Talashonline تلاش
صفحه نخست | ديدگاه | گفتگو | نگاه ژرف | فصلنامه تلاش | نشریات
برگشت
July 28, 2010چهارشنبه 6 مرداد 1389
 

برآوردی از امکان حمله نظامی به ایران

فرهاد یزدی
 

با تغییر شرایط، امکان استفاده غرب از گزینه نظامی کاهش و یا افزایش می یابد. اما خطر هیچ گاه به طور کامل رفع نمی گردد مگر آنکه ایران در سیاست های خود دست به دگرگونی اساسی زند.


یک بار دیگر سروصدای امکان حمله نظامی به ایران چه در داخل کشور و چه در خارج افزایش یافته است. مهدی کروبی، بخشی از حاکمیت را برای آغاز جنگ به خاطر دست یابی به منافع گروهی،متهم می کند. نماینده اقلیت مجلس، رئیس جمهور را خواستار برپایی جنگ می داند. رسانه های جمعی چه در داخل و چه خارج از کشور هر روز از امکان بیش تر حمله نظامی سخن می گویند. رئیس سابق شناخته شده ترین سازمان اطلاعاتی آمریکا (سیا) با صراحت می گوید که به خاطر این که تمام گزینه های آزمایش شده موفق نبودند، امکان حمله نظامی به ایران از هر زمان دیگر بیش تر شده است. چهل نفر از مجلس نمایندگان آمریکا با صدور بیانیه یی از حمله "تدافعی" احتمالی اسراییل به ایران پشتیبانی کرده اند. اسناد درز شده به رسانه ها در باره جنگ افغانستان، از مداخله جمهوری اسلامی به نفع طالبان، برای آسیب رساندن به آمریکا، بیش از برآوردهای پیشین، حکایت می کند. انتشار این اسناد می تواند افزون برآن که محرک دیگری برای حمله به ایران باشد، افکار عمومی غرب را بیش تر آماده قبول چنین امکانی بنماید.
غرب دلایل زیادی برای حمله نظامی "جراحی شده" - اصطلاحی که منابع غربی برای حمله به مناطق ویژه و کم کردن تلفات غیر نظامیان به کا ر می برند - به جمهوری اسلامی دارند. افزون بر افغانستان، سال هاست که جمهوری اسلامی در عراق در جهت بی ثباتی رژیم تازه پای آن می کوشد. هر دو این تلاش ها در تضاد آشکار با منافع ملی ایران می باشد. هر کشور خواهان ثبات در مرزهای خود است و نه بی ثباتی تا چه رسد به جنگ داخلی که سال هاست در هر دو سرزمین در جریان است. هر چقدر بی ثباتی در افغانستان به درازا کشد، به همان اندازه نیز در پاکستان 170 میلیونی مجهز به جنگ افزار هسته ای، بی ثباتی گسترش خواهد یافت. پاکستان ندار و به شدت مذهبی، دارای این امکان بالقوه هست که به بحران بزرگ سده بیست و یکم بدل شود. ایران چاره ای ندارد که برای بقای خودش، با همکاری با غرب و چین تلاش نماید تا هرچه زودتر ثبات به این مناطق بازگردد. ایران نه تنها از لحاظ سیاسی و نظامی باید در این امور مشارکت داشته باشد بلکه با سرمایه گذاری موثر در ایجاد اشتغال و در نتیجه ایجاد امید باید حضور فعال داشته باشد. این برنامه یی درازمدت است که دستکم به یک دهه نیاز دارد. راه گریز پیش رو نیست.
مساله جهان غرب با جمهوری اسلامی به این همسایگان ختم نمی گردد. ایجاد بی ثباتی در شاهراه حیاتی خلیج فارس و مداخله در امور داخلی کشورهای عرب منطقه و تشدید برخوردهای مذهبی از دیگر موارد می باشد. امروز عرب های منطقه به اندازه ای از جمهوری اسلامی وحشت زده شده اند که به دامن اسراییل پناه برده اند. چندین گزارش در باره امکان استفاده از پایگاه های هوایی و فضای عربستان در صورت حمله اسراییل، منتشر شده است. در غزه، سوریه و لبنان جمهوری اسلامی حضوری فعال دارد. با در نظر گرفتن اولویت اسراییل برای غرب، ایران به خودی خود در سیاهه دشمنان غرب تثبیت می گردد. سخنان تحریک آمیز رییس جمهور و رهبر نظام دال بر نابودی اسراییل که به طور دایم نیز تکرار می گردد، نفتی است که بر آتش شعله ور، افکنده می شود.
بالاخره مساله هسته ای نظام که با وجود کش و قوس های دراز مدت هنوز به جایی نرسیده است، قرار دارد. هر نوع جنگ افزار در دست این رژیم برای جهان خطرناک است، تا چه رسد به جنگ افزار هسته ای. چون سخنان رهبران اسلامی غیر قابل اعتماد هستند، تعهد آنان دال بر این که به دنبال جنگ افزار نیستند قابل توجیه نیست. چنانچه رئیس سابق سیا اظهار داشت دست یابی به تکنولوژی ساخت جنگ افزار هسته ای به همان اندازه ی ساخت فیزیکی بمب عامل بی ثباتی است. برای غرب دست یابی نظام اسلامی به این جنگ افزار قابل قبول نیست.
حال تا چه اندازه خطر حمله نظامی به ایران جدی و فوریست را نمی دانیم. اما می توان با در نظر گرفتن شرایط جهانی و منطقه برآوردی هرچند ناقص انجام داد:
1- خطر حمله به ایران وجود دارد. نمی توان با آسودگی خاطر، چنانچه رهبران حکومتی ادعا می کنند، این امکان را کنار گذارد. با تغییر شرایط، امکان استفاده غرب از گزینه نظامی کاهش و یا افزایش می یابد. اما خطر هیچ گاه به طور کامل رفع نمی گردد مگر آنکه ایران در سیاست های خود دست به دگرگونی اساسی زند. تا هنگامی که جمهوری اسلامی، به صورتی که آن را می شناسیم وجود دارد، امکان دگرگونی اساسی در چنین سیاست هایی وجود ندارد. از این رو تا هنگامی که جمهوری اسلامی وجود دارد خطر حمله فاجعه آفرین برای ایران نیز وجود دارد. وجود رژیم اسلامی در مخالفت با امنیت ملی است.

