Talashonline تلاش
صفحه نخست | ديدگاه | گفتگو | نگاه ژرف | فصلنامه تلاش | نشریات
برگشت
June 26, 2009جمعه 5 تیر 1388
 

بحران مشروعیت رژیم

فرهاد یزدی
 

گزارش های مختلف از دسته بندی برای کنار گذاردن رهبر کنونی حکایت می کند که روشن نیست تا چه اندازه دقیق و یا موثق است. اما صرف بحث و امکان وقوع آن، از دگرگونی غیر قابل برگشت در اعتماد به نفس سرآمدان رژیم و در موقعیت رژیم اسلامی در داخل ایران حکایت می کند.

انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران، این فرصت را در اختیار رژیم قرار داده بود که به تواند تنش و بی ثباتی موجود در کشور و هم چنین در رابطه با جهان خارج را تا مقدار زیاد کاهش دهد. گسسته شدن همبستگی ملی، قطبی شدن جامعه از یک سو و آشوب و ناامنی در پشت دروازه های کشور از سوی دیگر ، به اندازه ای وخیم بودند که هر حکومتی با کم ترین منطق از چنین فرصتی برای بهبود اوضاع استفاده می کرد. با وحودی که هیچ یک از نامزدهای ریاست جمهوری مشروعیت لازم را از نظر ملت نداشتند و همگی دست چین شده رژیم بودند، سرآمدان حکومتی حتا این اندازه را تحمل نکرده و برخلاف رای ملت، رییس جمهور کنونی را در مقام خود ابقا کردند. عملی که موجب اقزایش تنش در درون کشور و در داخل نظام و همین طور در روابط خارجی شد. این عمل، چشم انداز آینده پر آشوب را ترسیم کرد. ملت ایران با بلندترین ندای ممکن و با نثار خون خود، مخالفت با چنین آینده ای را نشان دادند.
هر حکومتی با کم ترین شعور سیاسی در برابر چنین مخالفت بک پارچه ملت و در حالی که مشروعیت آن تنها بر دوش گروه اندک خودی قرار دارد، به سرعت از در آشتی در آمده و دست به کوشش در کاستن از تشنج می زد. اما حکومتی که در سی سال حیات خود به حل مسایل از راه زور خو کرده است، بر مبنای سرشت خود عمل کرد. استفاده مستقیم، آشکار و گسترده از نیروهای امنیتی، انتظامی و در نهایت سپاه پاسداران و زائده هایش برای مهار نافرمانی ها، رژیم دست به بزرگ ترین قماری زد که حتا اگر برنده شود تنها در کوتاه مدت بوده و در نهایت می تواند به اضمحلال رژیم اسلامی ختم شود.
استفاده از نیروی زور به جای جستجوی راه حل سیاسی، به همراه خود نه تنها وابستگی هر چه بیش تر رژیم به این نهادها را همراه می آورد، بلکه جنگ قدرت در میان سرآمدان رژیم را چنان ژرفایی می بخشید که امکان همزیستی آنان را از میان می برد. دو رییس جمهور و نخست وزیر سابق همراه با بخش بزرگی از سرآمدان و آخوندها در یک سو و رهبر رژیم همراه با رییس جمهور منصوبش در جبهه دیگر قرار دارند. اکنون باید یک گروه به عنوان برنده نهایی، باقی رقبا را کنار گزارده و قدرت را قبضه کند. لازمه این امر پشتیبانی بی چون چرای نیروهای مسلح و به ویژه سپاه پاسداران از یکی از رقباست. رهبر رژیم که هم در برابر رقبای داخلی و هم در برابر ملت جبهه گرفته، بیش از گروه دبگر به پشتیبانی سپاه پاسداران متکی است. با تمام قدرتی که قانون اساسی جمهوری اسلامی به رهبر رژیم داده است، در این برهه هنوز روشن و حتمی نیست که سپاه پاسداران آمادگی پشتیبانی بی چون و چرا از او را داشته باشد. به احتمال زیاد سپاه بر یافتن راه حل سیاسی پیش از مداخله نظامی پافشاری خواهد کرد. اما رهبر نظام با جبهه گیری در سرکوب مردم، بخت خود را برای رسیدن به یک راه حل سیاسی به شدت کاهش داده است.
