Talashonline تلاش
صفحه نخست | ديدگاه | گفتگو | نگاه ژرف | فصلنامه تلاش | نشریات
برگشت
February 08, 2010دوشنبه 19 بهمن 1388
 

درهای بسته ديپلماسی غرب زير فشار 22 بهمن

گفتگو با فرهاد یزدی
 

نام سپاه و بسیج تنها هنگامی پاک می شود، اگر بخش بزرگی از آن نیروها به ملت به پیوندند.

تلاش ـ در آستانه 22 بهمن و تدارکاتی که از دو سو ديده می شود ـ از سوی حکومت برای سرکوب و از سوی طرفداران و سران جنبش سبز برای حضور هرچه گسترده تر در خيابان ـ احمدی نژاد در تلويزيون حاضر شده و «خبر خوشی» مبنی بر پذيرش غنی سازی اورانيوم در خارج از ايران را اعلام می کند. متکی وزير امور خارجه اش، دوان دوان خود را به کنفرانس سالانه امنيت در مونيخ رسانده و با اين «خبر خوش» مرکز توجه رسانه ها و محافل ديپلماسی جهانی قرار میگيرد. با وجود اين عکس العمل سران جهان بسيار محتاطانه و سرشار از سوظن نسبت به وی است. آيا چنين نرمشی به قدر کافی برای جهان خوشايند نبوده است؟


فرهاد یزدی ـ از هم پاشیده شدن فرآیند تصمیم گیری در جمهوری اسلامی امری نیست که برای جهانیان نادانسته باشد. اکنون همه می دانند که مراکز قدرت در نظام اسلامی متعدد و در بسیاری از موارد دارای نظرگاه های متضاد می باشند. در نتیجه به صرف خبر توافق از جانب یک گروه، گرچه رئیس جمهور و یارانش باشند، نمی توان به طور کامل مطمئن شد که همان سیاست اجرا خواهد شد. رئیس جمهور مدت هاست که مایل به رسیدن به توافق با غرب و به ویژه با آمریکاست، اما او توان کافی برای رسیدن به این هدف را ندارد. هنوز هیچ روشن نیست که حتا در صورت رسیدن توافق با غرب، مجلس شورای اسلامی به تایید آن توافق تن دهد. محافل غربی حق دارند که به دیدگاه های ابراز شده رئیس جمهور و وزیر خارجه او با تردید نگاه کنند.


تلاش ـ در گفتگوی قبلی مان در برابر پرسش از ميزان اراده طرفين در حل بحران اتمی ايران گفتيد: «جمهوری اسلامی در حال حاضر در شرايطی نيست که بتواند در باره مسئله هسته ای به تصميم گيری قاطع دست زند.» و علاوه بر اين با توجه به بهره برداری از آن در سرکوب نيروهای داخل تحت نام «توطئه خارجی»، «نياز هم به چنين تصميمی ندارد.» اگر چنين است پس چه نيازی به چنين نمايشی؟


فرهاد یزدی ـ با در نظر گرفتن بحران داخلی، توافق با غرب می تواند مقداری از فشار بر رژیم را کاهش دهد. اما همین بحران داخلی مانعی در برابر رسیدن به توافق در مورد مساله هسته ای در داخل حکومت بوده است. برای رسیدن به توافق، رژیم ناچار است که به بده و بستان گسترده هم با تندروهای رژیم و هم با "رهبران" جنبش سبز دست زند. از سویی مدت هاست که به ملت گفته اند که به برنامه های هسته ای خود ادامه خواهند داد و در برابر تمام تحریم ها که بنا به گفته آنان تاثیری نیز نداشته، مقاومت خواهند کرد. مشگل به توانند تغییر سیاست خود را نزد ملت توجیه کنند.
از سوی دیگر، اکنون این تنها چین است که با تحریم های شدیدتر اقتصادی برعلیه ایران مخالف است. روسیه نیز در این مورد با غرب مخالفتی ندارد. با در نظر گرفتن وضعیت وخیم اقتصادی ایران، تحریم های شدیدتر، به طور حتم بر تورم اثر فوری شدید خواهد گذارد. اگر تحریم شامل بنزین نیز شود، شبکه حمل و نقل کشور صدمه شدید خواهد دید. به منظور خرید زمان، بدون این که بدانیم در نهایت جمهوری اسلامی چه سیاستی در پیش خواهد گرفت، روی خوش به غرب نشان دادن بدون تعهد، ارزان ترین و سریعترین راه است.


