Talashonline تلاش
صفحه نخست | ديدگاه | گفتگو | نگاه ژرف | فصلنامه تلاش | نشریات
برگشت
August 07, 2010شنبه 16 مرداد 1389
 

احتمال مذاکره ایران و آمریکا

فرهاد یزدی
 

اگر( اگری با ترديدهای بزرگ) روزی مذاکرات میان ایران و غرب آغاز گردد، اين مذاکرات فراگیر خواهند بود و به مساله ی هسته ای که موضوع کنونی تحریم هاست محدود نخواهند ماند. هر چند ظاهراً مساله ی هسته ای از نظر غرب در کانون اختلاف با جمهوری اسلامی قرار دارد


پس از یک دوره تیرگی روابط با غرب که منجر به شدیدتر شدن تحریم های اقتصادی سازمان ملل، اتحادیه اروپا، آمریکا، کانادا و چند کشور دیگر گردید و همزمان خطر حمله ی نظامی آمریکا و یا اسراییل را به واقعیت نزدیک کرد، زمزمه و نشانه هایی از امکان از سرگیری مذاکرات میان جمهوری اسلامی و آمریکا، دیده می شود. پس از تهدید و پیش کشیدن امکان حمله نظامی، هم اوباما و هم رئیس کمیسیون خارجی سنای آمریکا، از نیاز و امکان گفتگو با رژیم سخن گفتند. از سوی ایران نیز اشاره ها و نشانه هائی در این زمينه دیده می شود. ترديدی وجود ندارد که نرمش کنونی جمهوری اسلامی ـ پس از کاغذ پاره ناميدن قطعنامه تحریم اقتصادی سازمان ملل ـ زير تأثيرات بسیار منفی تحریم ها بر اقتصاد و جامعه ایران حاصل شده است.
ایران (و در اين زمينه بايد ايران را از جمهوری اسلامی جدا کرد) با غرب و آمریکا مساله غیرقابل حلی نداشته است که اين بخش از جهان را به دشمن درازمدت بدل کند. در واقع غرب متحد طبیعی ایران است. به سخن دیگر منافع ایران و غرب به موازات یکدیگر حرکت کرده و باهم نقطه برخورد قابل ملاحظه ای ندارند. ایران به تکنولوژی، بازرگانی و به ويژه به تجربه های اين کشورها در حوزه ساختار نظام لیبرال دمکراسی نیاز دارد. حقوق بشر و آزادی های موجود در غرب، الگوی آینده ایران خواهند بود. از سوی دیگر ثبات در خلیج فارس، شاهرگ حیاتی ایران برای ایران یک باید و برای غرب یک موهبت است. و اين يکی از زمينه های پيوند ميان منافع ايران و غرب بوده است. اما اين واقعيت که حکومت اسلامی همواره منافع خود را بر منافع ملی اولویت می بخشد، شکی نباید کرد که رژیم تنها زیر فشار شدید دست به این گونه مذاکرات خواهد زد. در صورت نزديکی به اخذ چنين سياستی، بی ترديد آنان به اين ارزيابی دست يافته اند که چنین مذاکراتی از سستی رژیم خواهد کاست و از این رو در جهت منافعشان است. در هر صورت روی ديگر اين ارزيابی، يعنی اين واقعيت را بايد پذيرفت که هرگونه نزدیکی و مذاکره باغرب، حتا وسیله نظام اسلامی و رئیس جمهور غیر منتخب آن، به خودی خود به نفع کشور و جهان است.
از روز نخست، نظام اسلامی برخلاف منافع ملی، در جهت رویارویی با غرب قرار گرفت. در حالی که سایه شوروی در مرزهای شمالی و رژیم صدام در مرزهای غربی، خطر فوری و ملموس بودند، جمهوری اسلامی دشمنی با آمریکا را بنا گذاشت. این دشمنی در نهایت به فاجعه گروگان گیری و فاجعه تجاوز عراق منجر شد. در درازای جنگ نیز ایران از همرایی موثر غرب محروم شد. با وجود اين دو دشمن آشتی ناپذير ایران یعنی صدام و طالبان وسیله ی آمریکا ساقط شدند. اما اين امر هم حتا موجب تغيير و تجديد نظری در سیاست سراسر فاجعه آمیز دشمنی با آمريکا و غرب که هيچ سودی به حال ایران نداشته همچنان تا امروز نیز ادامه دارد.
اگر( اگری با ترديدهای بزرگ) روزی مذاکرات میان ایران و غرب آغاز گردد، اين مذاکرات فراگیر خواهند بود و به مساله ی هسته ای که موضوع کنونی تحریم هاست محدود نخواهند ماند. هر چند ظاهراً مساله ی هسته ای از نظر غرب در کانون اختلاف با جمهوری اسلامی قرار دارد، اما موضوعات مهم ديگری از جمله امور زير مورد بحث قرار خواهند گرفت:
1- حقوق بشر – دولت های غربی زیر فشار افکار عمومی کشورهای خود و در واکنش به جنایت هایی که نظام اسلامی هر روز به آن دست زده و می زند، چاره ای ندارند که به سمئله نقض حقوق بشر نيز بپردازند. هم غرب و هم خودِ جمهوری اسلامی می دانند که حقوق بشر چشم اسفندیار اين رژيم است. از این رو جمهوری اسلامی با تمام توان ، از جمله پيش کشيدن "حقوق بشر اسلامی" تلاش خواهد کرد، از مطرح شدن اين موضوع جلو گيری به عمل آورد. اما غرب نه می تواند و نه حاضر خواهد شد از این حربه به سود جمهوری اسلامی، صرف نظر کند. تجربه غرب در این مورد و به ویژه در مقابله با بلوک شرق پیش از فروپاشی کمونیسم در اروپا می تواند بسیار موثر باشد.

