مگر میشود شش هفت ملت و بیشتر در یک کشور باشند؟ فدرالیسم در جائی قابل اجراست که سرزمینهایی بخواهد استقلال خود را محدود کنند و قسمتی از حاکمیت ملی خود را به یک دولت مرکزی فدرال بسپارند. در ایران ما با چنین وضعی روبرو نیستیم.
چکیده : میرحسین موسوی در آخرین بیانیه ی خود، به مهمترین بحران های موجود در ارزش های حاکم اشاره کرده است، و در آن از بحران هایی سخن رفته است که که اگر دیده نشوند و حاکمیت از بصیرت کافی برای حل آنها برخوردار نباشد، هرکدام به تنهایی می توانند خاستگاه جنبش های عظیمی چون جنبش سبز باشند و یا چه بسا زادگاه جنبشی متفاوت و دگرگون ساز باشند که همه را غافلگیر کنند.
هویت نسل ما »چهلتکه»تر، «موزاییکی»تر و «کلاژی«تر شدهاست. نسل جدید کمتر مطلقگرا است، «فردانیت» قویتری دارد و بیشتر اهل «زندگی» و «لذت» است تا «آرمان» و «ایثار» و «ایدئولوژی».
طباطبایی با دفاع از دیدگاه بلومن برک در مقابل افرادی همچون کارل اشمیت و کارل لویت که تجدد در اروپا را عرفی شده ی الهیات مسیحی می دانند ، معتقد است که تجدد در غرب با ایجاد تحول در مفاهیم ایجاد شده است که این البته گسستی است در عین تداوم .
پیش از همه دمکراسی میباید کار کند؛شکست فرایند دمکراتیک زیان کمتری دارد تا شکست سیاستهای توسعه، زیرا این دومی فرایند دمکراسی را نیز به شکست خواهد کشید...
شرکت در نشست کاليفرنيای جنوبی و امضای توافقنامه شاهزاده رضا پهلوی با کنگره ملی کردهای شمال آمريکا در اصل رضايتنامه ايشان در تقسيم ايران، دست کم به شش ملت در شش منطقه «ملی» برپايه قوم و زبان است.
امروز از مرده ریگ امپراتوری فنا شده و خلافت بر باد رفته اسلامی، حدود شصت « کشور» پدید آمده است که حتی اگر پسوند اسلامی هم داشته باشند، باز آنچه اصل است و وجود خارجی و عینی و سیاسی دارد، همان کشور و سرزمین است نه مفهوم و مصداق اسلام که فرا جغرافیایی است و مرزهای عقیدتی آن مرز نمی شناسد و در تمام کره زمین امکان وجود و تحقق دارد.
با انتشار خاطرات جورج بوش، اکنون روشن شد که حمله نظامی فاجعه آمیز به ایران در دوران ریاست جمهوری او احتمال زیاد داشت، بسیار بیش از آن که جمهوری اسلامی و به ویژه رهبر و رئیس جمهور آن بر آورد می کردنند. تنها نداهای پراکنده ای از سوی افراد وابسته به سپاه پاسداران این امکان را جدی گرفتند.
علیاكبر داور از رجال دوره رضاشاه، وزیر مالیه در كابینه محمدعلی فروغی 1315-1312) و بنیانگذار دادگستری نوین ایران بود. پدرش كربلایی علیخان معروف به كلبعلی خانخازن خلوت بود. او در سال ۱۲۴۶ در تهران به دنیا آمد. پس از پایان تحصیلات ابتدایی و متوسطه و مدرسه علوم سیاسی به خدمت عدلیه قدیم درآمد و مشاغل مختلفی را عهدهدار شد.
برابری جنسیتی و دست یابی یه امکانات مساوی در جامعه آرمانی غیر قابل گذشت است. البته می توان آن را در سپهری وسیع تر تصور نموده آنجا که همه انسان ها باید با هم به لحاظ ارزشی و حقوقی، آزادی ها، بهره مندی ها با هم برابر باشند و این آرمان با تکاپو برای دست یابی به نظامی دمکراتیک قابل دسترسی است.
تعبیرات ملت سازان و اساسا رویکرد آنان به مساله "ملی" لزوما ارتباطی به منشور ملل متحد و اعلامیه حقوق بشر ندارد؛ آنها مقاصدی دارند که تنها در بدترین شرایط به آن خواهند رسید؛ وظیفه همه ماست که جلو بدترین شرایط را بگیریم
آنچه در نشست کالیفرنیای جنوبی مورد موافقت شاهزاده و کنگره ملی کردهای شمال آمریکا قرار گرفته در اصل تقسیم ایران دست کم به شش ملت و در شش منطقه ملی بر پایه زبان و مقدمه تجزیه کشور در آینده یی نه چندان دور به شش کشور کردستان، ترکستان، بلوچستان، عربستان، ترکمنستان و فارسستان خواهد بود.
با توجه به نیاز اساسی عراقیها به «تثبیت امنیت کامل در عراق»، «بازسازی اقتصادی»، «خروج نیروهای خارجی»، «حفظ تمامیت ارضی» و «وحدت ملّی»، میتوان انتخابات اخیر را مقدمهای برای زایش گروهها، احزاب و ائتلافهای تازه ارزیابی کرد
جنبش سبز در درون اصلاحات به حرکت آرام خودش برای دست یابی به دموکراسی، آزادی، قانون گرایی و رفع تبعیض زنان و مطالبات جریان های جنبش پیش می رود. جنبش تکثر گرا است اما برانداز و تجزیه طلب نیست. اگر از حقوق اقوام صحبت می کند به این معنی نیست که آنان به دنبال تجزیه هستند یا ما این را پیشنهاد می کنیم، ما در در عین وحدت این کثرت را می بینیم.
نسل کنونی ایران پس از یک سده و بیشتر آزمون و خطا، در همه جبههها به مسئله اساسی فرهنگی و سیاسی خود حملهور شده است و اولویت را به آزادی و حقوق بشر داده است تا بقیه هم همراهش بیایند. آن وقت ما داریم جبهههای دروغین خود را میگشائیم
هر یک از شهروندان به نسبت و سهم خود مالک مجموعه کشور با همه ثروت ها و همبستگی اجتماعی آن هستند. هیچ گروهی از شهروندان نه می تواند خود را شهروند انحصاری یک بخش از سرزمین ملّی قلمداد کند و نه می تواند بخشی از همشهروندان خود را ـ برخلاف میل آنان - از حق وابستگی به سرتاسر کشور محروم کند.
بیشتر اندیشههای درست در آغاز با مخالفت عمومیروبرو شدهاند؛ پیشرفت بشریت وامدار کسانی است که باورهای جا افتاده را چالش کردند و از تنها ماندن نهراسیدند
من از مطالبات کورد، بلوچ، عرب و ... در چهارچوب ایران واحد حمایت می کنم. نقطه سرخط. از حرف جدایی طلبان و حرفهای خارج از چارچوب تمامیت ارضی کاملاً بیزارم و در حد خودم و حرفه ی خودم هم با ان مبارزه می کنم.
شاید گسترش متون تحقیقی و پژوهشی در این عرصه بتواند ما را از هیاهوی بسیاری که امروزه بهویژه در خارج از کشور در مورد فدرالیسم به عنوان «کیمیای سعادت» به راه افتاده است، رهایی بخشیده تا آنگاه بتوانیم به یافتن راهحل ایرانی همزیستی قومهای ایرانی بپردازیم.