Talashonline تلاش
صفحه نخست | ديدگاه | گفتگو | نگاه ژرف | فصلنامه تلاش | نشریات
برگشت
November 15, 2008شنبه 25 آبان 1387
 

امکان بر قراری رابطه سیاسی جمهوری اسلامی با آمریکا

فرهاد یزدی
 

ایران و غرب در عراق، افغانستان و پاکستان دارای منافع سرشاری هستند. در بسیاری از موضوعات پایه های هدف های هردو با هم همسو هستند. مذاکره می تواند از بار مشکلات هردو طرف که برای ایران در کوتاه و دراز مدت حیاتی و برای غرب بسیار سنگین است، تا اندازه زیادی به کاهد.

با پایان انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا، می توان انتظار داشت که به همراه خود دوره پرتنش در روابط خارجی که ویژگی دوران ریاست جمهوری بوش (پسر) بود، نیز به پایان رسد. دستکم در کوتاه مدت، آمریکا به کوشش در تحکیم روابط خود با متحدین سنتی و کاستن از تنش در روابط خود با رقبا، دست خواهد زد. نقش اروپا و متحدین سنتی در خاوردور، در تعیین سیاست های کلان خارجی آمریکا، پر رنگ تر خواهد بود. به نظر می رسد، برخلاف شعارهای انتخاباتی، رابطه با چین هم از نظر اقتصادی(1) و هم در راه مهار بلند پروازی های روسیه، گرم تر خواهد شد.
مساله فوری و پیچیده تر در برابر غرب، در منطقه ایست که گستردگی آن از خاورمیانه تا پاکستان و افغانستان است. این منطقه و به ویژه بخش خاوری آن، با بی ثباتی رو به افزایش روبروست و راه حلی در کوتاه مدت نیز دیده نمی شود. در هر گوشه این منطقه، از فلسطین گرفته تا عراق، افغانستان، پاکستان و کشمیر، جنگ گرم در جریان است. موقعیت جغرافیایی ایران در کانون این منطقه است. حال اگر به چنین موقعیت حساس، هم مرزی با دو منطقه ی مهم صادرات انرژی، در خلیج فارس و حوزه دریای مازندران که بخش بزرگی از نیازهای سوختی جهان را بر طرف می کند، را نیز بی افزاییم. ثبات و آرامش در ایران پیش شرط کاهش تنش در منطقه ی مورد بحث است. بدون آرامش در ایران، و بدون همکاری همه جانبه این کشور، غرب به تنهایی نمی تواند به ثبات دراز مدت در منطقه که در چهارچوب امنیت ملی ایران و صلح جهانی از اولویت بسیار بالایی برخوردار است، امیدوار باشد.
اما جمهوری اسلامی، از هنگام تولد، بدون در نظر گرفتن منافع ملی ایران، با تمام توان در راه بی ثباتی منطقه کوشید. این روند، با حمله آمریکا به عراق و در گیر شدن آن ابر قدرت در نبرد برای تثبیت حاکمیت خود، و جنگ داخلی میان گروه های رقیب در آن سرزمین و همزمان درگیری در افغانستان، فضای مناسب برای رشد را به دست آورد. در سایه این سیاست و برای درگیر کردن هرچه بیش تر غرب، رژیم اسلامی، نه تنها کمک های گوناگون و گسترده را به گروه های رقیب در آن دو سرزمین افزایش داد بلکه به طور آشکار حمایت از گروه حماس و حزب الله لبنان و غیر آشکار، از گروه های شورشی در دیگر کشورهای منطقه، دست زد. در راستای این سیاست، برنامه ی هسته ای نه به عنوان دست آوردی در راه گسترش علم و شگرد شناسی بلکه برای تثبیت حکومت در داخل کشور وهمچنین بالاترین چالش علنی قدرت های جهانی، به کار گرفته می شد.
با در نظر گرفتن منافع غرب در منطقه و نقش آمریکا به عنوان تنها ابر قدرت جهان و شرکت در جنگ عراق و پاکستان – افغانستان، منافع مشترک متعددی با ایران وجود دارد که نیاز فوری به همکاری و همفکری را به وجود آورده است. اکنون، نشانه هایی دال بر علاقه آمریکا و جمهوری اسلامی در راه کاستن از تنش دیده می شود. رییس جمهور رژیم، انتخاب رییس جمهور جدید آمریکا را تبریک گفت. چنانچه نشریات ایران نیز اعلان کردند، این عمل بدون تایید رهبر رژیم نمی توانست انجام شده باشد. در آمریکا نیز اوباما از پیش اعلان کرده بود که با رژیم ایران مذاکره خواهد کرد. اما مذاکره در سطح بالا میان دو کشور تا هنگامی که رییس جمهور کنونی رژیم در صحنه ی سیاسی جمهوری اسلامی حضور دارد، به خاطر سخنان تند ضد اسراییلی و نابودی آن واحد سیاسی، نمی تواند انجام گیرد. باید توجه کرد که نخستین انتصاب اوباما، تعیین رییس دفتر کاخ سفید بود که در واقع تضمینی است به اسراییل که سیاست هواداری همه جانبه از آن سرزمین ادامه پیدا خواهد کرد.
