تردیدی نمیتوان كرد كه دوران حكومت بیست ساله رضاشاه، دوران گذار دشوار از ژرفای عقبماندگی و پوسیدگی اجتماعی به زندگی انسان امروزی است. در این گذار اشكالات هم فراوان است و هم ناگزیر، ولی اگر ایران امروز، پس از تجربه انقلاب اسلامی، به حد قبایل بادیهنشین فرو نیفتاد، این را مدیون دوران گذار 57 ساله هستیم كه نهادهایی از دنیای مدرن را ـ با همه كژیهاو كاستیها ـ استوار نمود.
با بر آمدن جمهوری اسلامی، میتوان از محو عوامل ذهنی در تعریف ملت و وحدت ملی ما یاد کرد. یکی از این عوامل، یعنی ایرانیت، که در درازای سدهها، ملاط ملیت ما، بود به اسلامیت ایرانی تغییر یافته است. عوامل ذهنی دیگر مانند تاریخ مشترک و پذیرش سرنوشت مشترک ملت ایرانی نیز نادیده گرفته شده و میشود و همه رسوم مشترک میان اقوام ما بگونهی منفی قلمداد میشوند.
مردم طرفدار فپادشاه بودند ولی در دو سال فآخر به قول سعدی حقیقتا بهم بر آمدند، حالشان از اوضاع گرفته شده بود. فساد و سوء استفاده و مداخلات ف صاحبان فقدرت در هر امر و مداخله ی بی نهایت دولت در امور کشوردیگر به حد فغیر ف قابل ف تحمل رسیده بود.
رضا شاه جز با یک دست نیرومند امکان نداشت بتواند از عهده ی آن همه کار بر آید یعنی کشور را یک پارچه کند، نظم را بر قرار کند، و زیر ساخت های لازم را بسازد. او هزاران طرح را عملی کرد.
جمهوریخواهی البته جزئی از هویت سیاسی ماست ولی، امروز، نباید در رقابت با دمکراسی خواهی قرار گیرد. دمکراسی فضای اصلی ایست که ما را به دیگر نیروها نزدیک و دور می کند. ما دمکرات های جمهوری خواهیم نه جمهوریخواهان دمکرات.
ضد استبداد بودن، مترادف آزادیخواهی نیست ؛ پوپولیست بودن، معادل دموکرات بودن نیست ؛ فساد ناپذیر بودن، فضیلتف لازم است و کافی نیست ؛ غایت عمل سیاسی، مصالح بلند مدت ملّی است و وجیه الملّه بودن نیست.
واقعیت این است که کادر ها و فعالین سیاسی ما شاید توانائی ساختن نداشته باشند، اما در قدرت شان در مخالفت و به شکست کشاندن طرح ها و پروؤه هائی که موافق نیستند، اصلا نباید شک کرد. یعنی اینکه شانس موفقیت طرح و برنامه ای کمتر " عالی " اما از اجماع و پشتیبانی کادرها و فعالین سیاسی برخوردار، از طرح ها و برنامه های عالی اما بدون پشتیبانی آنان بسی بیشتر است.
جهان آزاد می خواهد جمهوری اسلامی از بین برود و جمهوری اسلامی را بزرگترین تهدید برای خودش و مادر تهدیدهای دیگر می داند..... آرزوی جهان آزاد این است که ایرانیانی که برای دمکراسی و حقوق بشر کار می کنند هر روز بیکدیگر نزدیک تر شوند و مرزبندی با استبداد دینی پررنگ تر و روشن تر بشود.
اگر یك جمهوریخواه بخواهد از جمهوریخواهی خود یك جهان بینی بسازد و مثلا بگوید آزادی زن تنها در یك نظام جمهوری تامین خواهد شد، این یك دروغ وعوام فریبی محض است و در مورد هر طیف فكری دیگر نیز صدق می كند. زنی كه در نظام حقوقی وحقیقی اسلامی مورد غیر انسانی ترین تبعیضها قرار می گیرد، صرف نظر از اینكه جمهوریخواه باشد یا مشروطه خواه، كمونیست باشد یا سوسیالیست، فقیر باشد یا غنی، از حقوق انسانی خود بعنوان یك زن محروم است.