تلاش ـ گفته می شود برای برگزاری مراسم 22 بهمن، به تعداد نسبتاً زيادی از خبرگزاران خارجی اجازه حضور در ايران داده شده است. افکار عمومی و رسانه های خبری و تحليل گران سياسی در سطح جهان اين بار با حساسيت شديدی در انتظار روز 22 بهمن هستند. برخی از اين محافل بر اين نظرند که اقدام احمدی نژاد در اعلام آن «خبر خوش» و اعزام فرستاده به آن اجلاس جهانی، در اصل تلاشی است برای قرار دادن حوادث اعتراضی 22 بهمن زير سايه «خوشکامی» سران دولتها و در نتيجه به طور طبيعی غفلت يا حتا اغماض افکار عمومی جهان،از آن چه که اين دولت بر عليه ملت در پيش گرفته است. با توجه به نگرانی شديد جهانی از خطر دستيابی دولت ايران به سلاح اتمی، آيا حساب احمدی نژاد و مشاورانش درست از آب درنخواهد آمد؟


فرهاد یزدی ـ روز 22 بهمن به روز سرنوشت ساز بدل شده است. هردو گروه، ملت و حکومت این روز را به عنوان روزی که می تواند مسیر و زمان مبارزه را تا اندازه ای روشن کند، به حساب می آورند. حساسیت این روز نیز از نظر جامعه جهانی پنهان نمانده است. حساب رئیس جمهور نظام درست است که به خواهد از پیش، بر افکار عمومی جهانی وسیله ی توافق هسته ای اثر گذارد. به ویژه باید توجه کرد که مدت ها پیش موسوی مخالفت خود را با تبادل اورانیوم اعلام کرده بود. اما وقایع روز 22 بهمن و به ویژه شرکت گسترده جنبش سبز می تواند، این حسابگری ها را خنثی کند. اگر جمعیت چند میلیونی با نشانه های سبز در تظاهرات شرکت کنند، این حساب گری ها تحت الشعاع قرار خواهد گرفت. از سوی دیگر، حکومت تمام تلاش خود را به کار خواهد برد که بازتاب آن را تا حد ممکن در خارج از کشور کوچک نشان دهد.


تلاش ـ بازتاب اين خبر در رسانه های جهانی به صراحت و روشنی نشان می دهد که حکومت اسلامی در چشم جهانيان مصداق بارز آن چوپان دروغگوست. اگر اين بار هم، مانند بيشمار دفعات، توخالی و نمايشی بودن اين رفتار آشکار شده و به هر دليل توجيهی ـ که بعداً تراشيده خواهد شد ـ نتيجه ی عملی در حل بحران بين المللی ايران بدست نيايد، پيامدهای اين بی تدبيری جديد در زمينه ی احتمال تصميم های سخت تری عليه کشورمان چه خواهد بود؟


فرهاد یزدی ـ من فکر نمی کنم که در این مرحله چون رئیس جمهور و وزیر خارجه نظام چنین سخنانی گفته اند، جامعه جهانی برنامه های خود را به تعویق بی افکند. آنان به دنبال سخت کردن تحریم ها هستند که با در نظر گرفتن مخالفت چینی ها زمان می برد. اما این برنامه را دنبال خواهند کرد. اگر پیشرفت قابل لمسی را دیدند، آنگاه سیاست جدیدی در پیش خواهند گرفت. اگر بار دیگر مانند گذشته، رژیم اسلامی حرف های خود را تغییر داد، آنگاه برای چین نیز مشگل خواهد شد که به تواند در برابر فشار غرب و و روسیه مقاومت کند. بر مبنای آخرین اخبار، رئیس جمهور رژیم با سازمان انرژی اتمی کشور دستور داده که غنی سازی تا حد بیست درصد را در کشور آغاز کنند. این فرمان شک کشورهای جهانی را بیش از بیش بر خواهد انگیخت.


