Talashonline تلاش
صفحه نخست | ديدگاه | گفتگو | نگاه ژرف | فصلنامه تلاش | نشریات
برگشت
October 17, 2010یک شنبه 25 مهر 1389
 

قهرمان «مسلمانان ستم ديده عرب» در ستيز با منافع ايران!

گفتگو با فرهاد یزدی
 

رئیس جمهور نظام، بسیار بیش تر در میان توده محروم عرب محبوب است تا ایران. او در میان توده مسلمانان بدون امید و زخم برداشته از شکست های بیشمار ناشی از بی خردی که علت شکست های خود را نه در جامعه های خود بلکه به خاطر "امپریالیست ها و صیهونیست ها" می دانند، به عنوان قهرمان معرفی شده است.


تلاش ـ از سوی کشورهای غربی سفر احمدی‌نژاد به لبنان يک اقدام تحريک‌آميز با هزينه‌ای يک ميليارد دلاری از جيب ملت ايران ارزيابی شد. بفرمائيد نفع ملت در قبال آن هزينه‌ی سنگين چه بوده است؟


يزدی : هرکشوری خواستار افزایش نفوذ خود در جهان است تا به تواند به هدف های سیاسی اقتصادی و در مواردی نظامی خود ساده تر دست یابد. البته هدف ها باید در چهارچوب توان ملی باشد تا منابع که در هر حال محدود هستند به هدر نروند. اگر سفر اخیر رئیس جمهور نظام را از این دید نگاه کنیم، نتیجه آن حتا بدون در نظر گرفتن سرمایه گذاری که برای آن انجام یافته، منفی بوده است. برنده اصلی در این میان سوریه و حزب الله بوده ند. هدف اصلی سوریه که بازپس گرفتن سرزمین های از دست رفته در جنگ سال 1967 از اسرائیل بوده، و اين کشور در حال استحکام بخشیدن موقعیت خود در یک بده وبستان احتمالی با اسرائیل و همراهش غرب است، از سفر رئیس جمهور نظام دو استفاده کرده است. نخست از قدرت یابی حزب الله در سرزمین لبنان. بدون کمک و پشتیبانی سوریه، حزب الله نمی توانست به چنین قدرتی در لبنان بدل شده و نظام اسلامی نیز نمی توانست به چنین نفوذی در آن کشور دست یابد. نفوذ سیاسی و نظامی سوریه در همسایگی لبنان این امکان را برای نظام اسلامی فراهم آورد که با استفاده از پول، تجهیزات و آموزش شبه نظامیان، عاملی برای خود در سرزمین لبنان بی افزیند.
مهار حزب الله وسیله ی سوریه موثرتر است تا نظام اسلامی. قدرت یابی حزب الله در لبنان حربه دیگری است در دست سوریه در رویارویی با اسرائیل و بده و بستان با غرب و در مذاکرات احتمالی برای صلح. به نفع سوریه است که قدرت و نفوذ حزب الله در جبهه داخلی لبنان افزایش یابد، زیرا در آن صورت در رقابت های داخلی لبنان با مسیحیان و سنی ها، رقابت با دیگر قدرت های عرب و به ویژه عربستان سعودی و در مبادلات با غرب قدرت نسبی سوریه نیز بدون دخالت مستقیم افزایش خواهد یافت. حزب الله که به قدرت تعیین کننده در لبنان بدل شده است، تنها در صورت تمایل سوریه است که از عملیات نظامی در جنوب لبنان با اسراییل دست بر خواهد داشت. سوریه تا هنگامی که مهار حزب الله را در اختیار داشته باشد و تا اندازه ای که آن سازمان در جهت منافع سوریه باشد، اجازه قدرت یابی به حزب الله را می دهد.
با سفر به جنوب لبنان به قلب حزب الله و تاکید حمایت همه جانبه ایران از مبارزه با اسرائیل، سوریه دومین بهره برداری از این سفر را انجام می دهد. دیگر پای ایران به طور مستقیم به یکی از طرفین درگیر در صف اول باز شده است. می توان گفت ایران با اسرائیل در جنوب لبنان هم مرز شده است. ایران بدون این که دارای منافع مستقیم در این بخش از جهان و در این درگیری باشد، به طور مستقیم جبهه ی جدیدی گشوده است که نه به آن نیازی دارد و نه منافعی به بار خواهد آورد و همزمان دورتر از توان سیاسی، اقتصادی و نظامی ایران است.



