1-وقوع چند قتل ناموسی در مریوان مهمترین اتفاق و رویدادی است که در روزهای پایانی تابستان ذهن مردم آن دیار را به خود مشغول داشت!در شهرستانی با جمعیت کمتر از دویست هزار نفر وقوع این تعداد قتل در این مدت کوتاه تکان دهنده و هشدار دهنده است.به ویژه که خشونت اعمال شده در این قتل ها هم بر ابعاد فاجعه برانگیز آن سایه افکنده است.
2-قتل های ناموسی مختص مریوان نیست.در دیگر نقاط کردنشین هم در سال جاری چندین قتل ناموسی ثبت شده است. البته در دیگر نقاط کشور هم تعداد متنابهی از این دست قتل ها ثبت شده است! به راستی پی گیری موضوعاتی از این دست برای ما اهمیتی دارد؟اگر مهم بودند می توانست منشأ رفتار یا اعتراض و یا حداقل نوشته و نظری باشد!به صرف سوء ظن پدر،برادر،همسر و یا نزدیکان دختری از میان دختران این مرز و بوم بی هیچ مقدمه ای و یا دادگاه و دادخواهی دختر یا زن نگون بخت کشته می شود ! و البته این رویدادها در هیاهوی زندگی روزمره نمی تواند و شاید نباید جایی برای خود باز کند !نه تحلیلی و نه تأملی در رسانه ها و یا فضا های علمی و دانشگاهی !؟
3- در سالیان اخیر روند رشد و گسترش آسیب های اجتماعی همچون طلاق و از هم گسیختگی خانواده،هنجار شکنی،شیوع مواد مخدر و... در سطح ملی تصویر گر نابه سامانی هایی بس عمیق در اوضاع و احوال امروزی ما ایرانیان است! این روند البته در جای جای ایران قابل مطالعه و بررسی است و مختص منطقه ی خاصی نیست اما برخی از اسیب ها در منطقه و یا شهر و استانی بیش از سایر مناطق خود را نشان می دهد .مصرف مواد مخدر اگر چه در همه جا رشد کرده است اما در برخی استان های غربی و جنوبی مانند کرمانشاه ، لرستان ،فارس و کرمان رشد بیشتری را نشان می دهد یا خودسوزی اگر چه گاه وبی گاه در جایی قربانی می گیرد اما در ایلام و چهار محال بختیاری بیش از سایر مناطق نمود داشته است .کمااینکه امار طلاق در استان های کردستان و نیز مناطق کردنشین اذربایجان غربی نزدیک دو برابر معدل طلاق کشوری است.فراموش نکنیم که رشد آمار طلاق کشوری هم در سطح منطقه و حتی در سطح جهان گوی سبقت را از بیشتر کشور ها ربوده و در حال رکورد دارشدن است!
4-شاید از مقدمات فوق بتوان نتیجه گرفت از سویی در جامعه ما واقیتی به نام گسترش اسیب های اجتماعی قابل انکار و کتمان نیست!این آسیب ها مختص به منطقه خاصی نیست و البته جامعه ما فاقد یک عزم ملی برای رصد این آسیب ها، فهم،تحلیل و تبیین ابعاد گوناگون این آسیب ها، همچون دیگر مسائل ، و نهایتا ارئه راه کارهای گوناگون و کارشناسانه برای کاهش و کنترل این آسیب ها است.
5-به قتل های اخیر مریوان بازگردیم.در خصوص این قتل ها تذکر این نکته ضروری است که برخی از اسیب های جمعی استعداد آن را دارد که به سرعت متنشر شود. نمونه کشوری آن انتشار خودسوزی در حوزه ای از لرستان و چهار محال و بختیاری تا کردستان است که ابعاد گسترده ای پیدا کرد.ابتدا در گوشه ای از کشور خودسوزی آغاز و به سرعت به دیگر نقاط سرایت کرد! در خصوص قتل های ناموسی اگر چه در کشور موارد متعددی از این دست قتل ها گزارش شده اما در کشور همسایه یعنی در شمال عراق و منطقه کردنشین عراق آمار بسیار دهشتناکی گزارش شده است . بنا بر برخی گزارش ها در شمال عراق از 1991 تاکنون هزاران قتل ناموسی رخ داده که گاه مانند ماجرای یزیدی ها و ازدواج دو دلداده مسلمان و ایزدی و کشته شدن عروس جوان ابعاد بین المللی یافته است! برخی گزارش از امار تکان دهنده حداقل پنج هزار قتل ناموسی در این سالیان حکایت دارد!؟ و باید به هوش بود که این روند در کشور و به ویژه در مناطق کردنشین کشور بیش از این گسترش نیابد.
6-در خصوص بروزقتل ها ی ناموسی در کشور و به ویژه در منطقه مورد بحث علل و عوامل متعددی قابل طرح و بررسی است.
- اکثر قریب به اتفاق مقتولین را زنان تشکیل می دهند!
- اکثر قاتلین را پدران،براداران،شوهران و درصد کمتری توسط سایر نزدیکان به قتل می رسند!
-از نظر میزان سواد، قاتل و مقتول معمولا یا بی سواد یا کم سواد گزارش شده اند.!
- قاتل و مقتول معمولا روستایی و یا مهاجرین حواشی شهر ها می باشند!
-سن مقتول معمولا کمتر از سی سال(تعداد کمتری بیشتر از 30 سال) است!
- مقتولین متأهل معمولا ازدواج ناموفقی داشته اند یا با زور والدین ازدواج کرده اند!
