کم رنگ شدن حاکمیت دولت مرکزی در پاکستان، هر روزه شتاب بیش تر به خود می گیرد. افزایش بی ثباتی، شورش و کشتار در آن سرزمین قابل انتظار است. رقابت بر سر قدرت در مناطق قبیله ای که هم اکنون با زدوخوردهای مسلحانه بر علیه یک دیگر و گه گاه بر علیه نیروهای دولت مرکزی همراه است، گسترده تر شده و به ایران نیز، سرایت بیش تر خواهد داشت.
حمله ی تندروهای اسلامی پاکستان به نهادهای هندوستان، تازگی ندارد. اما آخرین حمله به ممبای، مرکز مالی و بازرگانی هندوستان، با درنظر گرفتن دقت و ابعاد طرح، میزان خسارت و کارایی مهاجمان، بی سابقه بوده است. تنها ده نفر با هزینه ی اندک، توانستند به مدت چهل و هشت ساعت این شهر کلیدی را فلج کنند. بر مبنای گفته ی سازمان های اطلاعاتی هندوستان، دست کم بیست نفر دیگر ویا دو سوم افرادی که در دوره آموزشی سی نفری شرکت کرده بودند، پنهان شده و از محل و برنامه ی آنان اطلاعی در دست نیست. این امر امکان یک حمله بزرگ دیگر را در هندوستان، به خطری جدی و فوری بدل می کند.
با وجود فقر شدید همراه با نرخ بالای رشد جمعیت، تنوع گسترده ی زبان، مذهب و قوم ها، هندوستان از ابتدای استقلال تا کنون توانسته موقعیت خود را به عنوان پرجمعیت ترین (بیش از یک میلیارد و یک صد میلیون نفر که یک صدو پنجاه میلیون آن مسلمان هستند) دمکراسی جهان، حفظ کند. تنوع در هندوستان به اندازه ایست که می توان اجتماع آن سرزمین را به خاتم کاری، که از کنار گذاردن تکه های کوچک و متنوع، درکنار یک دیگر به هماهنگی می رسد، تشبیه کرد. این واحد سیاسی که چند گرایی و روامداری در آن ریشه دوانده، از پاکستان همسایه ی کوچک تر (170 میلیون جمعیت) که همه ی جمعیت آن را مسلمانان تشکیل می دهند، به مراتب با ثبات تر و آزاد تر است. برخلاف هندوستان، دمکراسی هیچ گاه در پاکستان نتوانست استوار شود. هرگاه نشانه هایی از دمکراسی وحاکمیت قانون دیده شد، کوتاه مدت و با فساد شدید همراه بود. برخلاف هندوستان، حکومت مرکزی پاکستان نتوانست قدرت خود را در سراسر کشور تثبیت کند. بسیار ی از نقاط آن سرزمین، خارج از حیطه ی قضایی و سیاسی دولت مرکزی و در اختیار روسای قبیله ها و یا طالبان و یا آمیزه ی از این دو هستند. بر خلاف هندوستان که توانست در سایه ی بازار آزاد، به اقتصادی پویا دست یافته و در این کشور جهان گرایی، هر روز گسترده تر و ژرف تر می گردد، اقتصاد پاکستان ورشکسته و بدون کمک کشورهای خارجی و سازمان های جهانی، نخواهد توانست ادامه پیدا کند. جامعه هندوستان تا مقدار زیاد پذیرای دانش نوین گردید و امروز به یکی از مراکز مهم صادراتی "نرم افزار" برای رایانه ها و دیگر وسایل پیش رفته تبدیل شده اند. پاره ای از دانشگاه های هندوستان، کوس رقابت با مراکز درجه یک علمی جهان پیش رفته می زنند. اما روستا نشینان پاکستان و بخش بزرگی از جمعیت شهرنشین آن، هنوز حل مشکلات خود را در مذهب اسلام و آن هم در شاخه ی بدوی و ددمنشانه ی وهابی آن، جستجو می کند. در حالی که هندوستان تلاش می کند نگاه به آینده داشته باشد و تا اندازه زیاد در این را موفق بوده، پاکستان نگاه به گذشته دور، در صحراهای عربستان دارد. به سخن دیگر، هندوستان پویش خوشبختی را در ارزش ها و نهادهای حاکم و موجود در غرب جستجو می کند و پاکستان، چندین درجه عقب افتاده تر از نظام جمهوری اسلامی حاکم برایران، در 1400 سال پیش.