تلاش ـ در جديدترين مقاله کوتاه اما سراسر هشدار دهنده ی خود، زمينه های سستی و بی مايگی تقليد از نمونه چينی توسط احمدی نژاد و مدافعانش و خطرات بزرگ ناشی از چنين فکری را شکافته ايد. از جمله بر عدم يکپارچگی رهبران و مسئولين کنونی کشور و جريان حاد مبارزه ی قدرت و نزول شديد قدرت مقام رهبری آن ـ برخلاف نمونه چينی که موفق به حفظ يکپارچگی بيرونی خود شد ـ انگشت گذاشته ايد.
احمدی نژاد و مدافعانش به دفعات نشان داده اند که در صورت موضعی خلاف ميلشان از سوی آيت الله خامنه ای، از ايستادگی در برابر وی و ناديده گرفتن فرامانهايش هيچ باک و پرده پوشی ندارند. در صورتی که سران جنبش سبز و حتا مردم معترض و احتمالاً همان بخش هائی از نيروهای نظامی که نمی خواهند رودروی مردم بايستند، از کوچکترين بهره گيری وی از همان قدرتی که شايد تنها روی کاغذ باقی مانده باشد، به نفع مردم بيشترين استقبال را خواهند کرد. بسياری از ناراضيانی هم که به هيچ عنوان خواهان از هم پاشيده شدن بساط نظام نيستند، جای خود دارند. با توجه به اين نکته ها آيا برای ادامه ی رفتار وی و ماندن کنار کسانی که ارزشی برای مقام وی قائل نيستند، منطقی قابل فهم وجود دارد؟


فرهاد یزدی ـ رهبر نظام، با وجودی که قدرت چندانی برایش دیگر نمانده و در برابر اتحاد امنیتی – نظامی چاره ای به جز تسلیم ندارد، به هر حال به عنوان نماد رژیم به حساب می آید. تا جایی که رژیم قادر باشد، او را در مقام خود حفظ خواهد کرد. هرنوع تغییر در موقعیت رسمی رهبری برای رژیم بسیار خطرناک است. از این رو این بازی است که رژیم شهامت وارد شدن به آن را ندارد. از سوی دیگر رهبر رژیم، بلافاصله پس از انتخابات سرنوشت خود را با سرنوشت رییس جمهور گره زد. اکنون با وجودی که حفظ رئیس جمهور برای رژیم سودی ندارد، نمی توانند او را به نحوی از مقام خود برکنار کنند. در آن صورت، رهبری از آنچه که اکنون هست حتا ضعیف تر نیز خواهد شد. مشروعیت ناچیز نظام، آن باقیمانده خود را نیز در نزد هواداران از دست خواهد داد. رئیس جمهور را در دوحالت می توان کنار گذارد: یا این که هزینه ی نگاه داری او به اندازه ای بالا باشد که او را قربانی کنند. این هنگامی می تواند اتفاق افتد که نظام از این که هست نیز ناتوان تر شده باشد. حالت دوم این است که نظام به اندازه کافی احساس قدرت به نماید تا آمادگی کنار گذاردن او را داشته باشد.


تلاش ـ نکته مقايسه ای ديگرشما با نمونه چين ـ و برخلاف آن نمونه ـ وجود نداشتن اراده يکپارچه و منسجم در بدنه نيروهای سپاه و بسيج برای رودرروئی با مردم است. البته نشانه ها و اخبار در صحت چنين احتمالی کم نيستند، از جمله انتشار خبری به صورت شايعه، مبنی بر جلسه سری برنامه ريزی اعزام نيروهای مزدور چماقدار از بنيادگرايان اسلامی وامدار دولت ايران از کشورهای ديگر، می تواند ظاهراً نظر شما را در ازهم گسيختگی عزم سرکوب سپاه را تأئيد کند. اساساً چنين اخباری چقدر می توانند صحت داشته باشند؟ و آيا با استخدام چند صد مزدور خارجی و بدون نيروی داخلی می توان ملتی را سرکوب کرد؟


