رئیس جمهور نظام، بسیار بیش تر در میان توده محروم عرب محبوب است تا ایران. او در میان توده مسلمانان بدون امید و زخم برداشته از شکست های بیشمار ناشی از بی خردی که علت شکست های خود را نه در جامعه های خود بلکه به خاطر "امپریالیست ها و صیهونیست ها" می دانند، به عنوان قهرمان معرفی شده است.
اشاره : در چند روز گذشته نوشتهای با عنوان « ناسازگارى كشورمندى با قومگرايى ـ بررسى نوشتههاى آقاى مهندس حسن شريعتمدارى»* به قلم پیوند از طریق ایمیل در سطح گسترده پخش و بعضی از سایت ها نیز آن را در سامانه خود منتشر ساخته اند.
در هم آمیختگی جامعه ایران و زیبایی جامعه ایران هم در همین است که این جامعه پس از مشروطه پیوند های قومی خود را کنار گذاشت و بعنوان یک ملت و نه یک قوم بلکه یک مجموعه در کنار هم قرار گرفته و منفعت و هستی مشترک یافت.
آنچه بر شگفتی من میافزايد اين است که در طول اين هزاره ها ملت ايران شکل نگرفته .... پديده ای به نام ملت ايران با اين وزن و مفهوم تاريخی آن را به رسميت نمیشناسند، ولی ملت کرد و ملت بلوچ و ملت ترکمن و ملت عرب را در ايران به رسميت میشناسند!
از نگاه من کسی که از فرزند محبوب خمینی بودن به سخنگوئی جنبش سبز دگرگشت یافته به مراتب با ارزش تر است تا دگرگشت ها و موضع گیری هائی که قلم بیش از این در وصفشان نمی چرخد
اندیشهها در رهگذر تاریخ دچار تحول و دگردیسی میشوند و برای این که بتوانند پاسخگوی نیاز زمانة خود باشند، ناچارند در عرصۀ بیان و کنش از کارآمد بالایی برخوردار باشند.
نخبگان محلی، بويژه غربت نشينان، آن چنان راجع به گروههای گوناگون قومی و اقليت بودن آنان داد سخن می دهند که ديدار با ايرانیِ غير وابسته - به گروه قومی و يا اقليتی- کم کم، دارد به آرزوئی حسرت آور تبديل می شود. آنان با اين پندار بافی ها، در داخل و خارج کشور، زهرآبه بدگمانی و کينه توزی را در ميان اقوام ايرانی می پراکنند.
ضمن پوزش اصلی از دو بانوی دلاور ايرانی که امروز در مقام سخنگويان و سرآمدان جنبش سبز قرار دارند، نمونههائی از سخنان همارز و همامتداد خانم زهرا رهنورد با گفته مورد ذکر ما از خانم فائزه هاشمی رفسنجانی را در اينجا ذکر میکنيم:
چه کسی به شما اختیار داده است که با ماجراجوئی واستبداد رای کشور را در مقابل همه جهان قرار دهید واین شرایط وخیم را در وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور ایجاد کنید. خودتان برای خودتان هورا نکشید! رفراندوم برگزار کنید ببینید آیا مردم این سیاستهای ویرانگر را قبول می کنند یا نه؟
آنچه از دیده بسیاری پنهان می ماند درآمدن جنبش سبز از یک واکنش اعتراضی با شعارهای محدود به یک جنبش سیاسی و اجتماعی تمام عیار است که همه پهنه زندگی ملی و نه تنها سیاست روز و حکومت را در بر می گیرد
حتما آقای هیمن سیدی به ما حق می دهند که زیر پای نیروهایی که اهداف شان نه سامان جامعه ای که در آن «بالاترین خوشبختی برای بیشترین مردمان» فراهم باشد بلکه شعارشان حیدر، حیدری و تدارک آینده خونبار برای همه است فرش قرمز پهن نکنیم ....
در این که حذف یارانه ها ...در شرایط عادی اقتصادی سياستی درست و الزامی است، نبايد و نمیتوان بحثی داشت.... اما در شرایطی که اقتصاد کشور در حالت غیرعادی بسر برده و به خاطر سیاست های غلط اقتصادی با تورم شدید روبرو می باشد، چنین اقدامی یا از سر نادانی و یا به طور عمد برای صدمه زدن به اقتصاد ایران است.
اگر بپذيريم که هيچ عمل اجتماعی بیپشتوانه فکر و انديشهای پا به ميدان نمیگذارد، منطقی خواهد بود اگر بگوئيم انديشهها هنگامی پايه و جانمايهی عمل اجتماعی تأثير گذار قرار میگيرند که از حلقههای پيوند و مجاری انتقال به پيکر جامعه برخوردار باشند.
فدرالیسم در یک بحث مجرد و انتزاعی، به تنهایی و خارج از بافت سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی جامعه حامل هیچ پیام ارزشی برای جامعه و شهروندان نیست و فقط در بررسی بر بستر بافتهای گوناگون معنا و مفهوم ارزشی مییابد و در جامعههای گوناگون و ترتیبات گوناگون نیز معنا و مفهوم متفاوت از آن حاصل میگردد.
در این نوشتار تلاش می گردد تا ضمن بررسی مفهوم حق تعیین سرنوشت و ابعادش، سیر تاریخی این حق و راهکارهای مشروع اعمال آن به ممنوعیت جدایی خواهی بر اساس برداشت غالب از اصل حق تعیین سرنوشت نیز پرداخته شود. نوشتار حاضر از چهار گفتار و یک نتیجه گیری تشکیل می گردد
یادداشت: در شماره 30 نشریه تلاش، بخشی از کتاب به نام«حقوق مردم» که پژوهشی تازه از آقای خوبروی پاک است را زیر عنوان « دکترین نوین حق تعیین سرنوشت» چاپ و منتشر کرده بودیم. آن نوشته تنها مربوط به اوضاع و احوالی بود که سبب پیدایش دکتر نوین شده بود. از ایشان خواستیم کوتاه شده ای از بخشی دیگراز پژوهش یادشده را جهت درج در سامانه تلاش دراختیارمان قرار دهند که در زیر در اختیار خوانندگان قرار می گیرد.
اولویت ما سراسر حفظ ایران و یکپارچگی ملی ایران است؛ مبارزه با گرایش های تجزیه طلبانه است با عنوان فدرالیسم؛ مبارزه با عنوان ساختگی «ملیت های ایران» است.
تاریخ نگاری با استفاده از شیوه های مدرن در فرهنگ و اندیشه ایرانی، در سرآغازهای آن با آئینه سکندری تألیف میرزا آقا خان کرمانی به وجود آمد؛ کرمانی با گسست از وقایع نگاری مورخان پیش از خود، توانست با به کارگیری روشهای نوین تاریخ نویسی که مبتنی بر منابع و اسناد و... است، شعر و قصه سرایی را از متون تاریخی خارج و به جای آن، از اسلوب عقلانی و تحلیل حوادث تاریخی بهره گیرد.
با این وفور و فراوانی ملت که ما در ایران داریم، خوب است ایده تاسیس یک دولت ملی را به خاک بسپاریم و از همان ابتدا به فکر ایجاد یک "سازمان ملل متحد" در ایران باشیم!