مطلبی که [از] نظر خوانندگان می گذرد، خلاصه ای از درسگفتارهای دکتر طباطبایی درباره اندیشه سیاسی انقلاب فرانسه است. این گفتار به عنوان بخشی از مجلد نخست جلد دوم تاریخ اندیشه سیاسی در اروپا انتشار خواهد یافت. در آینده بخش های دیگری از آن نیز در دسترس علاقه مندان قرار خواهد گرفت.
رواداری و آزادیخواهی به این معنی نیست که از مردم بپرسیم ایا میخواهید تبعیض مذهبی باشد؛ میخواهید زنان همچنان انسان درجه دوم بمانند؛ میخواهید آخوند بجای شما تصمیم بگیرد؛ میخواهید ایران شش "ملیت و منطقه ملی" و بعدا شش کشور شناخته شود؟
اما نکته ای که می خواهم اشاره کنم، پیوند عاطفی ميان همه ی ایرانیان است، که نیرویش از هر گفتمانی بیشتر است. این پیوند است که نگهبان واقعی این سرزمین است. این پیوند را هیچکس نمیتواند از ما بگیرد، مگر خود ما. ولی به بهای نابودی خودمان.
ایران پس از یک دوران ویرانی انقلاب، هشت سال جنگ با عراق و حکومت سی و یک ساله نظام اسلامی که سراسر آشوب و کشتار بوده است، دیگر تاب توان برکناری رادیکال نظام اسلامی را ندارد. پیامدهای هر نوع دگرگونی رادیکال نیز رادیکال خواهند بود که به معنای کشتار و بی قانونی هرچه بیش تر است. مشگل بتوان از چنین دیباچه ای به دمکراسی و حقوق بشر رسید.
اين جنبش يک حرکت مسالمتآميز و مدنی است. احترام به حقوق همه حتی مخالفين، پرهيز از ايجاد تنش و اختلاف در جنبش از طريق دنبال کردن اشتراکات، عدم تضعيف يکديگر و پی گيری خواستهها و جذب حداکثری با هر روشی که هر کسی میتواند، و کمک به يکديگر بخشی از انتظارات از اين جنبش است.
مخالفین و معترضین به نتیجه انتخابات نه قدرتی دارند، نه تشکیلاتی،نه روزنامه ای دارند، نه رسانه ای و نه از هیچ امکانات دیگری برخوردارند. بنابراین از یک مجموعهای که هیچ چیز نداردو صرفاً از یک محبوبیت گسترده برخوردار است خیلی نمیتوان انتظار داشت که بگوییم آنها این گام را بردارند یا آن یکی را.
دوستان! من فارغ البال مقاله نمی نویسم، دارم فریاد می زنم و خطری را به یاد می آورم و همه را به هوشیاری دعوت می کنم. حتی اگر تحلیل من نادرست باشد ( امیدوارم که چنین باشد )، باز باید به حمایت جدی و گسترده از کروبی در محاصره و در خطر بر خیزیم.
اگر پروژه روشنگری آنچنان که هابرماس بدان قائل است پروژهای برای تمامی بشریت است و همه در ان گام مینهند و در آن سهیمند ، دیگر نمیتوان تداوم فرهنگی ایران را در همان قالب گذشته وتصویری که از خود و دیگری طرح میکرد دریابیم.
امروز « ایران »، « سکینه محمدی آشتیانی » و « سنگسار » سه کلید واژه در رأس تیتر رسانه های جهان است. ...آیا چنین حکمی و چنین رسوایی بزرگی، که جز ایجاد نفرت از دین و دامن زدن به اسلام ستیزی نتیجه ای نداشته و ندارد، مورد تأیید عقل و شرع و به مقتضای مصلحت است؟
نقطهی جابهجایی در جامعهی ما، درست در جنبش سبز روی داد و از اینجا، ما میتوانیم آیندهی ایران را تقریباً بهروشنی پیشبینی کنیم. آیندهی ایران در میان کشورهای پیشرفتهی جهان است. ما بهطورقطع از دنیای اسلامی، از جهان سوم و از جهان خاورمیانه بیرون آمدهایم.
گناه رفتار غیرانسانی و جنایتآمیز با اقلیتهای مذهبی را به گردن حکومتها نمیباید انداخت. جز در حمله عرب و پادشاهی مصیبتبار شاه اسماعیل صفوی، مسئولیت اصلی با مردم بوده است. مردم یا خواستهاند یا با خاموشی موافقتآمیز خود به هر وحشیگری به نام اسلام اجازه دادهاند.
آنچه مربوط به جنبش سبز است واکنش به هرگونه تهدیدی از سوی بیگانگان با حفظ حد و مرز با اقتدارگرایان است. همه ما به صورت بی پرده و صریح از منافع ملی خود دفاع خواهیم کرد. ما مشفقانه و دلسوزانه توصیه می کنیم که قبل از اینکه دیر شود برای پیشبرد سیاست خارجی معتدل و کاهش خطرات برای کشور از سرمایه های معتبر ، عاقل و با تجربه استفاده شود.
در سیر تاریخی «اندیشه امروز ایران» و انتشار انتقادی متون، «رسائل سیاسی ثقة الاسلام تبریزی» در شناخت بخش هایی از اندیشه سیاسی عصر مشروطیت از اهمیت بسزایی برخوردار است. اندیشه هایی که در تلاقی دنیای قدیم و جهان نوین قرار گرفته و ....
اگر حاکمیت فعلی می تواند خواسته های سبزها را میسر کند بسم الله. زندانها را باز کند.مطبوعات را آزاد کند .انتخابات آزاد انجام دهد.تمام بخش های قانون اساسی را بدون تنازل به انجام رساند .ودر مرحله بعد قانون اساسی را دوباره به رای گیری ملت بگذارد که آن بخش هایی را که نمی خواهند حذف کنند.
همهی انسانهایی که شهروند یک حکومت هستند، بدون معیارهای مذهبی، ملی، قومی، نژادی، طبقاتی، همه به اعتبار شهروند بودن با هم متساوی الحقوقاند. خب این چیزی است که اساساً با فقه و شریعت و دینداری نمیخواند.
سنگسار شرم آور ترین نوع ، از انواع ِجنایت هایی ست که بشر تا امروز، به کشف آن«توفیق» یافته و در طول حیات فیزیکی و بیولوژیکی خود، این روش را بر این کرهء خاکی آزمون کرده ولعنت کائنات و نفرین هستی ِگردنده را با بتِ این هنجار و این روش غیر معقول و توجیه ناشدنی با خود همراه کرده است.