تلاش ـ بسياری از نيروهای لبنانی در انتقاد به اين سفر آن را در خدمت برهم زدن توازن نيرو در داخل اين کشور به نفع حزب‌الله دانستند. باوجود اين آيا اجازه انجام چنين سفری خارج از اراده حکومت رسمی و قوای حاضر از جبهه‌های گوناگون اين کشور است، يا اين که به ملاحظه وعده‌ها و کمک های اقتصادی از سوی دولت ايران به ديده اغماض به نمايش‌های دو سويه احمدی‌نژاد و توده طرفدار حزب‌الله نگريسته شد؟


يزدی : حزب الله به نیروی قابل ملاحظه در سیاست داخلی لبنان بدل شده است. از سوی دیگر سوریه سال هاست که حرف آخر را در لبنان می زند. مقاومت حکومت رسمی در برابر اتحاد دو نیروی حزب الله و سوریه نمی توانست اجازه چنین سفری را ندهد. در ضمن وعده کمک های جمهوری اسلامی نیز بی تاثیر نبوده است. چند قرارداد در این سفر به امضا رسید که حدود 500 میلیون دلار ارزش دارند و به طور مسلم به نفع لبنان خواهد بود تا ایران.


تلاش ـ در ميان مردم ايران چطور؟ با توجه به وسعت شعار «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ايران » در اوج تظاهرات خيابانی طرفداران جنبش سبز، صرف هزينه‌ای يک ميليارد دلاری آن هم در شرايطی که فشارهای اقتصادی ناشی از تحريم‌ها کمرشکن است، به نظر می‌رسد، دهن کجی آشکار به مردم باشد؟