در داخل ایران، سیاست های رژیم که به ویژه پس از به قدرت رسیدن رییس جمهور کنونی، برپایه ی توهم بنا شده، کشور را به لبه بن بست سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشانده است. سه پایه ی اصلی امنیت ملی هر کشور – مردم سالاری، اقتصاد و نیروهای نظامی – به شدت متزلزل شده اند. تا شش ماه پیش، پیش بینی اوج قیمت نفت در بازارهای جهانی، امکان پذیر نبود و امروزه ژرفای سقوط آن را، دستکم در کوتاه مدت، مشگل به توان برآورد کرد(2). رژیم با درآمد بادآورده روبه ازدیاد نفت، قادر بود با پایین نگاه داشتن نرخ تبدیل ارز (هرچند به بهای از بین بردن آنچه از صنایع داخلی باقی مانده بود)، کالاهای ارزان وارداتی را به مصرف کنندگان عرضه کند و از سوی دیگر یارانه های گسترده ای از مواد خوراکی گرفته تا سوختی را با قیمت هایی بسیار پایین تر از نرخ های جهانی، ارایه دهد. بدین وسیله، تا اندازه ای مانع از اوج گیری نارضایتی عمومی بشود. در خارج از کشور، این درآمد نفت بود که به رژیم اجازه می داد به گسترش نفوذ خود به پردازد.
با کاهش شدید قیمت نفت، هیچ یک از این اقدامات ممکن نخواهد بود. خرید متحد در خارج از کشور، از سوریه گرفته تا گروه های نیمه علنی، مشگل خواهند شد. در داخل کشور، فشار بر قوی شدن ارز خارجی و ضعیف شدن ریال، افزایش خواهد یافت. با افزایش نرخ مصنوعی پایین ارز، قیمت های کالاهای وارداتی و به همراه آن کالاهای تولیدی داخلی نیز افزایش خواهند یافت که تورم کنونی (برآورد می شود که کمابیش 30 درصد در سال باشد) راهی به جز شتاب گرفتن بیش تر ندارد. تورم رو به افزایش همراه با رکود روبه افزایش در انتظار اقتصاد ایران است. تشنج و نا آرامی های اجتماعی قابل پیش بینی است و رژیم نیز انتظار آن را دارد. از این رو، رژیم هرچه بیش تر مجبور به استفاده از نیروهای مسلح است. رزمایش سی هزار نفری نیروهای انتظامی در تهران هم برای ایجاد وحشت و هم تمرینی است در برابر شورش های قابل انتظار. برخلاف ادعاهای رژیم تحریم های غرب نه تنها اثر خود را بر بازرگانی و دست یابی به بازارهای مالی جهانی گذارده، بلکه دست رسی به شگردشناسی در رشته نفت و گاز که هم برای جبران افت چاه ها و هم برای کشف و بهره برداری از منابع جدید، به شدت مورد نیاز است را باشکال روبرو کرده است(3).
مردم سالاری که تضمینی است بر بالاترین درجه همبستگی ملی، و دستکم سابقه ی مبارزه ی صدساله در این کشور دارد، در سایه این رژیم به کم ترین سطح خود رسیده است. حربه نهایی رژیم، نیروهای مسلح و نهادهای اطلاعاتی هستند. این نیروها که در چند سال گذشته، براثر ضعف حکومت و افزایش نارضایتی، بر سهم خود در تعیین سیاست های کلان کشور و برداشت از مزایای آن به صورت شرکت در طرح های بزرگ مالی، افزوده اند، در حال گسترش تحکیم پایه های قدرت و موقعیت خود در داخل دستگاه حکومتی هستند. این نیرو، بیش از این که قابلیت پدافندی در برابر دشمن خارجی را داشته باشد به آخرین و شاید هم، تنها وسیله ی حفظ رژیم در قدرت، تبدیل شده اند. با اتکا روز افزون رژیم به نیروهای مسلح برای ادامه زندگی خود، باید انتظار افزایش قدرت تاثیر گذاری سپاه پاسداران بر تصمیم گیری های کلان حکومتی را داشت. امکان قبضه ی کامل قدرت که می تواند با ظاهری غیر نظامی باشد، امکانی است رو به افزایش.
بادر نظر گرفتن مشکلات موجود، نظام اجبار دارد که از بار مسایلی که خود آفریده، به کاهد. مسایلی که از هر سو رژیم را با بن بست مواجه کرده است. زیر این فشار و اجبار است که نظام منجمد که شهامت اصلاحات در داخل دستگاه حکومتی را ندارد، با آغاز مذاکره با آمریکا تلاش خواهد کرد که از بخش بزرگی از چالش های خارجی که سال هاست نیرو، وقت و تمرکز آنان را هدر داده، تا اندازه ای به کاهد.
ایران و غرب در عراق، افغانستان و پاکستان دارای منافع سرشاری هستند. در بسیاری از موضوعات پایه های هدف های هردو با هم همسو هستند. مذاکره می تواند از بار مشکلات هردو طرف که برای ایران در کوتاه و دراز مدت حیاتی و برای غرب بسیار سنگین است، تا اندازه زیادی به کاهد. نمی توان گفت که رژیم اسلامی مزایایی را که از برقراری مذاکره با آمریکا می تواند به دست آورد، را درک نمی کند. بلکه این مذاکره باید به بهایی باشد که برای آنان قابل پرداخت باشد. همچنین بخش بزرگی از سرآمدان رژیم درک کرده اند که هرگونه مذاکره موثر با غرب، در صورتی ممکن خواهد بود که رژیم به تواند چهره ای ارایه دهد که از نظر غرب قابل توجیه باشد. سد اصلی در برابر رژیم برای آغاز مذاکره با آمریکا، جنگ قدرت در داخل رژیم است که هنوز پایان نیافته. هم زمان، با تنگ تر شدن فضای مانور رژیم در داخل کشور، نیاز مذاکره فوری با آمریکا، تشدید پیدا کرده است. این تحول، جنگ داخلی را شتاب بیش تری خواهد داد. اگر جنگ قدرت در داخل رژیم به تواند به پیروزی موثر یک گروه منجر شده و مراکز متعدد و نیمه خودمختار قدرت منحل گردند، در آن هنگام قدرت رهبر رژیم که در حال حاضر در مقایسه با مراکز متعدد قدرت، از دیگران توانمند تر است، هرچند هم اکنون هرروزه از قدرت مطلق او، کاسته می شود، نیز از موقعیت برتر خود سقوط خواهد کرد.