فرهاد یزدی ـ نمی توان صحت این خبر را با در نظر گرفتن سابقه این رژیم به طور کامل رد کرد. اما در این زمان سرکوب ملت را نمی شود تنها با نیروی خارجی انجام داد. اگر چنین خبری درست باشد به احتمال زیاد نیروهای خارجی برای ترور و بمب گذاری علیه مخالفان به کار خواهد رفت تا سرکوب مستقیم ملت. حضور این نیروهای خارجی یک خطر دیگر نیز دارد. اين که آنها بیش از آن که تحت فرمان حکومت باشند، وسیله گروه های صاحب قدرت خودسر برای اجرای هدف های ویژه آنان به کار گرفته شوند. در چنین صورتی نتیجه آن به حاد شدن بحران منجر خواهد شد.


تلاش ـ از باز شدن دست سپاه و بسيج در سودجوئی های اقتصادی و سياسی چند سالی است که می گذرد. چنگ اندازی آنها به همه منابع قدرت سياسی و اقتصادی، تصور نسبت به نارضايتی بدنه ی اين نهادها از ادامه وضعيت کنونی را سخت مشکل می کند. موقعيت های برتر و امتياز ارتش های کودتائی و صاحب قدرت سياسی و اقتصادی در ساير کشورهای جهان از جمله در کشورهای آمريکای لاتين، پاکستان و... اين ناباوری را استوارتر میکند. در اين کشورها نيز نفع چنين موقعيت های برتری به يک نسبت به همه بدنه اين نهادها نرسيده است، با وجود اين مانعی هم برای جلوگيری از تلاش برای حفظ همه قدرت از سوی سران آنها نشده است. بنابراين تکيه بر نارضائی اين بدنه و يا انتشار اخباری نظير آن چه که در بالا آمده است، تا کجا می توانند نام نيروهای نظامی سپاه و بسيج را که با سرکوب مردم و تجاوز به همه حقوق آنها و اخلال در امنيت جامعه در هم آميخته پاک کند؟


فرهاد یزدی ـ از دید ملت، نقش سپاه و بسیج در این کودتا وسرکوبِ پس از آن بسیار روشن است. پاک کردن نام آنان به اعمال ملموس در حمایت از ملت نیاز دارد تا چنین اخباری. نام سپاه و بسیج تنها هنگامی پاک می شود، اگر بخش بزرگی از آن نیروها به ملت به پیوندند.
دراشاره به ارتش های کودتایی و مقایسه آنان با وضعیت ایران باید گستردگی جنبش ملی در ایران را نیز در نظر گیريم. در پاکستان مبارزه بر علیه نیروهایی است که از جانب مردم بسیار ترسناک تر هستند تا نیروهای نظامی. این وضعیت در ایران بر عکس است. چنانچه در آن مقاله اشاره شد جنبش سبز ایران را نمی شود محدود به طبقه و یا گروه سنی ویژه کرد و تمام ملت در آن شرکت دارند. از سوی دیگر بدنه اصلی سپاه و فرماندهان سطوح پایینی آنها از مزایای اقتصادی چنگ اندازی سپاه بر اقتصاد کشور، به نسبت برخوردار نشده اند. با این که به اطلاع دقیقی از نارضایتی در بدنه سپاه دست رسی نداریم، اما می توان با در نظر گرفتن شرایط به این نتیجه رسید که نارضایتی بایستی به ميزان زیاد شیوع داشته باشد. شاید مقایسه مناسب تر را می شود با نیروهای امنیتی و نظامی اروپای خاوری در سال های منجر به 1989 که حکومت های غیر دمکرات منقرض شدند، به عمل آورد. آن نیروها نیز در مقایسه از موقعیت برتر اجتماعی برخوردار بودند. افزون برآن، انضباط حاکم بر آن نیروها شدید بود. اما در لحظه ی سرنوشت ساز در برابر ملت مقاومتی از خود نشان ندادند. آنها نیز از وضع موجود رضایتی نداشتند.


تلاش ـ با سپاس از شما


جستجو در سامانه

آثـار:
دکتر جمشید بهنام
دکتر محمدرضا خوبروی پاک

برگشت

استفاده از مطالب "تلاش آنلاین" تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجاز است
صفحه نخست | تماس با ما