2- افغانستان و عراق – نزدیک به نه سال از حمله آمریکا به افغانستان می گذرد و جنگ با نتجیه ی نامعلوم همچنان ادامه دارد. تا چند روز دیگر آمریکا نیروهای جنگی خود را از عراق خارج خواهد کرد در حالی که بی ثباتی همچنان بر آن سرزمین سایه افکنده است. با وجود اين که هیچ کشوری خواهان جنگ در مرزهای خود نیست، اما جمهوری اسلامی تا کنون با مذاکره نکردن با آمریکا بخت پایان سریع تر جنگ در آن دو سرزمین را از دست داده است. ایران می بایست از روز نخست دو هدف اصلی را تعقیب می کرد: برقراری ثبات و یکپارچگی در آن سرزمین ها و ياری به تأسيس و استواری حکومتی با مناسبات دوستانه با ایران.
ایران با تمام قوا بایستی کوشش کند که نیروهای خارجی پس از برقراری ثبات از آن سرزمین ها خارج شوند. و پیش از خروج آن نیروها، ریشه های امکان از سر گیری جنگ داخلی خشگ شوند. معنای این سخن، همکاری با آن نیروها برای برقراری امنیت می باشد. اکنون که نیروهای خارجی چنین مهمی را به عهده گرفته اند بایستی تسهیلات لازم در اختیارشان قرار گیرد که هرچه زودتر و قاطع تر به هدف بر قراری ثبات دست یافت.
برقراری و استورای نوعی دمکراسی، هرچند ناقص، تضمینی است که مانع از به قدرت رسیدن دشمنان جديدی نظير صدام و طالبان در آن سرزمین ها خواهد شد. ایران نه با مخالفت و دشمنی بلکه با همکاری با غرب بهتر می تواند به این هدف دست یابد.
استواری حکومت در پاکستان و مبارزه بر علیه طالبان در آن کشور یکی از موارد اشتراک ایران با غرب می باشد. سقوط پاکستان 170 میلیونی به دامان بی ثباتی بیش تر و یا قدرت یافتن طالبان در آن سرزمین برای ایران فاجعه بار خواهد بود. به ویژه پس از سیلاب های فاجعه آمیز اخیر که میلیون ها انسان را بی خانه و آوراه کرده است، شرایط برای قدرت گیری طالبان به خاطر ضعف دولت مرکزی، مساعد تر شده است.