زیرنویس:
1 - در مبارزه انتخاباتی، رییس جمهور منتخب آمریکا، با تاکید برحمایت از صنایع داخلی، به طور ضمنی از سیاست های بازرگانی چین انتقاد کرد. با در نظر گرفتن وزنه ی چین در اقتصادی جهانی و نیاز مالی آمریکا به آن کشور (آمریکا بیش از یک تریلیارد دلار به چین بدهکار است)، امکان اقدامی تند در این مورد بعید به نظر می رسد.

2- با افزایش تقاضا در جهان صنعتی و کشورهای در حال توسعه، تقاضا برای نفت افزایش خواهد یافت و در نتیجه در درازمدت روند قیمت رو به بالا خواهد رفت. اما دستکم در یک سال آینده، به خاطر بحران اقتصادی و کاهش تولید ناویژه در سطح جهان، ظرفیت تولید نفت بر مصرف پیشی خواهد گرفت که باید انتظار سقوط قیمت را داشت.

3- نوسازی چاه ها برای افزایش تولید انجام نمی شود. صدور گاز مایع که لازمه آن سرمایه گذاری سترگ و تکنولوژی بالا است بی نتیجه مانده است. منطقه ی گازی مشترک با قطر در بخش قطری آن به زیان ایران، سال هاست به شدت فعال است.

14 نوامبر 2008


جستجو در سامانه

آثـار:
دکتر جمشید بهنام
دکتر محمدرضا خوبروی پاک

برگشت

استفاده از مطالب "تلاش آنلاین" تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجاز است
صفحه نخست | تماس با ما