزار تن از کارکنان اين واحد حياتی ماههاست که از دريافت دستمزدهای خود محروم بوده اند، و با توجه به اين که چنين وضعيتی در بخشهای ديگر نيز وجود دارد و هر روز از درگيری های کارگران و کارکنان با مديران ساير واحدها خبر می رسد، چگونه است که نشانی از يک مقاومت سراسری و به زبان روشن تر يک اعتصاب همگانی در بين نيست؟ در اين توقف و از همپاشيدگی تدريجی اقتصادی چه اميدی و روزنه ی مثبتی وجود دارد که در برابر و برای جلوگيری از آن به يک اقدام سراسری و همبستگی همگانی تن داده نمی شود؟
فرهاد یزدی ـ با کمال تاسف باید اقرار کرد که برداشت شما از وضع اقتصادی کشور درست است. اقتصاد ایران در حال متلاشی شدن می باشد. تورم شدید همراه با رکود شدید اقتصادی و سطح بالای بیکاری بر کشور حکم فرماست. کارآیی تولید به شدت پایین افتاده است. سیاست های اقتصادی – سیاسی و اجتماعی رژیم و به ویژه در دوره ریاست جمهوری فعلی مسبب این بحران شدید بوده اند. این سیاست ها بدون وجود اعتصاب سراسری کشور را به سوی ورشکستگی اقتصادی پیش می راند. هر چقدر این دوران درازتر شود، دستکم این امید وجود دارد که جایگزین با اعتباری برای این رژیم در داخل ایران شکل گیرد. سقوط ناگهانی این رژیم بدون استواری یک رژیم جایگزین با برنامه روشن و مشخص، به سود ایران نیست.
تلاش ـ جنبش همبستگی لهستان(سوليدارنوش) با اقدام شجاعانه و اعتصاب يک بخش مهم کارگری آن کشور به رهبری لخ والسا آغاز شد. گارگران و کارکنان صنعت نفت ايران ـ به دستور خمينی و در بخش مهمی با فداکاری و ياری قدرت سازماندهی چپ ها حتا بر ضد منافع طبقاتی کلاسيک خود ـ در زمان انقلاب اسلامی، پشتيبان شکست ناپذيری آن انقلاب شدند. آيا وضعيت موجود به قدر کافی وخيم نيست، يا عوامل ديگری وجود دارند که مانع رخ دادن چنين حرکت های تعيين کننده ای هستند؟
فرهاد یزدی ـ در هردو مورد که اشاره فرمودید، جایگزین با اعتبار در برابر رژیم موجود وجود داشت که می توانست به سرعت خلاء قدرت ایجاد شده براثر سقوط رژیم را پر کند. در لهستان، همبستگی به سادگی و با اکثریت شگرف نخستین انتخابات آزاد آن کشور را برد و ثابت کرد که جایگزین با اعتباری در برابر حکومت کمونیست آن کشور می بود. هنگامی که اعتصاب صنعت نفت ایران آغاز شد، خمینی در سیاست ایران تثبیت شده بود. جایگزینی او در برای جانشینی رژیم پهلوی بدون چالش بود. از نظر ملت به درست و یا غلط، خمینی برای پر کردن خلاء قدرت از اعتبار لازم برخوردار بود.
تلاش ـ از عبرت های بزرگ تاريخ است که ملتی که با دستگاه حکومتی اش بيگانه و آن دستگاه از درون دچار تشتت و از هم گسيختگی است تاب هجوم بيگانگان را نخواهد آورد. تاريخ ايران، عليرغم همه روحيه ميهندوستی و درک تاريخی ملتش در حفظ ايران به عنوان نخستين اولويت خود، سرشار از اين عبرتهاست. چرا در شرايط کنونی غنودن بر مقاومت 8 ساله در برابر حمله عراق و باليدن بر فداکاری های نيروهای نظامی و بسيج مردمی خوابی است که به احتمال قوی به کابوسی خواهد انجاميد؟
فرهاد یزدی ـ نخست آن که در هنگام حمله عراق، شور انقلابی به طور گسترده در کشور وجود داشت. به سخن دیگر، با وجود سرخوردگی که پس از انقلاب بر اثر اقدامات رژیم به وجود آمد، هنوز بخش بسیار بزرگی از ملت پشت سر حکومت بودند. از نظر ملت جمهوری اسلامی مشروع بود. نکته دیگر آن که حمله عراق این جنگ را به "جنگ میهنی" برای دفاع از مرزها بدل کرد. صدام با هدف اعلان شده جدا کردن خوزستان به ایران حمله کرد و به دشمن ملی بدل شد. ایران قربانی بود و نه آغاز گر جنگ. سوم این که این جنگی بود که امکان پیروزی ایران در آن متصور بود.
در یک جنگ فرضی با غرب هیچ یک از این عوامل وجود ندارند. حکومت به شدت مشروعیت خود را از دست داده است. به سخن دیگر، امروز این حکومت است که به عنوان "دشمن" ایران به شمار می آید. بازوی اجرایی آن یعنی سپاه پاسداران نیز از چنین طبقه بندی برخوردار است. با در نظر گرفتن سخنان تحریک آمیز رژیم و اخلال در دیگر نقاط جهان، گاه چنین به نظر می رسد که رژیم به دنبال آغاز جنگ است. اگر کار به برخورد نظامی کشد، قضاوت ملت در باره آغاز گر جنگ، این بار با جنگ عراق متفاوت خواهد بود. با مقایسه توان رزمی ایران در برابر غرب در یک جنگ کلاسیک، چنین اقدامی بیش تر شباهت به خودکشی دارد که می تواند اثرات فاجعه آور برای کشور به بار آورد. در صورت درگیری چنین جنگی، هیچ تضمینی بر یکپارچگی کشور وجود ندارد
تلاش ـ «اولويت حفظ ايران» امروز و در چنين لحظه های پر مخاطره که رهبران حکومت کشور را به دست خود به پرتگاه می برند، به چه معناست؟ و تعهد به آن را از چه کسانی و چه نيروهائی بيشتر می توان انتظار داشت؟
فرهاد یزدی ـ هیچ قدرتی در جهان خواستار جنگ با ایران نیست. این جمهوری اسلامی است که با گفتار و کردار خود، چنین امکانی را زنده نگاه می دارد. شاید به جز معدودی که از برداشت عادی مسایل محروم هستند، در ایران نیز کسی خواستار جنگ نیست. اشکال در این است که حکومت کنونی در دست این افراد می باشد و گاه چنان رفتار می کنند که گویی از یک جنگ نابود کننده، استقبال می کنند. می توان امیدوار بود که نیروهای مسلح که بار جنگ احتمالی را بر دوش خواهند کشید، در برابر چنین اقداماتی واکنش منطقی نشان داده و از وقوع آن جلوگیری نمایند. سپاه و به ویژه ارتش از ضعف خود در مقایسه با غرب به خوبی آگاه است. نیروهای مسلح ایران با جنگ افزارهای بسیار قدیمی و از رده خارج شده در برابر پیش رفته ترین و قدرتمندترین نیروی نظامی جهان قرار دارند. شاید ضعف شدید آن نیروها، تضمینی باشد برای جلوگیری از یک جنگ خانمان سوز.
تلاش ـ با سپاس از شما
18 فوریه 2010
|