Talashonline تلاش
صفحه نخست | ديدگاه | گفتگو | نگاه ژرف | فصلنامه تلاش | نشریات
برگشت
July 23, 2010جمعه 1 مرداد 1389
 

جنبش سبز؛ اميدواری جامعه جهانی و امنيت ايران

گفتگو با فرهاد يزدی
 

سران جنبش سبز باید آشکارتر راه حل خروج از بحران را اعلان کنند. به عنوان نمونه با چه شرایطی آمادگی رسیدن به توافق با جامعه جهانی را دارند؟ تا چه اندازه اجازه بازرسی از پایگاه های ایران را به نمایندگان سازمان ملل خواهند داد؟ غنی سازی را تا چه حد انجام و سوخت مورد نیاز نیروگاه ها را چگونه تامین خواهند کرد؟


تلاش ـ به دنبال آخرين قطعنامه شورای امنيت ، تحريمهای اقتصادی شديدتری عليه ايران آغاز شده است. اما ظاهراً به نظر نمی رسد حتا خودداری برخی از کشورها در دادن بنزين به هواپيماهای مسافربری ايرانی خللی در رفتار رژيم اسلامی ايجاد کرده باشد؟


فرهاد يزدی ـ جمهوری اسلامی تاب نشان دادن موثر بودن تحریم ها را ندارد. این رژیم از ابتدا چنین نشان داده است که در برابر هرنوع تحریم مصون بوده و اکنون اگر واکنش منفی ای از خود نشان دهد، میان هواداران خود نیز بازی را خواهد باخت. این رژیم باید در ظاهر ثابت کند که قطعنامه چیزی بیش از "کاغذ پاره" نیست. اما واقعیت این است که تحریم ها بر اقتصاد ایران به صورت شتاب بخشیدن به نرخ تورم و بیکاری اثر خود را بخشیده است. کارخانه های اندکی که هنوز به فعالیت مشغول هستند با مشکل تامین مواد اولیه از کشورهای خارج روبرو خواهند شد. با تحریم بانکداری و بیمه، بازرگانی خارجی مشکل و پر هزینه تر خواهد شد. همزمان با بستن دریچه دبی که بسیاری از واردات کالاهای ممنوعه از طریق آن انجام می شد، دسترسی به چنین کالاهایی دشوار تر و گران تر خواهند بود. بسیاری از فروشندگان خارجی از صدور بنزین به ایران سرباز زده اند که بدون شک در شبکه ترابری اخلال ایجاد خواهد کرد. صنایع و چاه های نفت ایران سال هاست که نوسازی نشده و با وجود تحریم ها امیدی به بازسازی آنان نمی رود. با این اوصاف، صادرات نفت، که رو به کاهش بود هرچه بیش تر کاهش خواهد یافت.
تنها "رییس جمهوری" مانند احمدی نژاد می تواند ادعا کند که کشور در برابر تحریم ها مصون است.


تلاش ـ هشدارهای گسترده، از جمله از سوی نيروهای حاشيه قدرت و به صورت روشن تری از سوی سران جنبش سبز، نسبت به عواقب اين تحريم ها در خور توجه است. با نگاه به تجربه عراق و صدام حسين که در عمل تحريم های گسترده به حمله ی نظامی و اشغال آن کشورِ ضعيف شده انجاميد، نسبت به رفتار نابخردانه و تحريکات دائمی حکومت، هشدار داده می شود. اين هشدارها از زبان نيروهائی که بايد از توان مقاومت واقعی نظامی و ملی کشور اطلاع واقعی تری داشته باشند، چه معنائی دارد؟


يزدی ـ توان ملی کشور با افت شدید مشروعیت نظام، آسیب بر همبستگی ملی، شکست در برنامه های اقتصادی، انزوای سیاسی در جهان و بسیاری عوامل دیگر روند منفی داشته است. به ویژه پس از وقایع یکسال گذشته که رژیم به صورت مستقیم رودر روی ملت قرار گرفت و امکان آشتی ملی از دست رفت، این روند شتاب گرفت. این واقعیتی است که از چشم هیچ کس پوشیده نیست. حکومت که داعیه ی رهبری اصلاحات در سطح جهانی را دارد، مشکل به تواند به شکست های خود در سطح کشور و جهان اقرار کند. از این رو هر روز بر حجم دروغ و گزافه گویی می افزاید تا واقعیت ها را به پوشاند. اما سران جنبش سبز که واقعیت های کشور را می دانند قادر هستند اطلاع رسانی کنند و در این مورد اخطار نيز داده اند. اخطار آنان که از واقعیت ها اطلاع دقیق تری نسبت به ما خارج نشستگان دارند، از وضعیت بسیار بحرانی کشور حکایت می کند. اما این موضوع تنها به زمان حال محدود نمی گردد و آینده از این چه که امروز هست حتا تاریک تر به نظر می رسد. از یک سو تحریم ها سخت تر و شدید تر شده و از سوی دیگر دلیلی در دست نیست که "رفتار نابخرادانه و تحریکات دایمی حکومت" متوقف گردند. این دو عامل با تاثیر مقابلی که بر یکدیگر دارند، نشانه های قوی تاریکی بيشتر آینده است.


