Talashonline تلاش
صفحه نخست | ديدگاه | گفتگو | نگاه ژرف | فصلنامه تلاش | نشریات
برگشت
June 19, 2010شنبه 29 خرداد 1389
 

بحران آفرينی رژيم و قدرت يابی جنبش سبز

فرهاد یزدی
 

هر اقدامی که رژیم برای مبارزه و سرکوبِ موج مخالفت انجام می دهد، سبب ریزش هوادارانش می گردد. به سخن دیگر، رژیم خود به موثرترین حربه تبلیغاتی برای جنبش سبز بدل شده است.


فشارهای داخلی و خارجی بر کانون سیاستگذاری جمهوری اسلامی رو به افزایش است. در جبهه خارجی، انزوای رژیم ژرف تر می گردد. اتحادیه اروپا به توافقی دست یافته که تحریم نظام اسلامی را به مراتب از تحریم سازمان ملل شدیدتر می کند و حتا "انتقال تکنولوژی" نفت و گاز را نیز در بر می گیرد. کنگره آمریکا در حال تصویب قوانین مشابه می باشد که به نظر می رسد به زودی به مرحله اجرا در خواهند آمد. همزمان مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا از جمهوری اسلامی دعوت به عمل آورده که به مذاکرات ادامه دهد. با در نظر گرفتن مصوبات شورای امنیت، اتحادیه اروپا، کنگره آمریکا و جبهه گیری روشن روسیه و چین در برابر نظام اسلامی، می توان انتظار داشت که در صورت انجام چنین مذاکراتی، مواضع جامعه اروپا سخت تر از همیشه باشد. به طور مسلم، نتایج تورمی چنین تحریم هائی و آن هم در دورانی که فشار تورمی بر اقتصاد ایران شدید است، به زودی در داخل کشور احساس خواهد شد. از این مساله می شد، سال ها پیش، در صورت دست برداشتن از لجبازی، جلوگیری و از بدل شدن به چنین اهرم فشار سنگینی، به سادگی ممانعت نمود.
در آن سوی خلیج فارس تمامی کشورها تبدل به دشمنان ایران شده و به منظور حفظ ثبات و امنیت خود در برابر تهدیدهای نظام اسلامی، رو به نیروهای غربی آورده اند. در آب های جنوبی کشور افزون بر پایگاه های زمینی متعدد نیروهای غربی، ناوهای جنگی حدود بیست کشور در حال گشت زنی هستند. در خاورمیانه عربی، این تنها سوریه است که هنوز جمهوری اسلامی را به عنوان متحد می شناسد. دیر یا زود، هنگامی که هزینه اتحاد با رژیم اسلامی برای رژیم سوریه بیش از منافع آن گردد، نزداين رژيم نيز این حکومت اسلامی و به همراه آن ایران است که قربانی مصالحه فراگیر در خاورمیانه خواهد شد. در مرزهای خاوری و باختری، دو جنگ، هشت سال و نیم است که به شدت جریان دارد. پس از این مدت دراز و کشتار و ویرانی اندازه نگرفتنی، روشن نیست که چه پیش خواهد آمد و تحمل کشورهای غربی برای نگاه داشتن نیروهای خود در منطقه تا کجا خواهد بود. آیا پس از خروج نیروهای خارجی، جنگ داخلی تمام عیار غلبه خواهد يافت که بی ترديد منجر به تجزیه رسمی و یا عملی آن کشورها خواهد شد؟ در بهترین سناریو، چه نوع حکومتی و با چه ایدئولوژی پایه خواهد گرفت؟ آیا حکومت های دشمن ایران و یا متمایل به ایران به قدرت خواهند رسید؟ و هزاران پرسش دیگر... پاکستان 170 میلیونیِ به شدت مذهبی و مجهز به جنگ افزار هسته ای در چنگال بی ثباتی شدید گرفتار است. نمی توان بهیچوجه تضمین کرد که پاکستان به تواند در آینده نه چندان دور حکومتی با ثبات و کشوری به دور از جنگ داشته باشد. چنین موقعیتی برای هر دولت با حداقل منطق، یک کابوس به شمار می رود. جمهوری اسلامی در رویارویی با چنین واقعیت های سختی، چنان با غفلت همراه با بی اعتنائی نخوت انگيز کاذب رفتار می کند که گویی جنگ ویا بی ثباتی و اغتشاش در هزاران کیلومتر فاصله در جهان دیگری درجریان است. بجای چاره جویی برای کاستن از سطح تنش و ایجاد ثبات در منطقه، در راستای منافع ایران، چنين رژيمی خود سال هاست که به عامل بی ثباتی بیش تر و به خطر افتادن امنيت و منافع کشور بدل شده است.