در هر حال، نیروهای مسلح وزنه خود را به هر سوی که متمایل کنند، معنای آن افزایش نفوذ این نیروها و کاسته شدن از قدرت سرآمدان ساختار کنونی رژیم است. در چنین صورتی، قدرت واقعی از آن نیروهای مسلح خواهد بود، هر چند که در ظاهر به نام حمایت از رهبری و یا هر نیروی پیروز دیگر، خوانده شود. نیروهای مسلح در خیابان های کشور درگیر یک مبارزه فرسایشی خواهند شد که به سادگی نخواهند توانست خود را از آن خلاص کنند. با در نظر گرفتن چند دستگی موجود در سپاه، در گیری مستقیم با مردم نتیجه ای به غیر از قطبی شدن هر چه بیش تر و شاید هم شورش و نا فرمانی در آن نهاد را نخواهد داشت. از سوی دیگر، نا فرمانی مدنی تا حد فلج کردن بروکراسی کشور می تواند پیش رود. رو در رویی سپاه با ملت، برای جبران اشتباهات رهبری رژیم، قماریست خطرناک که ابعاد آن می تواند امنیت ملی ایران را به خطر افکند.
حال اگر رژیم در این میان به دنبال راه حل سیاسی بگردد، بدون شک باید به مخالفین و به ویژه ملت امتیاز دهد. هر امتیاز از طرف رژیم به ضعف نظام تعبیر خواهد شد که آن هم منجر به تغییرات اساسی در ساختار جمهوری اسلامی خواهد گردید. در هر صورت، رژیم وارد یک بازی بُرد ناپذیر بر علیه ملت گردیده است که نتیجه آن، باقی ماندن رژیم سیاسی به آن صورتی که آن را ـ جمهوری اسلامی ـ می شناسیم، نخواهد بود. رژیم اسلامی نیز خطر را احساس کرده و از این رو مبارزه قدرت دیگر نیاز ندارد که به صورت پنهانی باشد. گزینش تغییرات در رهبری به صورت آشکار مورد بحث قرار می گیرد. گزارش های مختلف از دسته بندی برای کنار گذاردن رهبر کنونی حکایت می کند که روشن نیست تا چه اندازه دقیق و یا موثق است. اما صرف بحث و امکان وقوع آن، از دگرگونی غیر قابل برگشت در اعتماد به نفس سرآمدان رژیم و در موقعیت رژیم اسلامی در داخل ایران حکایت می کند.
برای نجات از چنین مخمصه ای، این خطر وجود دارد که برای خنثا کردن یورش ملت و تحریک احساسات ملی، رژیم دست به ماجراجویی در خارج از کشور زند. هر چند چنین ماجراجویی می تواند بسیار پر هزینه باشد - به ویژه اگر در رابطه با قدرت های بزرگ غربی و یا اسرائیل باشد- رژیم حساب می کند که شاید از گزینه های دیگر برای بقای خود، کم هزینه تر باشد و بدینوسیله به تواند وقت خریداری کند. این ثابت شده است که رژیم اسلامی برای حفظ خود به راحتی منافع ملی ایران را زیر پا می گذارد و اکنون که با بزرگ ترین بحران مشروعیت دست به گریبان است، چنین امکانی بسیار قابل تصور است. ماجراجویی خارجی حیطه ایست که جمهوری اسلامی در آن پر تجربه است و به سادگی می تواند در آن وارد شود.
مطلبی که فراموش خواهد شد، بی ثباتی در عراق، افغانستان و پاکستان - همگی در همسایگی با ایران - و منافع کشور در آن سرزمین هاست. رابطه با غرب که با انتخاب رییس جمهور جدید امکان آن می رفت، در حال حاضر منتفی است. روابط نه تنها بهبود نخواهد یافت، از آن چه که هست حتا بدتر خواهد شد. مساله ی هسته ای حادتر و به احتمال زیاد، تحریم ها شدیدتر خواهند شد.
از سوی دیگر رژیم برای خرید متحد به ویژه در کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل، آماده دادن هرنوع امتیاز از کیسه ایران می باشد. روسیه و چین برندگان اصلی بحران سیاسی ایران خواهند بود. روسیه بدون شک برای گرفتن امتیاز های استراتژیک و به ویژه در دریای مازندران فشار وارد خواهد آورد. هر دو کشور مشارکت در طرح های نفت و گاز ایران را همراه با دیگر امتیازات اقتصادی، هدف قرار خواهند داد، آن هم درست در زمانی که فعالیت اقتصادی در داخل در پایین ترین حد خواهد بود.

24 ژوئن 2009


جستجو در سامانه

آثـار:
دکتر جمشید بهنام
دکتر محمدرضا خوبروی پاک

برگشت

استفاده از مطالب "تلاش آنلاین" تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجاز است
صفحه نخست | تماس با ما