-تفاوت سنی قابل ملاحظه ای میان سن مقتولین زن با شوهرانشان وجود دارد!(در مورد اخیر مریوان 18 سال تفاوت سنی مقتول با شوهر گزارش شده است!)
-قاتل یا قاتلین معمولا با تمسک به سنت ها به توجیه عمل خود می پردازند
-برای اثبات سوء ظن دلایل و شواهد متقنی هم در اختیار قاتل یا قاتلین موجود نیست!
-وقوع این دست از قتل ها در نقاط کم جمعیت و یا دارای بافت عشیره ای و طایفه ای بیش از سایر مناطق است!
-این گونه جنایات شکل طبقاتی ندارد.یعنی در میان افراد با درامد های متفاوت(بالا و پایین)وقوع این گونه از جنایات گزارش شده است!
- این گونه جنایات معمولا مجازات سختی به دنبال نداشته است! بنا بر برخی ملاحظات و نیز با توجیهات قانونی در برابر این گونه حوادث خونین و غم انگیز معمولا مجازات متناسب با جرم وجنایت اعمال نمی شود!
و...
7- گفته شد که بنا بر امار های رسمی امار طلاق در کردستان بیش از میانگین کشوری است! در مریوان نیز طی سال های اخیر امار طلاق نگران کننده است ضمن انکه در مناطق روستایی مریوان بیش از مناطق شهری امار طلاق رشد داشته است!
جدا از علل وعواملی که مورد بحث قرار گرفت پدیده ای بر ابعاد طلاق در منطقه تأثیر خاصی گذاشته است.پدیده ای که تاکنون مورد بررسی چندانی قرار نگرفته است!کما اینکه می دانیم طلاق پیامد های خاص خود را دارد.
مناطق مرزی کشور در برنامه های عمرانی و توسعه کشور چندان مورد توجه جدی قرار نگرفته اند. این توسعه نایافتگی خود را درهمه شئون حیات اجتماعی نشان می دهد و البته ادامه این روند نه به صلاح ملک است و نه از نظر انسانی و ملی قابل قبول !
این پدیده یعنی توسعه نایافتگی مناطق مرزی البته خاص ایران نیست و همه کشورها حتی درسوئیس نیز درجاتی ازکمتر توسعه یافتگی مناطق مرزی گزارش شده است و در سال های اخیر توجه به مناطق مرزی جایگاه ویژه ای یافته است.هم اکنون ایالات متحده سرگرم اجرای یکی از بزرگترین طرح های توسعه ای در مناطق مرزی جنوب امریکا (مرز مکزیک) است تا بخشی از کم توجهی های گذشته جبران شود.
در کنار ناکار آمدی نظام سیاسی در برنامه ریزی برای رفع کاستی ها و فقر و بی کاری و... نکته دیگری که حایز اهمیت است.بی توجهی نخبگان و قشر فرهیخته جامعه به مسائلی همچون گسترش طلاق و یا قتل های ناموسی و...
شاید گفته شود آیا دیواری کوتاهتر از دیوار صاحبان قلم و روشنفکران نبود که آنها هم مورد خطاب قرار گیرند؟!در پاسخ به چند نکته ارجاع می دهم .نخست آنکه شاید در خاورمیانه کمتر کشوری باشد که قشر نخبه تأثیر گذاری همچون ایران را درخود جای داده باشد . دوم انکه رسالت روشنفکر ایجاب می کند در دردها و رنج ها در کنار مردم خود باشد و البته نکته دیگری هم باید به موارد فوق افزود که روشنفکران ایرانی باید به جز حوزه سیاست سرکی هم به حوزه عمومی کشیده تا عمیق تر با جامعه و مردم خود مرتبط شوند و صداقت خود را در همراهی با مردم و البته رودر رویی خود با برخی سنت ها و و ارزش های غیر انسانی را به نمایش گذارند.
بنابر این ملاحظات به نظر می رسد موضوع اسیب های اجتماعی و البته در اینجا قتل های ناموسی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته و در رسانه ها به ویژه صدا و سیما لا اقل به اندازه کارشناسی مباحث ورزشی وقت و مجالی برای طرح و بحث بیابد.آیا جان وسرنوشت گروهی از ایرانیان در معرض خطر، ارزش ان را دارد که با حداقل روشنگری ها و اموزش ها در حوزه عمومی مسیر دیگری بیابد؟
بازنگری در قوانین مربوط به قتل های ناموسی و تشدید مجازات برای مجرمانی از این دست هم می تواند در کاهش این جنایات مؤثر باشد.
توجه به نکته دیگری اهمیت ویژه ای دارد. قتل های ناموسی یکی از موضوعات مربو ط به نقض حقوق بشر است! امروزه در ایران پیگیری مباحث مربوط به نقض حقوق بشر نمی تواند و نباید منحصر به عملکرد نظام سیاسی شود. کماا ینکه نباید تنها به نقض حقوق بشر توسط گروه های مسلح اپوزسیون پرداخته شود.ریشه بخشی از نقض حقوق بشر را باید در باورها و فرهنگ مردم جستجو کرد! هنوز پرداختن به این دست از مباحث جایگاه شایسته ای در رسانه ها و البته در میان نویسندگان و روشنفکران ایرانی نیافته است. با گسترش دانشگاه ها و توجه به توانایی های دانشگاهیان ،توجه علمی و کارشناسانه به این پدیده ها می تواند یاریگر جامعه در مواجهه با این مسائل باشد.تنها امر سیاسی نیست که اهمیت دارد!؟سرنوشت مردمان رنجدیده هم می تواند مهم باشد!
(منتشره در شماره اول دو هفته نامه روژهه لات دور جدید پس از رفع بازداشت)
|