هندوستان الگوی موفقی از دمکراسی لیبرالی را در برابر رویاهای تندروهای مذهبی قرار می دهد. الگویی که در همسایگی پاکستان و در آن سرزمین فقیر، با بالابردن سطح زندگی صدها میلیون انسان، جذب میلیاردها دلار سرمایه گذاری خارجی و تبدیل به یکی از بازیگران مهم در پهنه ی جهانی، کاربرد خود را به طور آشکار نشان می دهد. بر این موفقیت نمی توان انگ "استکبار"، استعمار" ویا نوکری خارجی را زد. از این رو، هندوستان در خط مقدم مبارزه بر علیه تروریسم قرار می گیرد و آسیب رساندن به آن کشور، به یکی از هدف های اصلی گروه های تروریستی اسلامی بدل می شود. هدف، توقف و یا دستکم، کند کردن آهنگ رشد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی هندوستان و ضربه زدن به نماد اصلی آن یعنی مردم سالاریست. با حمله به مردم عادی و کشتار کور (چهل نفر از کشته شدگان این حمله مسلمان بودند)، مهاجمان امید داشتند که نفرت و کینه ی هندوها را برانگیخته و آن را به درگیری مذهبی تبدیل کنند. دمکراسی هندوستان با خود داری از هرگونه اقدام تند و نسنجیده، پختگی خود را به نمایش گذارد. مسلمانان هندوستان، با شرکت چشمگیر در مراسم محکوم کردن عملیات تروریستی (1)،از یک سو نشان دادند که دین امریست خصوصی و از سوی دیگر، برخلاف تبلیغات تندروهای مذهبی، دست آوردهای دمکراسی، همه را در بر می گیرد و مسلمانان نیز پذیرای آن هستند. هندوستان به عنوان یک کشور، استوارتر از آن است که با این گونه اقدامات از پای درآید. در واقع چنین عملیاتی به احتمال زیاد، همبستگی در جامعه هندوستان را افزایش خواهد داد و عزم آنان را در مبارزه با پدیده ی تروریسم و شرکت موثر بر علیه آن در پاکستان - افغانستان و تامین کنندگان مالی آنان در عربستان سعودی، خواهد افزود.
کم رنگ شدن حاکمیت دولت مرکزی در پاکستان، هر روزه شتاب بیش تر به خود می گیرد. افزایش بی ثباتی، شورش و کشتار در آن سرزمین قابل انتظار است. رقابت بر سر قدرت در مناطق قبیله ای که هم اکنون با زدوخوردهای مسلحانه بر علیه یک دیگر و گه گاه بر علیه نیروهای دولت مرکزی همراه است، گسترده تر شده و به ایران نیز، سرایت بیش تر خواهد داشت. نا امنی و آشوب همراه با حمله مسلحانه به نیروهای نظامی ایران در مرزهای خاوری که هم اکنون نیز در جریان است، در حجم گسترده، آن ناحیه را تهدید می کند. جمهوری اسلامی با ایجاد شکاف میان شیعه و سنی، براین آتش که بی ثباتی پاکستان آن را شعله ور کرده، دامن می زند. با در نظر گرفتن امکان بالقوه شورش و نا امنی شدید در بخش های خاوری ایران است که حمله ی اخیر به هندوستان، از نظر ایران، اهمیت بیش تر به خود می گیرد. هندوستان متحد طبیعی ایران و پرتوان ترین قدرت ناحیه است. تلاطم در هندوستان، قابلیت ایجاد موج سنگین در کشورهای کوچک تر در ناحیه را دارد. در صورت تکرار حملات مشابه تروریستی به هندوستان، نمی توان مطمئن بود که تا چه اندازه آن کشور قادر به خویشتن داری خواهد بود و با چه درجه خشونت به آن پاسخ خواهد داد. جنگ و حتا تهدید جدی به جنگ هندوستان بر علیه پاکستان می تواند حکومت متزلزل آن کشور را به کلی فلج کرده و سبب گردد آن یگان سیاسی، به ناگه از هم پاشد و یا دستکم فرآیند جدایی نواحی قبیله ای از حکومت مرکزی را، به شدت سرعت بخشد. در هر صورت، وضعیت موجود، از آنچه که هست بی ثبات تر خواهد شد و سرایت آن به ایران شتاب خواهد گرفت.
مسایل پاکستان و افغانستان، راه حل کوتاه مدت ندارند. با هم آهنگی و هم کاری موثر درازمدت همه جانبه ی اتحادیه اروپا، آمریکا و کشورهای همسایه (ایران، هندوستان و عرب های خلیج فارس) با مشارکت چین برای توسعه اقتصادی و اجتماعی در آن دوکشور، همراه با عملیات نظامی بر علیه تروریست ها، شاید به توان به تدریج به ثبات نسبی دست یافت. چنین تعهدی، در یک دهه، همراه با میلیاردها دلار هزینه خواهد بود. در غیر این صورت، جایگزین، به احتمال زیاد، دست یابی گروه های تندرو مذهبی به جنگ افزار هسته ای خواهد بود که ابایی از به کار بردن آن نخواهند داشت. ایران شیعه دارای درآمد نفت، یکی از نخستین هدف های آنان خواهد بود.
12 دسامبر 2008
زیرنویس:
با وجودی که برخی از مقامات حکومتی، حمله ی تروریستی را محکوم کردند، در هیچ کشور اسلامی اعتراض همگانی چشم گیری دیده نشد.