در حالی که سایه ی جنگ فاجعه آور بر ایران سنگینی می کند، تنش های موجود اجتماعی با وخیم شدن وضع اقتصادی شدت خواهند یافت و هم زمان در نتیجه ی بن بست سیاسی، باید انتظار درهم ریزی پایگان قدرت و سیاست های مخرب را داشت. رژیم در گردابی که خود آفریده هر روز ژرف تر فرورفته و به تبع آن ایران را نیز به دنبال می کشد.
ما لازم نیست مدرنیته را از دل مذهب بدرآوریم یا رنگ اسلامی بدان بدهیم؛ مدرنیته نمی تواند با مذهب سازگار شود اما مذهب اگر بخواهد بماند می باید با مدرنیته سازگار گردد
اگر رژیم اسلامی، سیاست تهاجمی خود را بر پایه ی "ناممکن" بودن حمله ی نظامی آمریکا بنا کرده، این فرض بسیار خطرناکی است. هر چند درگیری آمریکا در افغانستان و عراق و عدم تمایل اروپا به همراهی با آمریکا از "احتمال" حمله ی آن کشور به ایران کاسته است، اما هنوز قدرت تخريب هوایی و دریایی آن کشور، بدون نیاز به استفاده از نیروی زمینی، بسیار بالاست و برای ایران فاجعه بار تا حد درهم شکسته شدن یک پارچگی کشور، خواهد بود.
بیشترینه ای که ما برای جلوگیری از جنگ می توانیم نشان دادن ابعاد واقعی خطر به زمامداران اسلامی است که خود را فریب ندهند و ما را ناگزیر به سر کشیدن شوکران نکنند؛ و هشدار دادن به امریکائیان است که گول چلبی ها را نخورند و بدانند که مردم ایران حمله به جمهوری اسلامی را حمله به ایران می شمارند
در انديشه چپ ايران، عدالت اقتصادی مورد نظر بود و از "شعار برابری"، همسان سازی طبقات و مساوات اقتصادی؛ مراد و مقصود نظر بود. می توان گفت؛ اصولا" عدالت حقوقی – حقوق بشر و برابر حقوقی شهروندی- در ايدئولوژی چپ ايران جائی نداشت!
من جنبۀ حقوقی مشروطیت را برجسته کردهام. بلی! تجدد سیاسی، یعنی حکومت قانون، مگر میشود حکومت قانون بدون تدوین مجموعههای قانونی و نظام حقوقی تحقق پیدا کند. ایراد من به همۀ کسانی که تاریخ مشروطیت را نوشتهاند، حتی فریدون آدمیت، این است که از این نکتۀ اساسی غفلت کردهاند.
دموكراسى كه ترجمه تحت اللفظى آن حكومت مردم است به نوعى حكومت اطلاق مى شود كه گزينش حاكمان يك نظام سياسى با رأى مردم صورت بگيرد و اين نخبگان دريك مدت زمان معين قدرت را به دست بگيرند.
قاعده كلى اين است كه اين برگزيدگان در صورت عدم تمايل رأى دهندگان در دوره بعدى به صورت مسالمت آميز، قدرت را به ديگر منتخبان مردم واگذاركنند.
ترکیه درکار آن است که حکومتی، هم پذیرفتنی برای پیشرفته ترین تمدن های جهان و هم سازگار با اسلام داشته باشد؛ پایه های نظری چنین حکومتی یک اسلام عرفیگرا با رنگ روز افزون لیبرال ولی در بستر باور های دینی اکثریت ترکان است
سوسيالدموکراتها برای رسيدن به اهداف انقلابی، روش مسالمتآميز با روآوری به روش دموکراسی، حق رأی عمومی و اصول پارلمانی را برای استقرار عدالتاجتماعی پايدار سوسياليستی برمیگزينند و برای افراد آزادی سياسی، اجتماعی و فرهنگی در برابر جامعه و دولت قايل هستند.
هم زمان، اتهام دخالت مخرب جمهوری اسلامی در شورش و بی ثباتی موجود در عراق افزایش یافته و اکنون دیگر این تنها آمریکا نیست که جمهوری اسلامی را به مقدار زیاد مسبب بی ثباتی در آن سرزمین می داند. همراه با بلندپایگان سیاسی و نظامی آمریکا، مسئولین حکومتی عراقی، آن هم از نوع شیعه، جنگ افزار، آموزش، رهبری عملیاتی و منابع مالی جمهوری اسلامی را از دلایل اصلی ادامه این وضع می دانند.