3- ثبات در خلیج فارس – «ژاندارم خلیج فارس بودن» برای ایران یک هدف اساسی است. اين هدف به معنای گذاشتن وظيفه برقراری ثبات و امنیت بر عهده ایران و نه قدرت های ديگر در منطقه است. اگر ایران حافظ امنيت و ثبات خلیج فارس نگردد، به اجبار قدرت دیگری این خلا را پر خواهد کرد. امروز آمریکا و متحدین غربیش چنین مهمی را به عهده دارند و نقش ایران بسیار کم رنگ است. اما اين ایران است که باید این وظیفه تاریخی را انجام دهد. البته تا هنگامی که جمهوری اسلامی قدرت را در دست دارد، امکان سپردن برقراری ثبات به آن رژیم وجود ندارد. با این حال مذاکره با غرب، دستکم می تواند از شدت تنش و امکان برخورد در اين شاهراه بکاهد.

4- مناسبات با کشورهای عرب منطقه – سیاست های غیر ملی نظام اسلامی، سبب ژرف شدن اختلافات ایران با کشورهای عربی به ویژه عربستان و مصر و آنهم بر سر موضوعاتی که ربطی به ایران ندارد گردیده است. امروز به ایران به صورت قدرتی که موجب بی ثباتی در منطقه است، نگاه می شود. منافع ایران حکم می کند که عربستان هرچه بیش تر به ایران نزدیک گردد. با توجه به اين که هردو کشور تولید کننده بزرگ انرژی هستند، نزدیکی سیاست های آنان به نفع هردو کشور می باشد. از سوی دیگر، هرچه عربستان (وامارات) احساس امنیت نمایند، از نیاز آنان به خرید میلیاردها دلار جنگ افزار و حمایت نیروهای خارجی کاسته می شود. ایران با مصر به طور طبیعی نمی تواند اختلافی داشته باشد، آن هم تا جائی که روابط به این درجه از وخامت برسند.


5- مساله ی هسته ای – غرب با توان هسته ای ایران به شرطی که در راه ساخت جنگ افزار نباشد، مخالفتی ندارد. دست یابی به جنگ افزار هسته ای که دیگر کشورهای همسایه و به ویژه عربستان را تشویق به دست یابی به آن می کند، در جهت امنیت ملی ایران نیست. ایران به طور طبیعی قدرت نخست منطقه است. اما دست یابی عربستان به این جنگ افزار می تواند یک شبه به برتری ایران خاتمه دهد. از این رو ایران باید تلاش نماید که منطقه را هرچه بیش تر تهی از چنین جنگ افزاری نگاه دارد نه این که خود با تلاش در راه دست یابی موجب ترغيب ديگران برای دسترسی به اين سلاح گردد.
غرب ثابت کرده است که در صورت مساعدت جمهوری اسلامی، آماده است با شرایطی که وسیله آن ظاهر رژیم حفظ گردد، در این مورد به مصالحه رسد. اين آمادگی چندین بار توسط رهبران غرب ابراز شده است.
هریک از این موضوعات به تنهایی کافی است که هر دولت منطقی را به سوی مذاکره با دشمن فرضی پیش راند. اما ارثیه به جا مانده از خمینی در جمهوری اسلامی به اندازه ای توانمند است که به نظر نمی رسد شهامت لازم برای کنار گذاردن این سیاست مخرب وجود داشته باشد. از سوی دیگر افزایش فشار بر رژیم از هم اکنون در ایران محسوس گردیده و شاید این فشار به اندازه کافی توانمند باشد که رژیم را به سوی مذاکره که در هر حال به نفع ملت است، پیش راند.

6 اوت 2010


جستجو در سامانه

آثـار:
دکتر جمشید بهنام
دکتر محمدرضا خوبروی پاک

برگشت

استفاده از مطالب "تلاش آنلاین" تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجاز است
صفحه نخست | تماس با ما