يزدی : چنانچه گفته شد این تهاجم جدید نه به نفع ایران است و نه در توان ملی کشور. جمهوری اسلامی در حالی دست به تهاجم سیاسی جدید زده است که به خاطر مسایل اقتصادی، سیاسی داخلی و خارجی بیش از هر زمان دیگر آسیب پذیر است. آشفتگی شدید اقتصادی و به ویژه در چند هفته گذشته، نشان داد که تحریم های خارجی اثر گذار بوده است. شتاب شدید تورم که بخش مهمی از آن در نتیجه تحریم بوده و کمبود ارز خارجی در بازار و در رابطه با واردات، اوضاع اقتصادی را از آنچه که بوده بیش تر آشفته تر کرده است. همگان، از مصرف کننده گرفته تا تولید کننده و وارد کننده، انتظار دارند که شتاب تورم در آینده از آنچه که هست بیش تر شود که خود عاملی است بر دامن زدن به این وضعیت. شایع است که نفت ایران با تخیف بزرگ و کم تر از قیمت تعیین شده اوپک به فروش می رسد. در جبهه سیاست داخلی، اختلافات ژرف تر می گردد. نامه منسوب به رئیس قوه قضائیه به رهبر رژیم که هیچگاه وسیله نویسنده تکذیب نگردید، نشانه اختلاف شدید این قوه با قوه مجریه و خود رهبر است. این نامه همچنین حکایت از درهم ریختگی فرآیند تصمیم گیری در بالاترین رده های رهبری کشور دارد. نمونه دیگر مساله دانشگاه آزاد و کشمکش بر سرآن تشکیلات است. رئیس شورای مصلحت در برابر جبهه گیری رهبر نظام، پای بنیانگذار جمهوری اسلامی را به میان می کشد. دیگر کانونی برای حل و فصل بی سروصدای اختلافات درونی رژیم باقی نمانده است. امنیت به عنوان مساله ای جدی هر روزه خود را بیش از بیش نشان می دهد. در روز روشن به کلانتری در شهر سنندج حمله می شود و عوامل حمله کننده از آن وقایع فیلم تهیه می کنند. در پایگاه سپاه بمب منفجر شده و یا آتش سوزی رخ می دهد که تعدادی کشته و زخمی به جای می گذارد. دو پزشگ گفته می شود در رابطه با بازداشگاه کهریزک در شهر تهران مورد سوء قصد قرار گرفته‌اند. همزمان جنبش سبز با جبهه گیری دقیق و شجاعانه، در حال گستردن نفوذ خود در جامعه است.
در خارج از کشور نیز مسایل رژیم اسلامی و در نهایت ایران پیچیده و ناخوش آیند شده است. در افغانستان پس از 9 سال جنگ، حکومت اين کشور در راه نوعی آشتی با دستکم بخشی از نیروهای طالبان است. آیا ایران در این تحول که می تواند آینده آن کشور و حکومتش را تعیین نماید، دخالتی دارد یا تنها ناظر آن است؟ به احتمال بسیار با در نظر گرفتن اختلاف شدید ایران با آمریکا، شق دوم صحیح خواهد بود. درست در مواضع حساسی که ایران باید دخالت کند، جمهوری اسلامی بخاطر انزوائی که خود ایجاد کرده در بازی شرکت داده نمی شود. در شرق ایران در عراق، اکنون هشت ماه است که دولت تشکیل نشده است. بی ثباتی و هرج و مرج همچنان در آن سرزمین ادامه دارد. هیچ نشانه ای در دست نیست که آرامش به آن کشور به زودی باز خواهد گشت. در هر صورت در همه جبهه‌ها رژيم اسلامی به منافع ايران که خواست ملت است هيچ اعتنائی ندارد.


تلاش ـ استفاده از حزب‌الله و ساير نيروهای بنيادگرای منطقه با صرف هزينه‌های سنگين به عنوان ابزار فشار سياست هميشگی جمهوری اسلامی بوده است. اما اين فشار امروز بر چه نيروئی بايد تأثير بگذارد؟


يزدی : اين بحث مطرح می گردد، که جمهوری اسلامی از حزب الله لبنان به عنوان یکی از عوامل بازدارنده در برابر حمله نظامی غرب استفاده خواهد کرد. به سخن دیگر حزب الله ستون پنجم جمهوری اسلامی در خارج از مرزهای کشور در همسایگی با اسرائیل است. بر مبنای این نظریه، در صورت حمله به ایران، حزب الله نیز همانند شیعیان عراق به سربازان و منافع آمریکا و اسراییل نیز حمله خواهند برد. گرچه این استدلال در ابعاد کوچک محتمل است، در صورت گسترده آن اتفاق نخواهد افتاد. حمله نظامی غرب به ایران، برای این کشور فاجعه به بار خواهد آورد. صدمات وارده و ویرانی حاصل از آن اگر به جنگ داخلی خانمانسوز نیانجامد، بی شک آن حکومت را در موقعیت بسیار ضعیف قرار خواهد داد. حزب الله از چنین احتمالی نیک آگاه است. در صورت وقوع چنین فاجعه ای احتمال بالاتر این است که حزب الله، همانند شیعیان عراق و از همه بالاتر سوریه، با تمام ادعاهایی که در سخنرانی ها و اعلامیه ها می کنند، یا استقبالی که از رئیس جمهور اسلامی در خیابان های بیروت و جنوب لبنان به عمل می آورند، دست به خودکشی نزده و در راه حفظ آنچه که تاکنون به دست آورده اند، بکوشند. حزب الله حساب می کند که با حفظ توان و موقعیت خود در لبنان، در صورت از دست دادن منابع مالی جمهوری اسلامی براثر یک حمله نظامی به ایران، بالاخره خواهد توانست با استفاده از منابع عربی مانند عربستان و شیخ نشین ها به حیات خود ادامه دهد. حزب الله لبنان به عنوان یکی از بازوهای دفاعی جمهوری اسلامی تنها در نزاع های محدود، اعمال فشار و عملیات تروریستی ارزش خواهند داشت و نه در یک حمله فراگیر به خاک ایران.