تلاش ـ در روزهای اخير برخی محافل هشدار دهنده ی درون حکومت، دست به انتشار اسناد و اطلاعات وسيعی در مورد، جنگ هشت ساله در مقابل عراق زده اند. در اين اقدام از سوی کسانی که چهره های اصلی هدايت و تصميم در باره ادامه يا خاتمه آن جنگ را داشتند، بر نقش دفاع ملت تکيه می شود. آن هشدارها و اين تکيه ها در کنار هم برای شرايط امروز کشور چه معنائی دارد؟


يزدی ـ بخش بزرگ این هشدارها نشان دهنده این است که امکان نوعی درگیری نظامی و بمباران بخشی از مناطق ایران وجود دارد و در درجه نخست اشاره ی این محافل به وجود چنین احتمالی است. بخش دیگر، مربوط می گردد به تسویه حساب داخلی و حذف افراد و یا گروه های رقیب.
سخن از امکان حمله اسرائیل با اطلاع و موافقت و یا بی اطلاع و بدون موافقت آمریکا این روزها دوباره افزایش یافته است. در چنین صورتی، پای آمریکا نیز به رویارویی کشیده خواهد شد. اعراب منطقه ممکن است در ظاهر ژست مخالفت از خود نشان دهند، اما در باطن از چنین اقدامی خوشنود و حتا با آن همکاری خواهند کرد. البته چنین حمله ای هنوز در حد یک امکان است. اما چنین به نظر می رسد که هشدار دهندگان، برخلاف حکومت، احتمال چنین امکانی را منتفی نمی دانند.


تلاش ـ آيا وجود جنبش سبز و نارضائی و جريان اعتراضی گسترده در جامعه و چندپارگی درونی حکومت، می توانند عاملی بازدارنده در اقدام نظامی عليه ايران باشد يا بر عکس عنصر ترغيب کننده؟


يزدی ـ غرب امیدوار است که فرآیند تحولات در جریان، ایران را به سوی یک جامعه بازتر براند. این عاملی است که می تواند حمله نظامی ـ اگر برنامه ای برای آن وجود داشته باشد ـ را منتفی کند. اگر حکومت به یک ماجراجویی شدید در خارج از مرزها و به ویژه برعلیه امنیت و ثبات در افغانستان و عراق دست نزند، حمله ی نظامی آمریکا به ایران در این برهه امکان اندکی دارد. غرب در انتظار اثر گذاردن تحریم ها و به بار نشستن تحولات داخل کشور خواهد ماند. با وجودی که سخن از نزدیک شدن زمان ساخت بمب هسته ای وسیله ی نظام به گوش می رسد، اما غرب می داند که زمان به نفع نظام اسلامی نیست. همزمان تحریم ها نیاز به وقت بیش تر دارند تا اثر کامل خود را کم کم آشکار کنند.
از سوی دیگر جریان اعتراضی گسترده و چند پارگی درونی حکومت که بی ثباتی پدید آورده، بر امنیت کشور اثر منفی دارد. در چنین شرایطی ناامنی و به ویژه در مناطق مرزی شدت خواهند یافت. نیروهای تجزیه طلب و هواداران چند پارچگی کشور، با حمایت نیروهای خارجی، امکان فعالیت گسترده تری را پیش روی می بینند.


تلاش ـ آنچه کاملاً مشهود و در جنبش سبز نيز آشکارا به نمايش گذاشته شده است، قرار داشتن اصل دفاع از ايران و يکپارچگی سرزمينی و تماميت آن در جايگاه شايسته اش در ضمير آگاه ايرانيان و جنبش سبز می باشد. در پايبندی به اين اصل چگونه می توان مبارزه همه جانبه با رژيمی را پيش برد که آن نيز روی اين روحيه و آگاهی ملی حساب باز کرده و به تحريکات و برنامه های خود ادامه می دهد؟


