خیزش 22 خرداد نشان داد که مردم، بیشتر شان جوانان، با این رژیم مشکل وجودی دارند. سرکوب جنبش بر پهنا و ژرفای ورطه ای که جمهوری اسلامی در آن خواهد افتاد افزود.
گزارش های مختلف از دسته بندی برای کنار گذاردن رهبر کنونی حکایت می کند که روشن نیست تا چه اندازه دقیق و یا موثق است. اما صرف بحث و امکان وقوع آن، از دگرگونی غیر قابل برگشت در اعتماد به نفس سرآمدان رژیم و در موقعیت رژیم اسلامی در داخل ایران حکایت می کند.
خامنهای با "نماز کودتا" بر گسست حکومت ولائی از ملت علامت تأکيد گذاشت! گسست قطعيت يافته است. نافرمانی مدنی، بازنايستادن جنبش مدنی "مطالبه حق انتخاب" از پيشروی و به ظهور رسيدن پيکارهای سترک ملت در تهران و سراسر ايران در فردای نماز کودتا بر اين گسست قطعيت بخشيده است.
یک هفته ای پس از انتخاباتی که همه چیز را به هم ریخت هنوز نمی توان مسیر رویدادها را به روشنی دید. احتمالات گوناگونی می توان داد و بستگی به عوامل بسیار دارد. رژیم تا کجا در خشونت و بی اعتنائی به مردم خواهد رفت؛ مردم تا کجا خواهند ایستاد؛ و چه بخش هائی از رژیم به مردم خواهند پیوست؟ ولی یک امر را مسلم می توان گرفت. جمهوری اسلامی، از جمله ولایت فقیه، چنانکه در سی ساله گذشته بود پایان یافته است.
ازمن بگو به شیخ بداندیش خامنه / زین بیش ، دل به آز و غرور و هوا منه / از ابتدا قدم به عداوت نهاده ای / آهسته دار پویه و تا انتها منه / پوتین مپوش و آیت پینوشگان مشو / بر دوش ِ گرگ ، بوسهء مهر و وفا منه
کودتای ۲۲ خرداد، نقطه چرخشی است در تاريخ سی سال حکومت اسلامی! اين که معنای دقيق اين چرخش چيست، شايد هنوز بايد چند روز و هفتهای صبر کرد! اما ترديدی نيست که ميان "حکومت ولائی" و ملت، آن گسست پديدار شده که هيچ نيروئی قادر به رفع آن نيست و هر کوشش در راه جلب اعتماد ملت به حکومت ولائی، به روبرتافتن مردم از "کوشندگان" آن قطعيت خواهد بخشيد.
با مهندسی ناشیانه نتیجه انتخابات 22 خرداد 88 تیر خلاص به پیکر نیمه جان جمهوری اسلامی شلیک شد و آخرین بازمانده مشروعیت جمهوری اسلامی – که همانا صداقت و امانتداری نسبی انتخاباتش بود- درپای مصلحت نظام اسلامی قربانی شد
امروز گفتمان بخش بزرگتر روشنفکران و طبقه متوسط شهری و حتی لایههائی از آخوندها بیدشواری زیاد در سنت دمکراسی لیبرال جای میگیرد؛ و در انتخاباتی که از آزادی انتخاب تهی است فضائی غیر عادی و آبستن دگرگونیها پدید آورده است
آن چه که اینک در فوران است، سودای اصلاحات حکومتی ندارد؛ خوانش تازه ای از قانون اساسی نمی خواهد؛ تب و تاب اصلاح و تغییر قانون اساسی رادارد؛ دگرگونی یا «تغییر» را می طلبد و دغدغه اش ماندگاری نظام نیست. جنبشی است که گریبان خویش را از دست بی کفایت اصلاحات رها کرده و دگرگونی های ماندگار و آرمان های کفر آمیزی چون آزادی، حقوق بشر و پایان تبعیض را می جوید و دنبال می کند.