تلاش ـ جبهه ای که امروز عليه ايران در بيرون از مرزها تشکيل شده بسيار گسترده است، آيا تلاش جمهوری اسلامی برای گرفتن رهبری نيروهای اسلامی راديکال در منطقه می‌تواند موجب واهمه کشورهای عربی و برهم خوردن جبهه آنها عليه ايران گردد؟


يزدی : به نظر نمی رسد که تهاجم جدید نظام اسلامی جبهه اعراب مخالف ایران را به اندازه ای به واهمه بی اندازد که موجب برهم خوردن جبهه آنان در رویارویی با ایران گردد. برعکس با این سفر بدبینی اعراب به نظام اسلامی و مقاومت در برابر آن نظام افزایش خواهد یافت. با دخالت مستقیم در لبنان، اکنون نظام اسلامی به تهاجم بسیار دورتر از مرزهای خود دست زده است. عربستان سعودی، اردن، مصر و شیخ نشین های خلیج فارس با هراس بیش تر به دامن غرب پناه برده و از حمله احتمالی غرب و حتا اسرائیل به ایران حمایت لجستیکی بیش تر به عمل خواهند آورد. خریدهای نظامی، قردادهای تدافعی و در اختیار گذاردن پایگاه های نظامی بیش تر از آن جمله خواهد بود. تنش و بی ثباتی در این منطقه جهان که از این نظر کمبودی ندارد، بازهم هرچه بیش تر بالا خواهد گرفت.


تلاش ـ در مقابل صرف هزينه و تحريک نيروهای بنيادگرای اسلامی در لبنان و فلسطين، همچنين کم نبوده و نيستند نيروهای ناراضی ايرانی که در بی‌تابی به رسيدن به هدفهای خود، آماده‌اند از پول و امکانات کشورهای مخالف ايران در منطقه يا محافلی در غرب بهره‌گيرند. آيا اوج گيری و جنب و جوش‌های جديد نيروهای قومگرا و تجزيه‌طلب به همراهی و حمايت بخشی از نيروهای چپ و راست مخالف جمهوری اسلامی به ويژه در خارج کشور مصداق به قول معروف همان «چشم در برابر چشم» نيست؟


يزدی : درست همان است که می فرمایید. تا هنگامی که جمهوری اسلامی در سیاست های خارجی خود در همسایگی، لبنان و فلسطین دست به تجدید نظر اساسی نزده و هوادار بی ثباتی در منطقه باشد، این وضعیت ادامه خواهد داشت. باید توجه داشت که جمهوری اسلامی با ضربه زدن به همبستگی ملی سبب تقویت نیروهای تجزیه گرا گردیده اند. کشورهای دشمن جمهوری اسلامی از این وضعیت استفاده کرده و هرروز با کمک های مالی، سیاسی و تجهیزاتی از این گروه ها و فرصت طلبان سیاسی چه چپ و راست، حمایت به عمل می آورند. به سخن دیگر این سیاست های نظام اسلامی است که امکان حمله خارجی و شرایطی که تجزیه طلبان به توانند فعال گردند را فراهم آورده. از این رو، نظام اسلامی به بزرگ ترین تهدید به امنیت ملی ایران بدل گردیده است. البته گفته پیشین از مسئولیت این گروه ها و فرصت طلبان متحد آنان در برابر ملت ایران نمی کاهد. اما به هر صورت در نهایت این ایران است که از چنین وضعی ضرر خواهد دید.