يزدی ـ رژیم اسلامی ثابت کرده که در محاسبات سیاسی، اولویت پایین تری برای منافع ملی ایران در مقایسه با منافع نظام قایل بوده است. هیچ رژیم منطقی حتا اگر دمکراتیک نیز نباشد، نمی تواند کشور خود را با تمام امکانات بالقوه ای که دارد به وضع امروز ایران بیاندازد. اغلب گفته شده است که شاید در هیچ کشور دیگر جهان اختلاف میان توان بالقوه و بالفعل به اندازه ایران کنونی نباشد. رژیمی که چنین وضع رقت بار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به بار آورده، نمی تواند از منافع ملی سخن گوید. رژیمی که در سی سال گذشته بدون دلیل کشور را به لبه جنگ ویران کننده کشانده است، نمی تواند از منافع ملی سخن گوید. رژیم هنگامی که در تنگنا گرفتار می شود، شاید از منافع ملی سخنی به میان بیاورد، اما دیگر برای ملت ایران آشکار شده است که چنین اشاره های بی بنيان، گذرا و در راستای منافع کوتاه مدت رژیم می باشد.


تلاش ـ از آغاز همکاری ما با شما، منافع و مصالح عالی کشور و تابعی بودن منافع رژيم ها و حکومت ها از آن مصالح، تکيه دائمی نوشته ها و پاسخ های شما بوده است. اصلی که همواره در سايه آن به بررسی رفتار و سياست حکومت اسلامی پرداخته و از اين نظر ايرادهای بنيادين در دستگاه فکری و فرهنگ سياسی آن را مطرح کرده ايد. همين روش را در بررسی افکار و سخنان سران جنبش سبز که اساساً از دل همين رژيم بيرون آمده اند، ادامه داده ايد. با توجه به انبوه نوشته و سخنان اين نيرو، آيا می توان اطمينان يافت که آنها توانسته اند، در افکار خود جای اصلی مصالح عالی کشور را بيابند؟


يزدی ـ چنین به نظر می رسد که جنبش سبز توانسته اصل اولویت منافع و مصالح ملی را در کانون نظرات خود قرار دهد. ملت افزون بر خواست آزادی بیش تر سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خواهان استواری اصل منافع ملی در جایگاه شایسته خود می باشد. از این رو پشتیبانی از سران جنبش سبز از جانب ملت ادامه خواهد یافت. باید توجه کنیم که رهبری جنبش سبز با ملت است و سران این جنبش خواست ملت را که از پایین فشار می آورند، بازتاب می دهند. چنانچه می بينيم در نوشته ها و مواضع سران جنبش سبز نيز به طور روزافزون، شاهد قرار دادن این اصل بر صدر امور می باشیم. در آخرین بیانیه موسوی به طور روشن و صریح به این نکات اشاره شده است. او به صراحت از این که در جهان خارج "مسئولان این کشورها هماره منافع خود را در چهارچوب منافع ملی کشورشان تعریف می کنند" و در عوض "برخی از سیاستمداران ما که منافع خود و جناح خود را به جای منافع ملی جا می زنند" سخن می گوید. ما نظیر این سخنان را از حکومتگران نمی شنویم. در واقع مواضع گرفته شده وسیله ی موسوی، نشانه آشکار دور شدن سران جنبش سبز از نظام اسلامی است که همیشه منافع خود را برتر از منافع ملی ایران قرار داده است.


تلاش ـ تا کنون چندين بار بر اين نکته تکيه داشته ايد که سران جنبش سبز بايد در هر زمينه و به طور ويژه و پررنگ، در زمينه بحران بين المللی ايران و خاصه در مورد پرونده هسته ای آن مواضع خود را روشن بيان نمايند. اهميت اين روشنگری در چيست و مخاطب آن کيست؟


يزدی ـ ملت ایران دیگر آماده نیست که مانند بهمن سال 57 کورکورانه به دنبال رهبری فرهمند به چاه بیافتد. رهبری جنبش سبز از آن ملت ایران است. اگر افرادی خواهان بدل شدن به سران این جنبش باشند، باید به توانند ملت را قانع کنند که راهکارهای آنان همان خواست ملی است. در مساله ویژه هسته ای که گفتمان آزاد در باره آن و بهایی که سال ها ملت پرداخته، و بازهم خواهد پرداخت، در داخل کشور انجام نگرفته است. کسی در داخل و یا خارج کشور از حق دسترسی آزاد ایران به چنین تکنولوژی مخالفت ندارد. مخالفت هنگامی آغاز می گردد که چنین شگردشناسی که می تواند به ساخت بمب هسته ای انجامد، وسیله ی این رژیم بدون نظارت استفاده گردد. چنین امری نه مورد قبول قدرت های خارجی و نه در راه استواری امنیت ملی ایران است. این مساله ریشه بسیاری از مشکلات کنونی خارجی ایران است. از این رو، حل آن از اولویت ویژه برخوردار است. سران جنبش سبز باید آشکارتر راه حل خروج از بحران را اعلان کنند. به عنوان نمونه با چه شرایطی آمادگی رسیدن به توافق با جامعه جهانی را دارند؟ تا چه اندازه اجازه بازرسی از پایگاه های ایران را به نمایندگان سازمان ملل خواهند داد؟ غنی سازی را تا چه حد انجام و سوخت مورد نیاز نیروگاه ها را چگونه تامین خواهند کرد؟


