اين جنبش يک حرکت مسالمتآميز و مدنی است. احترام به حقوق همه حتی مخالفين، پرهيز از ايجاد تنش و اختلاف در جنبش از طريق دنبال کردن اشتراکات، عدم تضعيف يکديگر و پی گيری خواستهها و جذب حداکثری با هر روشی که هر کسی میتواند، و کمک به يکديگر بخشی از انتظارات از اين جنبش است.
نقطهی جابهجایی در جامعهی ما، درست در جنبش سبز روی داد و از اینجا، ما میتوانیم آیندهی ایران را تقریباً بهروشنی پیشبینی کنیم. آیندهی ایران در میان کشورهای پیشرفتهی جهان است. ما بهطورقطع از دنیای اسلامی، از جهان سوم و از جهان خاورمیانه بیرون آمدهایم.
اگر حاکمیت فعلی می تواند خواسته های سبزها را میسر کند بسم الله. زندانها را باز کند.مطبوعات را آزاد کند .انتخابات آزاد انجام دهد.تمام بخش های قانون اساسی را بدون تنازل به انجام رساند .ودر مرحله بعد قانون اساسی را دوباره به رای گیری ملت بگذارد که آن بخش هایی را که نمی خواهند حذف کنند.
همهی انسانهایی که شهروند یک حکومت هستند، بدون معیارهای مذهبی، ملی، قومی، نژادی، طبقاتی، همه به اعتبار شهروند بودن با هم متساوی الحقوقاند. خب این چیزی است که اساساً با فقه و شریعت و دینداری نمیخواند.
در تاریخ، ما دوگونه شکست داریم، شکست سیاسی و شکست تاریخی. شکست سیاسی، مغلوب شدن در برابر اوضاع و احوال است؛ و می تواند در اوضاع و احوالی دیگر جبران شود. شکست تاریخی مغلوب شدن در برابر زمان است؛ سپری شدن و بی موضوع شدن است. انقلاب مشروطه شکستی سیاسی خورد. طرح یا پروژه اصلی آن در سده بیستم ناتمام ماند و در پایان با انقلاب اسلامی به زیر افتاد. ولی طرح مشروطه خواهی زنده است و هنوز در بنیاد خود اعتبار دارد و در نتیجه دچار شکست تاریخی نشده است.
پرشور ترین هواداران جمهوری اسلامی نیز اگر به سود شخصی خویش بیندیشند با بدترین مخالفان رژیم در کشیدن فیوز بمب اتمی همداستان خواهند شد؛ در این جا پای مصلحت ملی در میان است و ما از هرکسی در رژیم که در پی برطرف کردن بحران اتمی باشد پشتیبانی می کنیم.
سران جنبش سبز باید آشکارتر راه حل خروج از بحران را اعلان کنند. به عنوان نمونه با چه شرایطی آمادگی رسیدن به توافق با جامعه جهانی را دارند؟ تا چه اندازه اجازه بازرسی از پایگاه های ایران را به نمایندگان سازمان ملل خواهند داد؟ غنی سازی را تا چه حد انجام و سوخت مورد نیاز نیروگاه ها را چگونه تامین خواهند کرد؟
قانون اساسی وحی منزل نیست بلکه ما را از کورمال کورمال راه رفتن و آنارشیسم محفوظ میدارد. اجرای بدون شرط تمام اصول قانون اساسی، اصول و جنبه های مغفول مانده آن به سمت دموکراسی، آزادی، حق بیان، رفع تبعیض و روش های قیم مآبانه درباره زنان، آزادی مطبوعات، انتخابات آزاد و بدون تقلب و غیر فرمایشی و آزادی تجمعات، پروسه آزادیخواهی مدنی ما است.
جنبش اعتراضی ایرانیان که به اعتقاد اغلب تحلیلگران حقوق شهروندی مطالبهی اصلی آن است، در یکسال گذشته از همراهی مناطق قومی برخوردار نبود. گفتوگوی دویچه وله با مهندس حسن شریعتمداری، کوششی در جهت ریشهیابی رفتار آذربایجان و فعالین مدنی این خطه از کشور در برابر جنبش سبز و نیز آسیبشناسی جنبش سبز در برابر مطالبات قومی است.
از فوری ترین کارها برای مصلحان کنونی، آسیب شناسی جریانهای اسلامی معاصر است و این آسیب شناسی می تواند هم مردم را نسبت به آینده هوشیار کند و هم خود پیشگامان و رهبران فکری را در مسیر درست تر و کم خطر تر پیش ببرد. با این همه کار بشری همواره با غفلت ها و کجی ها و سوء استفاده ها همراه است و فقط می توان از دامنه آن کاست.
«نظام قبلی هر چه جلو تر آمد آلترناتیوها و گزینه های مختلف داخلی خود را بیشتر کشت. رژیم فعلی، از بدو برپاسازی ساختارهایش تا امروز، نه تنها هنوز هیچ یک از گزینه های درونی خود را حذف نکرده است، بلکه هرچه جلو تر آمده به بخش های ناراضی بیشتری در جامعه امید داده است...»
مبارزه در سراسر ایران به خاطر آزادی و حقوق بشر است. این مبارزه ملی است و منحصر به تیره خاصی نیست. از سوی دیگر نظام اسلامی تلاش می کند که تا آنجا که می تواند یکپارچگی مبارزه را از بین برده و آن را بخشی و پراکنده کند، تا پیروزی در هر بخش آسان تر میسر شود.
پیشروان تجدد ایران رابطه میان مدرنیته و دولت ـ ملت و زبان ملی را خوب دریافته بودند ....تاکید آنان بر زبان ملی از ملاحظات عملی، از ملاحظاتی مانند دفاع از استقلال و یکپارچگی کشور در جهان استعماری، سیر کردن اکثریت گرسنه، و جلوگیری از مرگ و میر انبوه بر میخاست.
روشنفکر در ادبیات سالهای 40 به بعد غالباً معنیاش عبارت بود از کسی که مخالف نظام موجود باشد و بینش انتقادی نسبت به آنچه میگذرد داشته باشد و دایماً بگوید یا بنویسد که آزادی نیست، هر چند غالباً معلوم نیست که اگر آزادی بود این آزادیخواهان با آن چه میکردند. آیا آزادی دیگران را محترم میشمردند و یا فرصت نفس کشیدن را از دیگران میگرفتند.