2- برقراری تحریم ها و رای موافق روسیه و چین تا اندازه زیادی از فوریت حمله نظامی کاسته است. آمریکا و اتحادیه اروپا نیز به نوبه خود تحریم های وسیع تری نیز وضع کرده اند که بر اقتصاد ایران تاثیر بیش تر و سریع تر خواهند داشت. اخبار جهانی حاکی است که صادرات بنزین به ایران به شدت کاهش یافته و اثرات آن را به زودی به صورت افزایش هزینه و کمبود عرضه می توان شاهد بود. از سوی دیگر تورم و بیکاری در داخل کشور شتاب گرفته که زندگی اقتصادی نا مطلوب کنونی را هر چه بیش تر مختل خواهد نمود. چنین به نظر می رسد که غرب بیش از حمله نظامی منتظر اثرات تحریم اقتصادی خواهد ماند.

3- جنبش سبز سرزنده و با نشاط و به عنوان جایگزین مشروع حکومت فعلی با پشتیبانی اکثریت ملت در داخل کشور وجود دارد. چنین جایگزینی در برابر حکومت صدام حسین و یا طالبان وجود نداشت. برای غرب مشکل است که به خواهد به بخت موفقیت این جنبش صدمه زند. زیرا در صورت هر نوع حمله نظامی به ایران شکی نخواهد بود که جنبش سبز نیز وزنه سنگین خود را در پشتیبانی از حکومت و در مخالفت با تجاوز خارجی به کار خواهد گرفت. ناسیونالیسم ایران بیش از این ها قوی و استوار است. بیش از سی سال است که نظام اسلامی تلاش در نابودی ناسیونالیسم ایران کرده و موفق نشده است.

4- نیروهای نظامی آمریکا افزون بر درگیری در عراق و افغانستان در سراسر جهان پراکنده و وظیفه حفظ نظم موجود را به عهده دارند. نیروهای دریایی و هوایی آن کشور در حالی که در منطقه خلیج فارس تجمع کرده اند در خاور دور نیز با تهدیدی مستقیم و فوری با کره شمالی روبرو هستند. قرار داد صلح کره پس از ترک مخاصمه در سال 1953، هنوز دستینه نشده است. گرچه چین تمام تلاش خود را برای درگیری نظامی به کار خواهد برد و از نفوذ و قدرت خود برای فشار به کره شمالی استفاده خواهد کرد، نمی توان به کنش و واکنش غیر قابل پیش بینی آن رژیم مجهز به جنگ افزار هسته ای اطمینان داشت. آمریکا چاره ای ندارد که در برابر احتمال چنین درگیری به طور کامل آماده باشد. هیچ نیروی نظامی خواستار آن نیست که در چندین جبهه همزمان درگیر باشد.

نظام اسلامی با حاکمیت و منافع کشور دست به قمار زده است. آنان حساب می کنند که نه تنها با حمله نظامی روبرو نخواهند شد، بلکه سال ها غرب را عراق و افغانستان درگیر خواهند کرد و آنان با دست بازتر به مقاصد خود که به طور دقیق روشن نیست که چه می باشد، دست خواهند یافت. چنین سیاستی سال هاست که این کشور را با خطر حمله نظامی روبرکرده و ایران را از موقعیت های طلایی بیشماری که پیش آمده، محروم نموده است.

27 ژوئیه 2010


جستجو در سامانه

آثـار:
دکتر جمشید بهنام
دکتر محمدرضا خوبروی پاک

برگشت

استفاده از مطالب "تلاش آنلاین" تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجاز است
صفحه نخست | تماس با ما