در داخل کشور نیز وضع به شدت مغشوش است. شکاف و مخالفت خوانی در تمام جبهه ها مشاهده می شود. قوه اجرایی، قوه مقننه و شورای نگهبان با هم درگیر شده و هریک دیگری را متهم می کند. این اختلاف به اندازه ای شدید شده که رهبر رنگ باخته ی رژیم، با همه بی اعتباری مجبور به مداخله می گردد. در مراسم سالروز در گذشت خمینی اختلاف تا اندازه ای بالا می گیرد که شایعه درگیری فیزیکی در حضور رهبر نظام، به شدت در جامعه گسترش می یابد. طرز پخش مراسم نشان از بی برنامگی و وجود مراکز متعدد قدرت در کانون مرکزی تصمیم گیری نظام اسلامی دارد. مساله حجاب و سخنان صریح رئیس قوه مجریه که مداخله حکومت در چنین امری را محکوم کرد و پاسخ معممین (از جمله دبیر شورای نگهبان که به صراحت نافرمانی از تصمیمات رییس جمهور را اعلان می کند) و هوادارانشان نمونه ی دیگری است. حمله "خودجوش" چماق بدستان به خانه های مراجع تقلید زنده و مرده، یادآور گاردهای سرخ چین هستند. این گروه خودسر در چين به تدریج به اندازه ای قدرت گرفتند که مائو نیز از مهار آنان عاجز شده بود. بدون شک نارضایتی مراجع تقلید، حتا آنان که مدافع رژیم بوده و از منابع حکومتی تغذیه می کنند، از چنین اقداماتی، افزایش خواهد یافت. اعتراف به واقعی بودن فیلم حمله وحشیانه به کوی دانشگاه از سوی رئیس نیروی انتظامی و تلاش او برای بی گناه نشان دادن پلیس، متوجه کردن مسئولیت به سپاه پاسداران و بسیج می باشد. بر اثر وجود تضاد و درگيری در رژیم اسلامی، افزایش این گونه برخوردها را چه در هسته ی درونی رژیم و چه با نیروهای روبه افزایش مخالف را باید انتظار داشت. همه اینها در حالی انجام می گیرد که بیکاری، کاهش مواد خوراکی و افزایش شدید قيمت آنها (تشکيل ستاد ويژه برای مقابله با بحران گوشت از جمله نشانه ی اين روند است) بر بی ثباتی هرچه بیش تر دامن می زند.
این فرآیند سبب تضعیف قدرت رهبر رژیم و قوه اجرایی و موجب پيدايش مراکز متعدد قدرت با منافع و هدف های ویژه شده است. هر يک از این مراکز قدرت به نوبه خود در پی افزایش فتوحات بيشتری بوده که به هزینه ی بيشتر رهبری و رییس قوه اجرایی و نتيجه ی آن ايجاد خلاء قدرت خواهد بود. سپاه پاسداران هر روز به طور گسترده تری بر منابع مالی کشور چنگ می اندازد. دیگر کانون های مربوط به رژیم، مشغول چپاول باقی مانده منابع سرشار درآمد نفتی کشور هستند. چیزی که در این میان از یاد رفته ایران و منافعش می باشد.
راه حل نظام اسلامی برای مقابله با مشکلات روزافزون که بیش از پيش آفریده خود رژیم است، توسل به همان روش های سخیف قدیمی و از جمله بحران آفرینی بیش تر در جبهه ی خارجی و زندان، شکنجه، اعترافات مسخره تلویزیونی و بالاخره اعدام های ددمنشانه و به ویژه در مناطق مرزی بوده است. اما هر اقدامی که رژیم برای مبارزه و سرکوبِ موج مخالفت انجام می دهد، سبب ریزش هوادارانش می گردد. به سخن دیگر، رژیم خود به موثرترین حربه تبلیغاتی برای جنبش سبز بدل شده است. روند مشروعیت زدایی رژیم شتاب فزآینده گرفته است. بدون شک، تعداد هواداران امروزی جنبش سبز یا به عبارتی هواداران دگرگونی در اجتماع، اقتصاد و سیاست ایران، در مقایسه با 22 خرداد سال پیش به شدت افزایش نشان می دهد. اگر سابقه حکومت کنونی را در نظر گیریم، به احتمال زیاد این روندیست که در آینده نیز ادامه خواهد یافت. برای ملت ایران دوام حکومت کنونی نه تنها غیر قابل تحمل بلکه غیر ممکن شده است. حکومت به شکل کنونی، قابل ادامه نیست و تنها سقوط رژیم را سرعت می بخشد. از سوی دیگر مدت هاست که رژیم امکان آشتی را برخود بسته است. موج آزادی خواهی و خواست شرکت موثر در سرنوشت کشور به اندازه ای در ایران ریشه دوانده که تنها یک جایگزین در درازمدت برای آن متصور است و آنهم مردم سالاریست. در این میان در دوران انتقال، به احتمال زیاد، رژیم و قوه اجرایی کشور در سرکوب رادیکال تر خواهند شد که آنهم دیری نخواهد پایید.

هژدهم ژوئن 2010


جستجو در سامانه

آثـار:
دکتر جمشید بهنام
دکتر محمدرضا خوبروی پاک

برگشت

استفاده از مطالب "تلاش آنلاین" تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجاز است
صفحه نخست | تماس با ما