از نظر من وجود ستم و تبعیض ملی نسبت به ملت کرد، و همچنین تعداد دیگری از ملیتها در ایران، و نیز وجود مبارزه و جنبشی در تقابل با آن اظهر من الشمس بوده و همه تجربه تاریخی و سیاسی دهه¬های اخیر، پیش و پس از رژیم جمهوری اسلامی نیز، همین را نشان میدهد و ثابت میکند. در این مورد آنقدر شاهد مثال و سند هست که من به قول معروف از فرط وفور در مضیقه هستم، در حالیکه به نظر میرسد شما حتی وجود این واقعیت را انکار میکنید.
نشریات متعدد، ارتباطات گسترده با باكو، شمال عراق، درخواستهای متعدد از سوی گروهیاندك برای دخالت سازمانهای بینالمللی در مساله اقوام ایرانی و بیتفاوتی نسبت به این رخدادها، نبود یك نگاه تاریخی به این مساله و البته بیتوجهی به یك استراتژی جامع موجب میشد كه قومگرایی شكل نوینی را پیدا كند. البته هنوز این گروهها تمام جامعه را با خود همراه نكردهاند. ولی به هرحال ابعاد فعالیتشان دارد گسترش پیدا میكند.
آيا به جای جدل ومناقشه برسرمسائلی نظيراين که چه نوع سوسياليسمی برای ايران مناسب است، که به هرحال کارامروزوفردای ايران نيست. بهتزنيست جنبش دانشجوئی ايران ودرپيشاپيش آن ها دفتر تحکيم وحدت، اساس نيروی متحد خودرا روی امرتامين آزادی ها و بازکردن فضای سياسی کشورومسائل گوناگون مبتلا به دانشگاهی بگذاريد، که درنفس خود مبارزه سياسی ازنوع ديگرند ؟
استفاده از برخی واژههای نامانوس توسط این افراد در حالی تمام تاریخ ایران را به زیر سوال میبرد كه همه بر این باورند ما در ایران ملیت واحد داشته و داریم و این اقوام ایرانی هستند كه در نواحی مختلف ایران زندگی میكنند و خود را پارهای جدانشدنی از ایران میدانند. با این برداشت است كه ایرانیان قرنهای متمادی با وجود كثرت اقوام در كنار هم زندگی آرامی را داشتهاند و در گذر تاریخ خوبیها و بدیها، خوشی و غمها را با هم سر كردهاند.
مساله ی فوری و حیاتی، رابطه با آمریکاست. پس از خمینی، بن بست رابطه آمریکا با رژیم جمهوری در گرو جنگ قدرت در داخل رژیم بوده است. هیچ یک از گروه های مدعی قدرت، آمادگی این را نداشتند که از اقدامات گروهی دیگر برای رسیدن به نوعی تفاهم با آمریکا، استقبال کنند.
دم از سوسیالیسم دمکراتیک زدن ولی به ریشه های تاریخی آن اشاره نکردن، اگر برای جعل تاریخ نباشد، ناشی از ناآگاهی تاریخیست. به هر حال سوسیالیسم دمکراتیک نه تنها در تقابل با سوسیال دمکراسی نیست، بلکه با آن نیز همزاد است. «سوسیالیسم دمکراتیک» جهان بینی نوینی میان کمونیسم و سوسیال دمکراسی نیست، بلکه آرمان سوسیال دمکراتها در مرزبندی با کمونیستها و پاسخ آنها به نواقص و کمبودهای اجتماعی سرمایه داری می باشد.
داده های تاریخی ثابت می كنند كه شیعه بمثابه حزب – سیاسی و عقیدتی- دیر زمانی است كه از زندگی ایرانیان رخت بربسته و آنچه در عیان دیده می شود، چكیده ای فلكولوریك از آن است كه نه به درد دنیای مؤمنان می خورد و نه در آخرت به دادشان خواهد رسید
جنبش فدائی در سازمان "اکثریت" خلاصه نیست، اما سازمان "اکثریت" بخش بزرگتر نیروهای این جنبش را در خود متشکل و با خود همراه کرد و در مقایسه با دیگر بخش ها استعداد سازگار شدن با شرایط سیاسی جدید و درک ضرورت تغییر در حیات مبارزاتی خود را به ظهور رساند.
از نظر تأمین حقوق برابر و آزادیها ما هیچ تفاوتی میان هیچ یک از بخشهای ایران و هیچ یک از اعضای این ملت قائل نیستیم. زورگوئی و سرکوب هر عضو این ملت و هر بخش آن به معنای زورگوئی سراسری است و هر ایرانی آگاه و با شرفی باید در برابر آن ایستادگی کند.