تلاش ـ آيا چنين روشهائی در بلند مدت برنده‌ای داشته است؟ در وضعيت کنونی ايران چه کسی در اين بازی بازنده‌تر خواهد بود؟


يزدی : اگر از بخت بد این روش ها موفق گردند، در درازمدت هیچ کس برنده نخواهد بود. به ویژه تیره ها و قوم های ایرانی که هدف نخست این گروه ها هستند، وارد یک جنگ خانمانسوز و پاک سازی قومی خواهند شد که در صورت حاکم شدن حقوق بشر هیچ بختی نخواهد داشت. تکه پاره کردن ایران به نفع هیچ یک از تیره های ایرانی نیست و تنها به نفع قدرت های خارجی و متحدین خودکامه آنان در منطقه است. ایران نیازی به برخورد قوی ندارد. نیاز ایران برقراری دمکراسی و حاکمیت قانون است.


تلاش ـ با توجه به اين که نبرد ميان کانونهای قدرت در ايران نيز به شدت ادامه دارد، بفرمائيد، آيا اين سفربرای احمدی‌نژاد سودی در اين نبرد داشت؟ لبخند تمسخر و تأسف را می توان بر لب طرفداران جنبش سبز از نمايشها و تحريک‌های نابخردانه وی ديد، اما تظاهرات و استقبال «امت حزب‌الله لبنان» از احمدی نژاد آيا چيزی به وزن وی در قدرت در داخل افزود؟


يزدی : رئیس جمهور نظام، بسیار بیش تر در میان توده محروم عرب محبوب است تا ایران. او در میان توده مسلمانان بدون امید و زخم برداشته از شکست های بیشمار ناشی از بی خردی که علت شکست های خود را نه در جامعه های خود بلکه به خاطر "امپریالیست ها و صیهونیست ها" می دانند، به عنوان قهرمان معرفی شده است. این توده که از دور دستی برآتش دارد، از آسیب هایی که سیاست های ماجراجویانه او برایران وارد کرده نا آگاه هستند. حمایت این توده در خارج از کشور به عنوان دلیلی بر درست بودن سیاست های او در جنگ قدرت در داخل کشور تعبیر خواهد شد. هم اکنون نیز چند منتقد او در جناح راست از این سفر به عنوان "عزتمند" یاد کرده اند. در هر حال رژیم و شخص رئیس جمهور که در تمامی جبهه ها شکست خورده اند و سخت به دنبال یک پیروزی هستند، این سفر را این گونه تعبیر خواهند کرد.


تلاش ـ جبهه جدال ديگر در قدرت، تلاش خامنه‌ای برای تهيه مقدمات نشاندن پسرش در مقام رهبری بجای خود است. اين تلاشها فعلاً به سد مخالفت آيت‌الله‌های بزرگ برخورد کرده است. ارزيابی شما از دو نامه سرگشاده اخير يعنی نامه لاريجانی رئيس قوه‌ی قضائيه و نامه مدرسين حوزه هر دو به خامنه ای و در مخالفت با تلاشهای وی را چگونه ارزيابی می‌کنيد؟