تلاش ـ پس صدور قطعنامه 1929 مهندس ميرحسين موسوی در يک بيانيه تفصيلی مواضعی را اعلام داشت که بايد آن را قاعدتاً مخرج مشترک نيروی ـ به قول خانم رهنورد ـ مديريت جنبش سبز محسوب نمود. آيا در زمينه مورد نظر و به ويژه بحران هسته ای ايران اين به قدر کافی مواضع روشنند؟


يزدی ـ در بیانیه موسوی، نکات مثبت بسیاری دیده می شود: [نیاز به] اطلاع رسانی صادقانه به ملت و اثرات تحریم ها؛ خطرات امنیتی که کشور با آن روبروست؛ شکاف بین ملت و دولت؛ دولت نامشروع و سرکوبگر و در حال جنگ با ملت؛ تصفیه های جناحی؛ درگیری سپاه در مسایل سئوال برانگیز، از جمله فرازهائی از آن بيانيه و تکيه های وی بر مسائل مهم است. وی حتا تا آنجا پیش رفته و می گوید: "بخشی از دولتیان شانس بقای خود را در ادامه این بحران و تشدید مخاصمات و حتی تشویق دشمنان برای تعرض نظامی ببینند." این بيانیه همچنین از سرنوشت "کشورهای دیگر منطقه که در دام لفاظی های مغرورانه و میان تهی دولتیانشان افتادند" اخطار می دهد. همین چند فراز از بیانیه او، وضعیت اسف بار کشور و حاکمان را روشن می کند. اما برای این که ایران قادر باشد از این تنگنا خارج شود، نیاز شدید به گفتمان باز در این مورد دارد تا ملت به تواند با آگاهی مسیر فکری خود را تعیین کند. در چنین صورتی، قدرت های خارجی نیز در برابر اراده ملی مشکل به توانند دست به تحریم های سخت زنند. آنان اکنون در برابر رژیم اسلامی ایستاده اند و نه ملت. رژیمی که مشروعیت آن از نظر ملت مدت هاست مورد پرسش قرار گرفته را می توان ساده تر تحریم کرد تا ملت را.
پیشنهاد دیگر بيانيه مورد بحث قراردادن این مساله در مجلس است. با وجودی که مجلس کنونی با نمایندگان امنیتی ـ نظامی پر شده است، بحث موضوعی به اين اهميت، حتا در چنين مجلسی، از نبود هيچ بحثی مفیدتر خواهد بود، هرچند نمی توان به نتیجه مثبت آن که رهایی از این تنگنا باشد، اطمینان داشت. اما دستکم بسیاری از مسایل برای ملت روشن خواهد شد. مجلس نمی تواند به سادگی قطعنامه سازمان ملل را "کاغذ پاره" بنامد. ارجاع این مساله به مجلس، عقب نشینی برای رهبر و حکومت خواهد بود. آنان که همیشه اراده خود را برتر از همه می دانستند، مجبور به تسلیم به اراده مجلس، هرچند که آن مجلس دستچین شده خود آنان باشند، می گردند. تحریم ها این بار دیگر بسیار جدی هستند. همه ی قدرت های جهانی که روسیه متحد قدیمی رژیم را نیز در بر می گیرد، از آن حمایت کرده اند. برای تعدیل و یا ملغی کردن تحریم ها، این حکومت مورد اعتماد نیست. شاید مجلس به عنوان نهاد قانون گذار، به تواند اعتماد نیروهای خارجی را کمی بیش تر جلب کند.
اما تا هنگامی که رژیمی که به صورت امروزيش می شناسیم، در مسند قدرت در ایران باشد، امکان دسترسی به توافقی درازمدت با جامعه جهانی، به نظر غیر ممکن می رسد. باید تحولی ریشه ای صورت گیرد تا باردیگر ایران به عنوان عضو مسئولی از جامعه جهانی که به تعهدات خود پایبند است به رسمیت شناخته شود. جنبش سبز به تدریج صلاحیت خود را برای رهبری چنین نقشی آشکار می کند.


تلاش ـ با سپاس از شما


جستجو در سامانه

آثـار:
دکتر جمشید بهنام
دکتر محمدرضا خوبروی پاک

برگشت

استفاده از مطالب "تلاش آنلاین" تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجاز است
صفحه نخست | تماس با ما