Talashonline تلاش
صفحه نخست | ديدگاه | گفتگو | نگاه ژرف | خبر | سيما و آوا | فصلنامه تلاش | نشریات | گپسرا
برگشت
August 05, 2008سه شنبه 15 مرداد 1387
 

نقش انقلاب مشروطیت در فرهنگ و سیاست ایرانی

علی اصغر حقدار
 

انقلاب مشروطیت در جهان مدرن آبروی و نشانگر عزت و کرامت آحاد ایرانی بشمار می رود و با قرائتی نوین و برآمده از دگردیسی های جهانی اندیشه و سیاست، بر تارک ذهن و زبان آگاهان و اندیشمندان ایرانی نشسته است

سالی دیگر در آستانه سالروز صدور فرمان مشروطیت قرار گرفته ایم؛ رویدادی که نقطه عطفی در تاریخ کشورمان بشمار می رود؛ بر گذشته ای خط بطلان کشید و نوید آینده ای داد که تاکنون به تعویق افتاده است؛ انقلاب مشروطیت در ایران بیش از همه بر ساختارهای سیاسی و فرهنگی دوره پیش از خود ضربه آورد؛ به حدی که با استقرار نهادهای اولیه آن، نظام اجرایی تن به نظارت و مشارکت- نیم بندی- داد که در قبل از آن سابقه ای نداشت؛ حاکمیت ایرانی در دوره پیش از مشروطیت مبتنی بر نظام ارباب- رعیتی بود که در بالای هرم آن، شاه به سان خدایگان صاحب جان و مال و آزادی و مالکیت افراد جامعه بود؛ دربار بر تمامی عرصه های زندگی سیطره داشت و امنیت با تنخواهی خدایگان معنی می یافت. نظام اجرایی پیشامشروطه برآمده از الگوهای معرفتی- اعتقادی بود که نمادی از جهان بسته متافیزیکی را در عرصه های اجتماعی- سیاسی و حتی اخلاقی نمایندگی می کرد.
صورت دانایی در بازگفت مسائل سیاسی که در رهیافت اندرزنامه ای بیشتر متبلور می شد، روابط جاری در میان ارباب- رعیت و خدایگان- بنده را از پیش داده شده و سرنوشت محتوم ایرانیان می شمرد و هرگونه اعتراض بر آن را یاغیگری می دانست. در آن نظام بسته کهن، خانواده در شکل پدر-مردسالارنه، الگویی از اقتدار شاهی بود که آن خود نیز، گرته برداری شده از نظام کیهانی در آموزه های اعتقادی و باورهای سنتی بود؛ در چنین نظامی، کرامت انسانی- حق تعیین سرنوشت- حق مالکیت- حق آزادی و... محلی از اعراب نداشت و هر آن چه ارباب (پدر/خان/شاه) می خواست، خواست کیهانی بود و رعیت می بایستی با تلقی به قبول زیرساختهای آن، بر خواستهای آنان گردن می نهاد؛ ظلم ضرورتی اجتماعی بود و تظلم خواهی به آینده ای موهوم و تسکین دهنده محول می شد. بنابراین عدالت هم وضع هر چیزی در جای خود- بدان صورت که از پیش تعیین و رسیده بود- تعریف می شد. از این رهگذر، حوزه فرهنگی سنت در مقام توجیه نظام خدایگانی، محدود شده در آموخته هایی بود که تبیینگر و نه روشنگر شرایط زیستی ایرانیان بود، به این تعبیرات که «الناس علی دین ملوکهم» و رضایتمندی بر ظلم ظالم و ستمدیدگی مظلوم. در آن نظام، شاهان سایه خداوندی بودند که حتی به راست قامتی نباید نگاهشان کرد. ارباب صاحب جان و مال رعیت بود که با پرداخت بهره مالکانه، بر رضایتمندی درونی باید چشم داشت. پدر(مرد) مالک ناموس و آزادی و سرنوشت زن بود، که در تعیین آینده و حال او مدخلیتی فرازمینی و با پیشینه ای اعتقادی و تاریخی را از آن خود کرده بود.
انقلاب مشروطیت، پیش زمینه های تاریخی آن و توالی معرفتی و فرهنگی اش، تمامی این افکار و کنشها را به چالش کشید و زیرساختهای فرهنگی و سیاسی نوینی را جایگزین آنها کرد؛ در عرصه سیاست اجرایی، دستگاه قانونگذاری(پارلمان) را به وجود آورد؛ در تعریف اصول زندگی، نخستین قانون اساسی موضوعه را تدوین نمود؛ در حفظ جان و مال و ناموس ایرانی، قضاوت عرفی و قانونمند را پدیدار ساخت؛ تظلم خواهی به آینده ای متافیزیکی حواله نمی شد و در دادگاههای واقعی و دارای حقیقت، به بررسی گذاشته می شد. در توابع تأخیری مشروطیت، زنان از سایه سنگین پدر-مردسالارانه بدر آمده و با ورود به آموزش عمومی، در عرصه های اجتماعی و سیاسی هم پای نهادند. فرهنگ نیز بسان سیاست، با انقلاب مشروطیت و پیش زمینه های آن که در آشنایی با دنیای جدید از سوی برخی از نخبگان فرهنگی- سیاسی ایران بهم رسیده بود، تن و ذهن به تغییر و تحول داد؛ از میانه این تغییرات، آموخته ها و دانشهای سنتی به محاق سنجش گذاشته شدند. باورها روزآمد شد. الگوها چیزی دیگر از مقوله تجدد برگزیده شدند. دانش تجربی بر جای متافیزیک باوری نشست؛ تاریخ نگاری عرصه بر وقایع نویسی تنگ گرفت؛ عقلانیت از پستوی اذهان، حکم اول را در آموزشها جاری ساخت.
انقلاب مشروطیت ایران، با تمامی توقفها و ضعفها و فتوری که دارد، تاکنون بر تمامی عرصه های سیاسی- فرهنگی کشور سیطره دارد؛ روزگاری اقتدار مشروطیت در صورت رسمی آن بود؛ روزگار ما این اقتدار در برابر سنتگرایی قرار گرفته است؛ اگرجه اهداف و اصولی از این انقلاب سرنوشت ساز که توأمان با مدرنیته در ایران شناخته می شود، به حالت تعلیق رفته است، با این حال نه بر آنان شکستی جاری شده و نه از موضوعیت برافتاده اند؛ انقلاب مشروطیت در جهان مدرن آبروی و نشانگر عزت و کرامت آحاد ایرانی بشمار می رود و با قرائتی نوین و برآمده از دگردیسی های جهانی اندیشه و سیاست، بر تارک ذهن و زبان آگاهان و اندیشمندان ایرانی نشسته است؛ دیر نباشد که اهداف و برنامه های معلق مانده آن، پروژه ناتمام مشروطیت را به اتمام و اکمال برساند.


جستجو در سامانه


برگشت

استفاده از مطالب "تلاش آنلاین" تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجاز است
صفحه نخست | تماس با ما