يزدی : برخلاف نظام بسته کره شمالی که رهبر آن کشور به سادگی توانست جانشینی فرزند خود را دستکم برای حال حاضر تضمین کند، مراکز قدرت در جمهوری اسلامی متعدد هستند. این مراکز در رقابت شدید با یکدیگر به سر می برند. در یک سو جنبش سبز قرار دارد که ازحمایت اکثریت بزرگ ملت ایران برخوردار است. در میان حکومت رهبر نظام و رئیس جمهور آن در یک رابطه پیچیده که به طور دایم در حال دگرگونی است، به ویژه در مورد سپاه پاسداران و چنگ اندازی به منابع مالی، در رقابت با هم بسر می برند. جناح راست مجلس با هوادارانشان در دیگر نهادها و به ویژه قوه قضاییه یک کانون قدرت هستند. البته کانون های کم توان تر دیگر نیز وجود دارند که وفاداری آنان نیز به طور دایم در حال تغییر است. هیچیک از این کانون ها نتوانسته اند هواداران قابل ملاحظه ای در میان ملت ایران به دست آورند. این دو نامه بازتابی است از این رقابت قدرت و تلاش رهبر نظام برای تثبیت قدرت خود و در درجه بعدی جانشینی فرزندش.
جنگ قدرت در داخل حکومت ادامه خواهد داشت که نتیجه آن افزایش بیش تر قدرت سپاه خواهد بود. اما اگر واقعه غیر عادی مهمی رخ ندهد، این جنبش سبز است که با پشتیبانی ملی که از آن برخوردار است، تعیین کننده خواهد بود.


تلاش ـ آيا ممکن نيست که به نيروی پول و به نيروی اسلحه بتوانند جدال جديد ميان خامنه‌ای و روحانيون مخالف وی را خاموش کنند؟ در اين صورت به نيروی سپاه و بسيج بيش از گذشته نياز است. سهم قدرت احمدی نژاد در سپاه يا بسيج در اين ميان چه خواهد شد؟


يزدی : حکومتی که مشروعیت خود را از دست داده، به ناچار بقای خود را با نیروی نظامی پیوند زده است. با ژرف شدن بحران داخلی و خارجی و از دست دادن هرروزی مشروعیت، به ناچار وابستگی آن به نیروی نظامی نیز افزایش خواهد یافت. تمام کانون های قدرت برای جلب هواداری نیروهای مسلح مجبور به دادن امتیازهای بیش تر خواهند شد که به نوبه خود به عنوان عاملی سبب تقویت بازهم بیش تر آن نیروها خواهد گردید. در ایران عامل پول نفت را نیز باید به آن افزود. از نظر حکومت خطر در این است که نیروهای مسلح با افزایش قدرت و در نبود حاکمیت قانون، احساس کنند که آنان نیازی ندارند که در خدمت دیگران باشند و صلاحیت حکومت مستقیم را دارند. یا مسایل چنان حاد گردد که حکومت ها به ناچار جای خود را به حکومت های نظامی بدهند.
با در نظر گرفتن ساختار روحانیت شیعه و جنگ داخلی قدرت، خاموش کردن صدای آنان به طور کامل غیر ممکن خواهد بود. البته نظام هر روزه فشار خود را برای محدود کردن صدای مخالفان و خرید هواداران افزایش خواهد داد. با این حال به نظر نمی رسد که کوشش های نظام و به ویژه خواست های رهبر آن، در برابر مخالفین روحانی به طور کامل موفق گردد.
وفاداری سپاه پاسداران و وضعیت آن روشن نیست. سپاه نیز به عنوان نهادی در کشور نمی تواند بی تاثیر از وقایع داخلی و خارجی ایران باشد. نمی توان تصور کرد که تمام سپاه همان طور که فرماندهان ادعا می کنند، گوش به فرمان رهبر نظام باشند. بایستی بخش بزرگی از آن، با جنبش سبز همراه شده باشند. بخش های دیگر وفادار به کانون های مختلف از جمله رئیس جمهور که منابع مالی کشور را تا اندازه زیاد در اختیار سپاه گذاشته است.
سپاه پاسداران نیز از قاعده کلی نیروهای مسلح در کشوری که حکومت مشروعیت خود را از دست داده، مستثنی نیست. نظام اسلامی از قدرت گرفتن سپاه و همزادش بسیج باید بیمناک باشد.


تلاش ـ آقای يزدی با سپاس از شما

16 اکتبر 2010


جستجو در سامانه

آثـار:
دکتر جمشید بهنام
دکتر محمدرضا خوبروی پاک

برگشت

استفاده از مطالب "تلاش آنلاین" تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجاز است
صفحه نخست | تماس با ما