حزب مشروطه ایران و آقای همایون بر اساس قطعنامه کنفرانس کاسل از پادشاهی فاصله نگرفته اند و در این قطعنامه هیچ نشانی بر این " فاصله گیری" نمی توان یافت. فاصله گیری از پادشاهی غیردموکراتیک و غیرلیبرال دست کم از 15 سال پیش – تاسیس حزب – رخ داد و در اسناد حزبی و منشور حزب ، لیبرال دموکراسی با طرفداری از شکل نظام پادشاهی تاکید شد البته آقای کشگر در همان نوشتار گفته اند " اگر چنین نگاهی به سند کنفرانس کاسل درست باشد" و بدین طریق احتمالا" تردید خود را از ارزیابی خود و " فاصله گیری" بازگو کرده اند.
در یک جابجائی همه سویه ارزش ها و نگرش ها اکنون هر چه امروزین و پسندیدنی است سبز نامیده می شود. یک نیروی درونی از این جنبش می جوشد که کمتر از رودخانه انسانی پایان ناپذیر آن نیست. جوانی و تازگی و روشنگری و سبز یکی شده اند
اِشکال اساسی از سوی روشنفکران و باورمندان به گفتمان لیبرال دمکراسی به مقام موروثی نه در حوزه سیاسی و دمکراسی بلکه در قلمرو «فتحنامه لیبرال دمکراسی» یعنی منشور جهانی حقوق بشر و تکیه بر خاستگاه آن، يعنی برابری انسان هاست.
جنبش سبز ایران پیشباز شایستۀ شهروندانی جهانی به هزارۀ سوم است در نگرش، در ابزار، در شیوه، منش، گفتمان و حتی رنگی که بر خود افشانده است، وامگرفته از هر چه روییدن، بالیدن، تازه شدن و روزآمدبودن؛ همرأی با دههها تلاش داریوش همایون در آفریدن فرهنگ سیاسی سالم و دور از خشونت تولد و تکامل آن.
برخورد درست به جنبش سبز آن است که از خودجوشی و آزادی جنبش اعتراضی پشتیبانی، و حق راه سبز امید به اینکه سراسر در چهارچوب همین نظام مبارزه کند و متحدانی از جناح های رژیم بیابد شناخته شود
یک کشور مستقل دارای نهادهایی است که وظیفه ی اجرای قانون، حفظ نظم، امنيت و ثبات را بر عهده دارند. اقتدار دولت در گرو اجرای قانون است نه زورگویی دائمی علیه ملت خود.
تا هنگامی که مساله بحران و مشکل در کشور قبول نشود، تا هنگامی که مردم کثیر و اکثریت مردم اغتشاشگر نامیده بشوند ، تا موقعی که مردم به حساب نیایند، تا موقعی که حق مردم قبول نشود برای تعیین سرنوشت خودشان، راه حل جامعی برای رفع مشکل پیدا نخواهد شد.
همه کمابیش با «ویکیپدیا» آشنایی دارند. جنبش سبز هم به نظر من حالت ویکیپدیا را دارد. یعنی افراد و دستههای گوناگونی مطالبی بر آنچه جنبش سبز دارد، میافزایند. این جنبش یک دادهی عمومی دارد که آزاد است و همه میتوانند شرکت کنند.
آن گروه از روشنفکران مسلمان آزاد اندیشی که اینک به بی پایگی و ناعادلانه بودن حکومت دینی پی برده اند؛ بخش مهمی از چالش مردم ما برای دستیابی به دموکراسی، حقوق بشر، عدالت اجتماعی و آینده ای بهتر اند. اما نیروهای سکولار ایران، نه دِین ویژه ای به ایشان دارند و نه می پذیرند که ایشان را، به نام تجدد خواهی دینی و یا هر نام دیگری، وصّی سرنوشت خویش کنند و آینده این سرزمین را از چشم انداز ایشان رقم زنند
عدالت خواهی در کشور ما بدون مرزبندی و مبارزه با تبعیض معنا ندارد و به این مفهوم شعار عدالتخواهی آقای احمدی نژاد تنها یک عوامفریبی و یک پوشش برای دفاع از بی عدالتیهای حاکم بر کشور است.
ما همه ایرانی هستیم، نمی توانیم یا او یا ما باشیم زیرا هیچ کدام بیشتر ایرانی نیستیم. هر دو باید باشیم ولی با گسترش نیهیلیسم در جامعه سرانجام هیچ کدام سالم از میدان بیرون نخواهیم رفت ــ کشور که جای خود دارد
«مصاحبه ای فوق العاده خواندنی، ازرئیس کل سازمان اطلاعات برون مرزی فرانسه در دوران انقلاب ١٣٥٧ ایران.
این گفتگو به همـّت ژورنالیست معروف فرانسوی،خانم کریستین اُکرنت(Christine Ockrent) با آقای الکساندر دو مارانش (Alexandre de Marenches)انجام شده، و در سال١٩٨٦ درکتابی تحت عنوان «Dans le secret des princes» یا «اندر اسرار فرمان فرمایان» توسط انتشارات stock در پاریس چاپ و منتشر شده است.
برای مقابله با زوال اخلاقی دامنگیر در عرصه سیاست ایران پیش و بیش از هر چیز باید امر حقوق بشر جدّی تلقی شود. ... احترام و رعایت حقوق بشر کف اخلاق و قیدی بر مصلحت اندیشی است.
چه کسی زندگی را شادمان می خواهد؟ آن که اندوه اش بيشتر است. چه کسی ماهرانه وُ عاشقانه، عشق می افشاندَ؟ آن که ناکامی را شناخته است. و چه کسی آزادی را بشارت می دهد؟ آن که يک سينه، سخن دارد وُ تنگنای قفس را می شناسد
آزمایشات موشکی چند روز گذشته و وجود تاسیاست دیگر هسته ای که زیر کوه پنهان شده، این برداشت را که مقاصد هسته ای ایران نظامی است را شدت بیشتر خواهد بخشید و خود زمینه اعتراضات بیشترغرب و اسرائیل را فراهم خواهد کرد. رژیم امیدوار است بحران ایجاد شده که بدون شک همراه با افزایش تهدید به حمله به خاک ایران خواهد بود، یکبار دیگر همبستگی ملت با حکومت را به همراه آورد و حتا اگر در کوتاه مدت هم شده، جنبش سبز را به اولویت پایین تر بدل کند.
شکوه سبز روز قدس به هیچ وجه کمتر از 25 خرداد نبود...قانون یعنی یک گروه قانونی و مستقل به حادثه کهریزک، از بالا تا پائین کهریزک رسیدگی کند...به جای زندان، در دانشگاه میزگرد بگذارید...حتماً بازگشت نظامیان به پادگانها و ممنوعیت ورود آنها به سیاست و اقتصاد باید مورد بررسی قرار گیرد...حركت سبز مردم در ایران سلطنتطلبان و منافقین را هم خلع سلاح كرده است...
اگر فعالان هر جنبش اجتماعی، درک خوب و مناسبی از «موقعیت» ها و شرایط گوناگون سیاسی داشته باشند و بتوانند نقش و رسالتی که در هر مقطع تاریخی برعهده شان قرار می گیرد مسئولانه و با تواضع مدنی دریابند و از ایفای تعهد اجتماعی خود برآیند روشن است که در چنین وضعیتی حرکت آرام یکصدساله جامعه ما به سمت اصلاحات دموکراتیک در حوزه های مختلف و رسیدن به مساوات مدنی، ... با هزینه های کمتر همراه خواهد شد