محمد قوچانی، رضا خجستهرحیمی: سیدجواد طباطبایی پس از سالها تلاش فكری در عرصه سیاست نظری تصمیم گرفته است كه در خصوص سیاست عملی با ما سخن بگوید و نگاه سیاسی خود در شرایط انتخاباتی امروز را با ما در میان بگذارد. اینچنین بود كه پای سخن او نشستیم تا برای ما بگوید كه برنامه را بر فرد باید ترجیح داد و این مهدی كروبی است كه در شرایط امروز با برنامه به میدان آمده است. گفتوگو با او را در ادامه بخوانید.
رأی به موسوی، که ايران را به "رنگ سبز اهل بيت" میبيند و میخواهد، تدارک خسرانهای بزرگ خواهد بود. باعث تأسف است که برخی گرايشها چنان جو انتخاباتی آنها را گرفته که خلاصهاند در همين چند روز نمايش انتخابات و حتی در آن چند دقيقهی رفتن پای صندوق، در حاليکه دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری يک گذشتهای دارد که اين سی سال سياه حکومت اسلامی است و قطعا" آيندهای خواهد داشت که چه بسا يک فرسايش وحشتناک با عواقب تباهی آور از کار درآيد!
لازم است که توجه کنیم که نیروهای مسلح به عنوان نهاد در هر کشور، با وجودی که هر روزه خواستار افزایش توان جنگی، تجهیزات نوین، بودجه بیش تر همراه با افزایش نفوذ در تصمیم گیری های سیاسی هستند، تا جایی که ممکن باشد از درگیری حذر می کنند. ارتش ها، شاید از درگیری محدود که توان رزمی آنان را به نمایش گذارد استقبال کنند، اما از یک درگیری همه جانبه دوری می جویند.
مهم آن است که گفتمانی پیشرو بر اندیشه و بحث سیاسی جامعه تسلط یابد و سازمان های مدنی، اگر چه به صورت جنبش ها در سطح جامعه پدیدار شوند و برای خود یک فضای گفتگو و اعتراض به وجود آورند
آن انقلابی که مورد نظر دوستان است، که مردم از فشار زندگی به خیابان بریزند، تیراندازی و کشتار و بعد هم این رژیم سرنگون بشود، از آن چنان دمکراسی لیبرالی در نخواهد آمد. برای اینکه نیروهای جامعه مدنی در آن کمترین سهم را خواهند داشت و برعکس اختیار در دست بیرحم ترین و خون آشام ترین و فرصت طلب ترین آدمها خواهد افتاد چنانکه همیشه در این ماجراها می افتد.
هر کس می خواهد انقلاب کند نخست می باید به ایران برگردد؛ بد تر شدن اوضاع ایران که در هر حال و با پیروزی هر کاندیدای جدی ریاست جمهوری پیش خواهد آمد نه حتما به انقلاب خواهد انجامید و نه به سود ملی است
این نوشته چکیده ای از بخشی هائی از کتاب « فدرالیسم در جهان سوم: از امارات تا ونزوئلا » است که امید است در سال نوی خورشیدی در ایران منتشر شود. کشورهای فدرال جهان سوم عبارتند از: امارات متحده عربی – پاکستان – عراق– مالزی – هند – بوسنی و هرزه گوین – سِربی و مونتنگرو (که از هم جدا شده اند) – آفریقای جنوبی- اتیوپی – جزایر کومور – نیجریه – آرژانتین – برزیل – سنت کیتس و نِویس – مکزیک – ونزوئلا – میکرونزی.
بحران مالی و رکود اقتصادی در کشورهای صنعتی عمدتا ناشی از مداخلات بیرون از نظام بازار بوده و این بحران بیش از آنکه بحران اقتصاد آزاد باشد باید به عنوان بحران اقتصاد سیاست زده تلقی شود. جهل یا تجاهل به این واقعیت از ویژگیهای ایدئولوژیهای چپگرایانه و پوپولیستی است.
اطلاق گروه قومی به این اقلیتهای ملی و نژادی به ویژه به دوران محبوبیت نظریهی «کورهی مذاب» (Melting pot theory) بر میگردد که بر اساس آن؛ جامعه و فرهنگ آمریکایی به کورهی مذابی تشبیه میشد که همهی این گروههای قومی را (که از مناطق گوناگون جهان به آمریکا مهاجرت کرده بودند) در خود حل میکرد