دمکراسی در ایران از نفی ولایت فقیه می گذرد و خواست ایجابی انتخابات آزاد، تنها در مقابله با ولایت فقیه است که اعتماد عمومی را فراهم خواهد آورد. مبارزه با ولایت فقیه را باید به مبارزه ملی و عمومی فرارویاند. فقط حرکت ملی جامعه است که می تواند و باید این مسیر حرکت حکومتی را قطع کند و پرچم زنده باد دمکراسی و آزادی را برافرازد. پرچم جمهوری ایران، باید این باشد
واقعیت این است که ساختار حقوقی جمهوری اسلامی چنان متناقض است که نمی تواند به صورت فعلی ادامه حیات بدهد. در قانون اساسی تلاش شده به گونه ای بین نظام عرفی جمهوری و دموکراسی با نظام شرعی سنتی فقهی آن هم به مدل ولایت فقیه سازگاری ایجاد شود اما چنین امری عملا نشده و نخواهد شد.
از نظر روحی که عالی هستند. حتی چند بار جلوی ما وقتی گفته می شد که انشاالله زودتر آزاد می شوید و همه چیز تمام می شود، مادرمان می گفت نه، ما آزادیمان را در کنار باقی زندانیان سیاسی می خواهیم. این را هم خیلی محکم و با استقامت می گفت. چیزی که ما دیدیم و درک کردیم این بود که خیلی شوق زندگی و ادامه راه داشتند.
او به الهام از هگل می گفت که: روح زمانه رو به دمکراسی خواهی است و هر چند این تقدیر تاریخ نیست. دمکراسی و جمهوری بالاجبار از دست تاریخ بر نمی آید و حاصل آن از کردار ماست اما این روح زمانه، تفوق گفتمانی، ما را از سنت استبدادی و استبداد سنتی بسیار آسان می کند.
گر چه انقلاب 57 آنگونه که او و ما می خواستيم، و يا به گمان خود می توانستيم خواسته بوده باشيم، از آب درنيامد، اما او اميد به تغيير را هرگز از دست نداد، مثل فابر به رغم شکست ها ايستاده بود، از نو برخاستن، افتادن و بار ها و بار ها تجديد قوا کردن.
جرس: در ادامۀ موج اتهامات وارده به نیروی قدس سپاه پاسداران در رابطه با "طراحی عملیات تروریستی علیه اسرائیل و عربستان در خاک آمریکا" و همزمان با گفتگوی تلفنی رئیس جمهور آمریکا و پادشاه عربستان سعودی جهت هماهنگی برای مقابله با آنچه "توطئه ترویستی سپاه" خوانده شده، گروهی تحلیلگران آمریکایی این موضوع را "غیر قابل باور" و "مشکوک" ذکر کرده و در عین حال تاکید کرده اند که "بهتر است کنگره و افکار عمومی قبل از هرگونه تصمیمگیری و اقدام غیرقابل بازگشت، به دنبال مدارک جزئیتر و شواهد مفصلتری برای اثبات آن باشند."
سیدمحمد خاتمی تصریح کرد: «نگرانم! بهانه گیری ها علیه ما روز به روز بیشتر شده است. هرگونه برخورد خشن و خصمانه با ایران مطرود است و زیان آن بیش و پیش از هر کس و هرجا متوجه مردم بزرگوار ایران خواهد بود.»
صادق زیباکلام اصل «عبرت گرفتن از تاریخ» را اشتباه میداند و بر این باور است که هدف ما از خواندن تاریخ فقط ارضای حس کنجکاوی بوده است. استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در این گفتوگو تصریح دارد که در هیچ دورهای از تاریخ مسوولان کشور از تاریخ درس نگرفتهاند و اگر اقداماتی را انجام دادهاند از مشی آنها نشأت گرفته است
جمهوریخواهی البته جزئی از هویت سیاسی ماست ولی، امروز، نباید در رقابت با دمکراسی خواهی قرار گیرد. دمکراسی فضای اصلی ایست که ما را به دیگر نیروها نزدیک و دور می کند. ما دمکرات های جمهوری خواهیم نه جمهوریخواهان دمکرات.
تاریخنگاری ابعاد متعدد و متنوعی دارد. با تاریخ میتوان از منظرهای مختلف فلسفی، جامعهشناسانه و توصیفی یا تحلیلی روبهرو شد. جناب حیرت سجادی از منظر تاریخی- و نه فلسفه و جامعهشناختی- به تاریخ نگریستهاند و آثار ایشان در این حوزه قاعدتا بسیار ارزشمند هستند. آثار استاد ارجمند تصویر واقعبینانهای از تحولات کردستان در سده معاصر ارایه میدهد.
ازعلائم شکست یک جنبش اجتماعی، بی اعتباری اخلاقیاش است از نظر جامعه، تحلیل روی نیرویش است در پیکره آن، تجزیه در قوای آن، و نیز انتقال بخشی از پایه اش به جبهه مقابل آن. آیا کمترین نشانه ایی از این عوارض شکست اجتماعی را می توان در جنبش با هدف دمکراسی خواهی و استقرار زیست شهروندانه در کشور سراغ گرفت؟
این مقاله نقدی است بر نوشته دکتر عطا هودشتیان در سایت گویا نیوز در خصوص روشنفکران دینی. هودشتیان (1) معتقد است 'روشنفكر دینی' نميتواند لفظ موجهى باشد چرا كه يك فرد با ايمان دينى در كاربرد عقل استدلالى به موانع اعتقادى برخورد خواهد كرد و نميتواند اين ابزار را بصورت 'نامحدود' بكار گيرد،
روشنفکر، بدون صفت "دينی"، مرکز توجهاش نه دين، که جامعه است. و دين، اگر هم به ميان آيد و وسيله خوشبختی برخی قرار گيرد، از دو قاعده بايد پيروی نمايد: اول آنکه تحميلی نباشد. دين به قانون بدل نگردد و برایاش ضابطهی قانونی تدوين نشود. دوم آنکه ساير دينها و باورها را به شکلی يکسان به رسميت بشناسد
خواننده آشنا با شاهنامه بیگمان تاکنون شباهتِ شگفتانگيز احمدی نژاد با يکی از شخصيتهای فرعی و ناچيزِ نامور نامهی باستان را دريافته است : مرزبانی که خسروپرويز بر ری گماشت.
از همان نخستين روز شکل گیری نظام اسلامی، سیاست خارجی کشور نه بر مبنای منافع ملی، بلکه بر پايهی منافع رژیم که بالاترین آن حفظ نظام بوده است، کانون و مرجع تعيين آن نيز اميال "رهبر" بوده است.
در کنار پايان ناپذيری جنگ قدرت در داخل رژیم، همچنين اين جنگ مدتهاست که از مرحلهی آشتی پذیری نيز گذشته است. تمام طرفین درگیر، با در نظر گرفتن طبیعت رژیم، می دانند که معنی شکست در این جنگ فراگیر چيست؛ هيچ چيز کمتر از دست دادن کامل قدرت سیاسی، زندان و حتا نابودی فیزیکی نمی باشد.